تبليغاتX
کلک مهر

دختران ایرانی نازترین عکسهای ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

نازترین عکسهای خارجی

عکس های خارجی

کلیپ عکسهای خفن ایرانی های ایرانی

کلیپهای ایرانی


کلک مهر

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم

آیت‌الله العظمی منتظری با صدور پیامی، اعتراف‌گیری‌های پخش شده را دروغ، خلاف‏ ‏واقع و فاقد حجت شرعی دانست و با انتقاد از کارهایی که باعث می‌شود رهبران ایران با استالین و صدام مقایسه شوند، هشدار داد که این‌گونه اقدامات «بی‌اعتمادى مردم و خشم و عصيان‏ ‏آنان را بيش از پيش در پى دارد و بحران كنونى جمهورى اسلامى را‏ ‏عميق‌تر خواهد كرد و جايگاه آن را در دنيا ضعيف تر از پيش مى‎سازد.»

به گزارش نوروز، به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت‌الله منتظری، متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:


‏بسم الله الرحمن الرحيم ‏

( والمومنون والمومنات بعضهم اولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر )‏
(سوره توبه ، آيه 71)‏


‏با كمال تعجب و تأسف ، مردم عزيز و زجركشيده ما اين روزها‏ ‏ناباورانه شاهد پخش غير شرعى و غير قانونى و غير اخلاقى مصاحبه ‏ ‏اسيران و عزيزان در بندشان مى‎باشند; عزيزانى كه بيش از چهل روز‏ ‏است محبوسند و از بين آنان تعدادى هم مظلومانه به شهادت‏ ‏رسيده اند.


‏اين جانب در پيام هاى قبلى يادآور شدم :


‏اين گونه اقرارها و اعتراف گيرى ها كه متأسفانه سالهاست در جمهورى‏ ‏اسلامى رائج شده و در زندان هاى غير قانونى و در شرايط كاملا‏ ‏غيرعادى و با فريب و تهديد زندانى و قطع نمودن رابطه او با‏ ‏واقعيت هاى جامعه و با وارد نمودن فشارهاى روحى و جسمى گرفته‏ ‏مى‎شود، بكلى فاقد وجاهت شرعى و قانونى بوده و از منكرات و گناهان‏ ‏بزرگ به حساب مى‎آيد; و از نظر شرعى و قانونى جرم قطعى خواهد بود.‏ ‏كه مباشران و متصديان و آمران آنها بايد محاكمه و تعزير شوند، و از‏ ‏طرفى هيچ محكمه صالحى نبايد و نمى تواند كسى را بر اساس اين گونه‏ ‏اعترافات و مصاحبه ها محكوم به حكمى نمايد.


از امام صادق (ع ) نقل شده كه حضرت امير(ع ) فرمودند: "هر كس با‏ ‏تهديد و تخويف و يا در زندان به چيزى اقرار نمايد، نبايد بر او حدى‏ ‏جارى شود." (وسائل الشيعة ، كتاب الحدود). و در روايت ديگر نقل شده كه آن‏ ‏حضرت فرمودند: "هر كس در اثر ترساندن يا ضرب و كتك و يا در زندان‏ ‏به كارى كه موجب حد است اقرار نمايد، نبايد آن حد بر او جارى شود."‏ (دعائم الاسلام ، ج 2، ص 466).

‏و به استناد همين روايات است كه همه فقهاى شيعه اقرار و اعتراف با‏ ‏زور و تهديد و در شرايط غير عادى را حتى عليه خود متهم شرعا حجت و‏ ‏نافذ نمى دانند.


علاوه بر آن شكستن شخصيتهاى سابقه دار و موثر در انقلاب و تشكيل‏ ‏نظام به بهانه هاى واهى و ناجوانمردانه خود يكى ديگر از گناهان كبيره‏ ‏است كه آمران و عاملان آن را گرفتار وضعيتى خواهد كرد كه بى ترديد‏ ‏دامن خود آنها را هم خواهد گرفت. مردم مى‎پرسند اين چه نظامى است كه‏ ‏مسئولين بلندپايه قبلى آن در دولت و مجلس و غيره كه بسيارى از آنان‏ ‏در تشكيل نظام نقش موثر داشته اند، به خيانت به كشور متهم مى‎شوند؟!


اين جانب از باب امر به معروف و نهى از منكر و از باب خيرخواهى و‏ ‏نصيحت ، مجددا به تصميم گيرندگان و دست اندركاران امور تذكر مى‎دهم‏ ‏و از آنان مى‎خواهم كارى بكنند تا حقوق تضييع شده مردم در انتخابات‏ ‏جبران شود و اعتماد از دست رفته برگردد و كارى كنند تا مردم راضى‏ ‏شوند; نه اينكه پس از سركوب آنان و زندانى نمودن صدها نفر از مردم‏ ‏معترض، اقدام به انجام منكر ديگرى كرده و افراد و شخصيتهايى كه به‏ ‏خدمتگزارى به انقلاب و نظام و مردم شناخته شده اند و هر كدام سالها در‏ ‏مسئوليت هاى حساس خدمت نموده اند را زندانى نموده و آنان را در‏ ‏شرايطى قرار دهند تا مجبور شوند در دادگاه نمايشى و فرمايشى‏ ‏بر خلاف عقائد و افكار خود و مطابق ميل حاكمان صحبت كنند و به نفاق و‏ ‏خيانت و به گناهان نكرده اى اعتراف نمايند كه هيچ سنخيتى با آنان ندارد و‏ ‏هيچ انسان عاقلى آن را قبول نمى كند.


چرا كارى مى‎كنند تا مردم دادگاههاى آنها را با دادگاههاى استالين و‏ ‏صدام و ساير ديكتاتورها مقايسه نمايند؟ حاكمانى كه مدعى تشيع و‏ ‏پيروى از حضرت على (ع ) مى‎باشند چرا بر خلاف دستورات آن حضرت در‏ ‏مورد اقرار و اعتراف در زندان و با تهديد و فشار عمل مى‎كنند؟ و چرا‏ ‏چهره اصل دين و مذهب و حاكميت دينى را زير سوال برده و در داخل و‏ ‏خارج خراب و مشوه مى‎كنند؟


به يقين انجام اين مصاحبه ها و گرفتن اين اعترافات دروغ و خلاف‏ ‏واقع از اسيران در بند و پخش آنها، علاوه بر اين كه هيچ مشكلى از‏ ‏مشكلات عديده كشور را حل نمى كند، بى اعتمادى مردم و خشم و عصيان‏ ‏آنان را بيش از پيش در پى دارد و بحران كنونى جمهورى اسلامى را‏ ‏عميق تر خواهد كرد و جايگاه آن را در دنيا ضعيف تر از پيش مى‎سازد. بر‏ ‏حسب قانون اساسى ، كشور متعلق به همه مردم است و آنان حق دارند به‏ ‏وسيله تجمعات آرام و جرائد و حتى راديو و تلويزيون نظرات خويش را‏ ‏ابراز نمايند. چرا راديو و تلويزيون فقط در اختيار حاكميت است؟ و چرا‏ ‏تجمعات آرام و متين مردم، چماق و بازداشت و شكنجه و محاكمات‏ ‏كذايى را در پى دارد؟


در خاتمه اين جانب ضمن اظهار همدردى با خانواده هاى داغدار و‏ ‏مصيبت زده كه جوانان عزيز خود را در حوادث بعد از انتخابات از دست‏ ‏دادند، با قلبى محزون ديگر بار به آنان تسليت مى‎گويم و از خداوند‏ ‏بزرگ براى آن عزيزان مغفرت و رحمت الهى، و براى خانواده ها و‏ ‏بازماندگان معزز آنان صبر جميل و اجر جزيل، و براى همه زندانيان‏ ‏حوادث اخير آزادى فورى، و براى متصديان امور تنبه و بيدارى و‏ ‏انعطاف و اعتذار از ملت عزيز را مسألت مى‎نمايم.
‏ ‏والسلام على عباد الله الصالحين و رحمة الله و بركاته.

‏حسينعلى منتظرى
‏‏1388/5/13‏‏

+نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت1:13توسط یاری از یاران مصدق | |

ه

مه مستوجب عذاب افترا و تضييع آبروی مردم هستند

باسمه تعالي

«وَلاَ تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمْ النَّارُ وَمَا لَكُم مِن دُونِ اللهِ مِنْ أَوْلِياءَ ثُمَّ لاَ تُنصَرُونَ» (113/هود)

تاريخ انقلاب اسلامی پس از رفراندم قانون اساسي، حضوری باشکوهتر و با عظمت تر از انتخابات 22 خرداد را به ياد ندارد. روزها و شبهايی را به ياد داريم که پسران و دختران، مادران و پدران و حتی آنهايی که نمی توانستند در انتخابات مشارکت کنند، چنان شور و شعفی را به پا ساخته بودند و چنان از آرمانهای بزرگ معمار و بنيانگذار فقيد جمهوری اسلامی حضرت امام خمينی (سلام الله عليه) به بزرگی و خوبی ياد می کردند که انسان از آن همه عظمت ، وحدت و يکپارچگی به وجدمی آمد.

آري، همه به نام دين و به نام آزادی برخاسته از اصول تشيع و برای پاسداری از آرمانها و ارزشهای شهيدان بخون خفته آمده بودند تا بار ديگر آن هم پس از سی سال به دنيا نشان دهند که آزادی موهبتی است خدادادی و هيچ کس نمی تواند مانع و سلب کننده آن از دريای انسانها باشد. اما چه شد؟ به ناگهان فرزندان انقلاب به گوشه های زندان افتادند. جوانان عزيز طعم تلخ باتوم و گاز اشک آور را تجربه کردند و به ناگاه مجروحان و شهدايی بر جای ماند. اين همه تنها به خاطر اين بود که مشروعيت انتخابات مورد پرسش واقع شده بود. و آيا سزاوار بود که پاسخ انتقاد و اعتراض آنها را چنين بدهيم و ناخواسته ايجاد بحران نماييم و تمام آن اعتراضها را به دول خارجی نسبت داده و بی محابا از سرنوشت محتوم تمام مستبدان و ظالمان ، آنها را وابسته به دنيای غرب بپنداريم؟ ظلم و تعدی تا آنجا پيش رفت که شاهد دادگاه کسانی شديم که خود در تمام حوادث پس از انقلاب و دوشادوش تمام مسوولان حضوری فعال و چشمگير داشتند. دادگاهی که هويت و چگونگی آن از پيش مشخص بود،تا جايی که شاهديم نه تنها به مردم، بلکه به نخبگان آنان و کسانی که عمر و جوانی خويش را وقف خدمت به اسلام، انقلاب و جمهوری اسلامی نموده اند، نيز رحم نکردند و آنها را با انواع فشارهای روحی و روانی و نگه داشتن طولانی مدت در سلول های انفرادی و قطع ارتباط با خارج از سلول و بی خبر نگه داشتن از همه مسائل روبرو ساختند و مهمتر از همه، خانواده های بی گناه آنها را از سرنوشت عزيزانشان بی خبر گذاشتند.

با توجه به آيه شريفه قرآن که به طور صريح و روشن هرگونه اعتنا به ستمکاران و ظالمان و اعتماد بر آنان را به خاطر جهاتی از جمله افزايش جرأت ظالمان و سرکوبگران آزادی های خداداي، گناهی خطرناک دانسته و با عنايت به کتاب و سنت و عقل، بر خود لازم می دانم که يک وظيفه شرعی و حکم الهی را در شرائط امروز و مخصوصاً در رابطه با جلسه دادگاه حدود يک صد نفر از متهمان تذکر دهم. دادگاهی که اگر نگوييم در نظام قضايی جهان کم سابقه است، حد اقل در قضای اسلامی بی سابقه و بدعتی نو به شمار می آيد و قطعاً با گناهانی همراه می باشد.

اما آن نکته ای که بايد به آن توجه کرد، صحت اين اعترافات نيست ، مسئله ای که بی ارزش بودن آن برهمگان روشن است، آن هم تنها به اين دليل که در زندان گرفته شده و حسب فرموده امير المؤمنين (عليه السلام) اقرار در زندان و حبس اعتبار نداشته و ندارد، و نه از آن جهت که عمده اعترافات گرفته شده، اقرار در حق ديگران است، که نه تنها بی ارزش، بلکه افترا و تهمت، معصيت کبيره و بر خلاف همه قوانين، حقوق و کرامت انسان هاست و همه کسانی که به نحوی در نشر اين گونه اعتراف ها دخيل بوده اند، در گناه آن ها شريک و سهيم می باشند و همه آن ها مستوجب عذاب افترا و تضييع آبروی مردم هستند، موضوعی که در اسلام از جان انسانها بالاتر است و خواه ناخواه در زمانی نه چندان دور، قبل از جزای آخرت، کيفر و جزای عمل خائنانه خود را در اين دنيا ودر محکمه ای صالح و عادلانه خواهند ديد.لکن نکته مهمی که بايد مورد توجه قرار گيرد، عبارت از بی اعتنايی به اين اعتراف گيری ها و عدم ترتيب اثر به آن هاست که ترتيب اثر دادن به آن ها هر چند بسيار ناچيز باشد، اعتماد و اعتنا به ظالمين به حقوق ملت و کرامت انسان ها بوده و مخالفتی روشن و آشکار با قرآن و وحی و حکم الهی می باشد.

درخاتمه همگان بايد از خداوند توانا بخواهند تا استقامت همراه با مسالمت در راه احقاق حق و حاکميت بر سرنوشت خويش را به ما ارزانی دارد و از او متضرعانه بخواهيم که به برکت ايام با برکت شعبانيه و مولود منجی عالم بشريت، به ملت ما صبر و نصر و جزای خير عنايت فرمايد.

يوسف صانعی

13شعبان المعظم1430

14/5/1388

+نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت23:6توسط یاری از یاران مصدق | |

یاران من به بند
در دخمه‌های تیره و نمناک باغ شاه
در عزلت تب آور تبعیدگاه خارک
در هر کنار و گوشه این دوزخ سیاه
(ه.الف. سایه)

+نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت21:48توسط یاری از یاران مصدق | |

ریاست جمهوری احمدی نژاد غیرمشروع است

در آستانه 14 مرداد، سالروز انقلاب مشروطیت جبهه ملی مردم با صدور بیانیه ای در تهران، ضمن دعوت مردم به "ادامه مبارزه و مقاومت در برابر استبداد" آنان را به شرکت مسالمت آمیز در اعتراضات فراخواند و تاکید کرد "مردم ایران امروز باید شاهد مراسم تحلیف فردی باشند که منصوب فرایند شمارش مخدوش آرای انتخابات و احراز کننده غیر مشروع مقام ریاست جمهوری است و بدین ترتیب جو ارعاب، اخافه، خشونت و کشتار جاری با این رویداد نامیمون رقم زده می شود."

در آغاز بیانیه جبهه ملی ایران با اشاره به اینکه "صد سال بعد از گذشت انقلاب مشروطیت و مبارزه برای آزادی و عدالت، مردم ایران  هنوزبرای تحقق الفبای اولیه  دموکراسی و آزادی با نظام استبدادی مذهبی در جدال می باشند آمده است: در زمانی که که نظام های استبدادی خودکامه حاکم بر اکثر جوامع بشری بودند و ارزش های انسانی برای حاکمان معنا و مفهومی نداشت و در فرایند جنگ ها سرنوشت سکنه کشور مغلوب غالبا در کشتارجمعی، یا اسارت جمعی و بردگی خلاصه می شد، مدیران و مدبران سرزمین ایرانی ما بنیانگذار نظم و نسقی جدید مبتنی بر همزیستی اجتماعی– فرهنگی، تساهل و سازگاری نژادی و آزادی مذهبی بودند. آئینی که در حدود یک هزار سال دوام داشت. اما پس از آنکه جامعه ایران در فراز و نشیب های سیاسی و اجتماعی در معرض تهاجم های پی در پی اقوام بادیه نشین و عشیره نشین قرار گرفت و مقهور نظام های استبدادی گردید، با مبانی دو فرهنگ متفاوت و ستیزه جو روبرو گردید : یکی مبتنی بر فرهنگ تک - بعدی و خودکفا و متعارض با فرهنگ چند بعدی ایرانی و نفی کننده و عقیم کننده ارزش های متفاوت آن، دیگری مبتنی بر فرهنگی نهیلیستی ( نیست گرایی )  که با مفاهیم همزیستی و همکاری بیگانه بوده و امنیت واقعی خود را در نابودی مخالفین جستجو می کرد.گو اینکه در گذر زمان اندیشمندان ایرانی به ویژه دیوانسالاران موفق شدند تا حدودی مهاجمان را به ارزش های اجتماعی و سیاسی خود فرهیخته سازند، ولی از سوی دیگر جامعه ایرانی وارث آئین ها و قوانین شوم و غیر انسانی حکام مهاجم از لحاظ مدیریت و اداره جامعه گردید. بطوریکه رویه و تصمیمات خودسرانه آنان به ویژه در امور کیفری مانند قتل عام، شکنجه، مکحول نمودن بینایی، قطع و جرح اعضای بدن و غیره اثرات خاص خود را در رویه و روش استبدادی حکام بعدی به ارث گذاشت.تاسف بارترآنکه از آغاز قرن نوزدهم که ایران عملا در طیف دیپلماسی، سیاسی و اقتصادی غرب و مظاهراستثماری آن قرار گرفت، حکام وقت به سبب اتصاف به سرشتی ژانوسی استبدادی و استعمار پذیری، بیش از پیش در ایفای وظایف ومسئولیت های ملی و تاریخی خود ناتوان و آسیب پذیر شدند. چنانکه در طول یکصد و سی سال حکومت استبدادی آنها، ناتوانی آنان در عرصه های گوناگون نه تنها منجر به از دست رفتن سرزمین هایی در شمال ارس  و اترک، مشرق و جنوب شرقی و شمال غربی شد، بلکه در نیمه دوم قرن مزبور مجبور به پذیرش معاهدات تجاری مخرب اقتصاد داخلی و واگذاری امتیازات مشابه  و رقابتی به دو قدرت استعماری  زمان یعنی انگلستان و روسیه شدند.

در ادامه این بیانیه می خوانیم: مجموعه این ناکامی ها و نافرجامی ها در عرصه های اقتصادی، سیاسی، نظامی و اجتماعی موجب گردید که نواندیشان، آزاد اندیشان، آگاهان و فعالان سیاسی برای برون رفت از نظام استبدادی و استعمار زده وقت، تغییر وضع موجود و استقرار قانون را به معنای روز خود تبلیغ و تجویز نمایند. روندی که زمینه ساز جنبش مردم ایران برای نیل به آزادی و عدالت خواهی گردید که فرآیند آن انقلاب مشروطیت و پیروزی آن شد. بی شک این رویداد در زمانی که در دو قاره آسیا و آفریقا فقط شش کشور  ظاهرا مستقل ( ژاپن، چین، ایران، عثمانی، حبشه، لیبریا ) وجود داشت، از اهمیت خاصی برخوردار بوده واحتمالا بنحوی در انقلاب 1908 ترک های جوان و انقلاب مشروطه 1911 چین موثر بوده است .با اینکه دولت مشروطه تنها پس از یک سال با مشکلات، محدودیت ها و تحمیلات قدرت های استعماری از جمله عهدنامه 1907 ( ناظر به تقسیم ایران به دو منطقه تحت نفوذ )، استبداد صغیر، دوران فترت و بالاخره اشغال ایران در جنگ بین الملل اول مواجه گردید، ولی نمایندگان منتخب ملت ایران تا مجلس چهارم در حفظ و دفاع از منافع و مصالح جامعه ایران صادقانه کوشا بودند. دریغا که پس از اتمام جنگ بین الملل اول اگر چه نظم نوین جهانی در محدوده میثاق جامعه ملل به ویژه اصل آزادی تعیین سرنوشت مردم از یکسو و بروز انقلاب اکتبر روسیه از سوی دیگر به ویژه پس از نا فرجامی و ناکامی وقوع انقلاب کارگری در اروپا و چرخش از استراتژی انقلابی به استراتژی دفاعی و درون گرا بعد از 1919، که  فضا را برای رشد و تحقق ارزش های مشروطیت فراهم نموده بود ولی جامعه ایران با کودتای استبدادی 1921 و استقرار مجدد حکومت استبدادی مواجه گردید. گواینکه در دوره بیست ساله  نظام استبدادی اقداماتی در زمینه نوسازی جامعه انجام گرفت ولی نظام مشروطیت عملا تعطیل و آزادی مورد نظر ملت در محاق نظام استبدادی وقت قرار گرفت.اگرچه در طول جنگ بین الملل دوم و بعد از آن در مقاطعی به ویژه دوران سه ساله نهضت ملی کردن نفت، جامعه ایران از برخی اصول و مضامین آزادی از جمله آزادی بیان، قلم، مطبوعات، احزاب، تجمعات، و نقش فعال قوه مقننه بهره مند گردید اما نهضت ملی شدن صنعت نفت با تمام اثرات فراگیر داخلی و خارجی آن مقهور کودتای ننگین 28 مرداد گردید و بار دیگر استبداد در کسوت مشروطیت به حیات خود ادامه داد.دریغ و درد آنکه در زمانیکه ارزش های جهان شمول بشری مندرج در منشور ملل متحد، اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاق حقوق مدنی و سیاسی و میثاق حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی سر لوحه قوانین اساسی بسیاری ازکشورها قرار گرفته بود و در پرتو جنبش های استقلال طلبانه و آزادیخواهانه تعداد کشورهای مستقل آسیایی و آفریقایی از شش کشور به بیش از یک صد کشور افزایش پیدا کرده بود و مردم ایران که از فرایند مشروطیت استبداد زده به رنج و درد آمده بودند برآن شده بودند که در پرتو جنبش همگانی 1357 نظم نوینی را بر اساس آزادی، مردم سالاری و حکومت قانون بنا نمایند، ولی غافل از اینکه این انتظارات دولت مستعجلی بیش نبود واز درون و لابه لای حوادث پیش آمده چون گروگان گیری، جنگ تحمیلی هشت ساله و غیره استبداد مذهبی با تمام ویژگی هایش در مقام چالشگری نسبت به حقوق بشر  و آزادی های اساسی برآمد. جویندگان مردم سالاری و حکومت قانون یا به حاشیه رانده شدند و یا در زندان ها جای گرفتند و برخی نیز مجبور به جلای وطن گردیدند و اسف بارتر اینکه اصلاح طلبان و طالبان تغییرات مسالمت آمیز برخاسته از دورن همین نظام مذهبی نیز بتدریج سرنوشتی مشابه غیر خودی های اعلام شده پیدا نمودند.

این بیانیه سپس با اشاره به انتخابات اخیر ریاست جمهوری در کشور، از این سخن می گوید که:مردم ایران با صد سال تجربه پای صندوق رفتن حضور در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری را امری ضروری برای رفع نا بسامانی ها و نارسائی های موجود در امور داخلی و خارجی و پایان دادن به ادامه وضع موجود تشخیص دادند و به این امید که با شرکت درانتخابات به این مقصود مهم دست می یابند در آن شرکت نمودند.غافل از اینکه فرآیند انتخابات مورد بحث از قبل بنفع نامزد مورد نظر نظام که شکستش قطعی بنظر می رسید تنظیم و مهندسی شده بود و به طرزی ناشیانه، عجولانه و نابخردانه پیروزی کاندیدای نظام حاکم اعلام شد. وقتی حکومت انحصار طلب و تمامیت خواه با اعتراض آرام، مسالمت آمیز، قانونمند و متمدنانه میلیونی مردم  روبرو می گردد به اقتضای طبیعت استبدادی اش در مقام سرکوبی معترضان قانونمند برآمده به ضرب و شتم، زندان، شکنجه  و کشتار آنان دست می یازد. اقداماتی که نه تنها انزجار داخلی بلکه اعتراض و انتقاد جهانی را در پی داشته است. شگفت آنکه در آستانه روز 14 امرداد که یاد آور روز غرور آفرین پیروزی انقلاب مشروطیت و فداکاری های شهدای راه آزادی و عدالت است، مردم ایران پس از گذشت یک صد سال از این وریداد هنوز برای تحقق الفبای اولیه آزادی و دموکراسی با نظام استبدادی مذهبی روزدر مبارزه هستند. آنهم در شرایطی که خواست ها، درخواست ها، و استدلال های مسالمت آمیز و قانونمند آنها با واکنش های خشونت آمیز مواجه می شود. اسف بارتر اینکه درآستانه روز 14 امرداد که یاد آور پیام آزادی و آزادگی پدران آنهاست و ظاهرا می بایست با شادمانی و شادی برگزار گردد، مردم ایران باید شاهد مراسم تحلیف فردی باشند که منصوب فرایند شمارش مخدوش آرای انتخابات و احراز کننده غیر مشروع مقام ریاست جمهوری است و بدین ترتیب جو ارعاب، اخافه، خشونت و کشتار جاری با این رویداد نامیمون رقم زده می شود. غافل از اینکه مردم ایران با الهام و پیام برگرفته از ندای آزادی و عدالت خواهی پدران خود در یک صد سال گذشته و با اعتقاد و پای بندی به ارزش های جهانشمول حقوق بشر و آزادیهای اساسی و تعهدات بین المللی ناشی از آن، قویا در راه تحقق آزادی و مردم سالاری کوشا بوده و برآن هستند که جنبش آزادیخواهی را به سر منزل مقصود یعنی استقرار  دموکراسی و حقوق بشر و حکومت قانون برسانند.

در پایان این بیانیه، جبهه ملی ایران ضمن تاکید بر لزوم "همبستگی هر چه بیشتر صفوف کنشگران آزادی و مردم سالاری" آنها را به "ادامه اعتراضات آرام و مسالمت آمیز برای پایان دادن به وضع خفقان آور موجود و مظاهرغیرانسانی آن" فرا خوانده و از این باور گفته است که "رودهای کوچک و متفرق مقاومت و مبارزه مردم سرانجام چون سیل به دریای خروشان آزادی می پیوندند."

+نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت17:41توسط یاری از یاران مصدق | |

مسؤولیت مجلس در قبال انتخابات اخیر و مسائل پس از آن بسیار سنگین است. نمایندگان مردم می توانند امروز طرح تحقیق و تفحص از روند انتخابات و حوادث پس از آن را در دستور کار خود قرار دهند و مطمئنا اگر هیأت بیطرفی این مهم را عهده دار شود، نتیجه کار می تواند بسیاری مسائل را روشن کند.
سید محمد خاتمی در دیدار با اعضاء فراکسیون خط امام (ره) مجلس شورای اسلامی ضمن خوش آمد گویی به نمایندگان از تلاش های مجلس شورای اسلامی و علی الخصوص فعالیت های دلسوزانه و خیرخواهانه فراکسیون اقلیت مجلس قدردانی کرد. وی اگرچه این تلاشها را ارزشمند و اثرگذار دانست اما تأکید کرد: سؤال این است که اگر مجلس در رأس امور کشور است چرا اقدامات خیرخواهانه نمایندگان مجلس به نتیجه نمی رسد؟ چرا دست هیأت منتخب مجلس شورای اسلامی برای رسیدگی به فجایعی که رخ داده بسته شده است؟ چرا حتی هیأت منتخب رئیس محترم قوه قضائیه که چند هفته پیش خبر تشکیل آن در رسانه های عمومی اعلام شد اجازه نیافته کاری از پیش ببرد؟
دستور اخیر مقام معظم رهبری برای برخورد با مسائل و فجایع دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری موقعیت تازه ای را پدید آورده و باید ابعاد گوناگون این فجایع را بررسی و با عوامل آن به شدیدترین شکل ممکن برخورد کرد. خون هایی ریخته شده، به خانواده های فراوانی آسیب های روحی و مادی وارد آمده، ملت بزرگ ایران مورد اهانت قرار گرفته اند، رفتارهای مغایر نص صریح قانون و شرع و اخلاق با معترضین و بخصوص بازداشت شدگان صورت گرفته؛ همه این مسائل باید بی هیچ ملاحظه ای در کمال بی طرفی ریشه یابی شده و حقایق - هرچند تلخ - برای مردم روشن شود و مردم شاهد برخورد ریشه ای با خطاکاران باشند.
اینکه گفته شود یک بازداشتگاه غیراستاندارد تعطیل شده کفایت نمی کند. غیراستاندارد یعنی چه؟ یعنی هواکش آن سالم نبوده یا سرویس های بهداشتی اش تمیز نبوده است؟ خیر! متأسفانه جنایت های بی شماری در این قبیل بازداشتگاهها رخ داده و جان های عزیزی از دست رفته است؛ رفتارهایی با جوانان و زنان و مردان این مرز و بوم صورت گرفته است که وقتی مشابه آن در زندان های سایر کشورها رخ می دهد همه حق طلبان بر آشفته می شوند و فریاد دادخواهی سر می دهند. باید مشخص شود این قبیل بازداشتگاهها از سوی چه کسانی ایجاد و مدیریت شده اند و خطاکاران و قانون شکنان در هر لباس و جایگاهی به مردم معرفی شوند.
.مورد زندانیان و بازداشت شدگان هم قضیه به همین صورت است. درست است که بازداشت شدگان باید آزاد شوند ولی تنها این کافی نیست. رفتارهای مغایر با نص صریح قانون و شرع و اخلاق که به هنگام بازداشت این افراد چه در مورد خودشان و چه در مورد خانواده های عزیزشان صورت گرفته همه مسائلی است که باید بی هیچ ملاحظه ای مورد موشکافی قرار گیرد. باید به شدت با عاملان این قبیل رفتارهای قانون گریزانه و سرکشی های غیرشرعی و غیراخلاقی برخورد شود و حقوق و حیثیت های مورد تعدی واقع شده به نحوی جبران شود.
ادعاهایی از سوی برخی رسانه ها و اشخاص حقیقی و حقوقی علیه فعالان سیاسی بازداشت شده مطرح می شود. اگر واقعا جرمی واقع شده اولا باید مدارک دقیق و روشنی برای طرح آن در دست داشت و ثانیا در دادگاهی صالح و با حضور هیأت منصفه و وکیل متهم به صورت علنی صحت و سقم این اتهامات مورد رسیدگی قرار گیرد. ادعاهایی که مطرح شده یا شایعاتی که درخصوص اعترافات دستگیرشدگان می شنویم از نظر قانونی قابل پیگیرد است.
رئیس جمهوری سابق ایران سپس در مورد خونهای ریخته شده در وقایع اخیر تصریح کرد: در نظام اسلامی اگر حتی یک قطره خون ریخته شود فاجعه ای رخ داده، چه رسد به آنچه ما و جهانیان در روزهای تلخی که گذشت شاهد آن بودیم! باید با هر رفتار وحشیانه ای با قاطعیت برخورد شود.
نگرانی بزرگی که همچنان باقی است لطمه ای است که به اعتماد عمومی وارد شده است و باید برای ترمیم آن قدمهای اساسی برداشت. برای بازگرداندن اعتماد عمومی هر هزینه ای که لازم باشد باید پرداخت شود. اما در همین شرایط شاهدیم که خیرخواهانی که برای جلوگیری از ظلم مضاعف و ترمیم اعتماد عمومی پیشنهاداتی را مطرح می کنند ناجوانمردانه با سیل تهمت ها و دروغ ها و نسبت های ناروا روبرو می شوند و اتهام زنندگان و غوغاگران با امنیت خاطر به کار خود ادامه می دهند. حمله های صورت گرفته به شخصیت های نظام مایه تأسف فراوان است. ببینید در این مدت کوتاه به چه شکل علمای بزرگوار، شخصیت های موجه و نخبگان و آحاد ملت مورد اهانت قرار گرفتند. در حالی که انتظار می رفت با افراد و جریان های طراح و مجری جنایات برخورد جدی صورت گیرد.
سید محمد خاتمی سپس با اشاره به جایگاه و نقش مجلس در جمهوری اسلامی خاطر نشان کرد: براساس نص صریح قانون اساسی و بیانات صریح و متعدد امام (ره) مجلس در رأس امور کشور قرار دارد و تحقیق و تفحص در تمامی امور،استیضاح وزرا و حتی تصمیم گیری درباره صلاحیت و کفایت رئیس جمهوری از اختیارات مسلم و خدشه ناپذیر مجلس شورای اسلامی است. اما با این اوصاف در کمال تعجب شاهدیم که دستهایی در پس پرده مانع از رسیدگی و موشکافی مجلس شورای اسلامی در مسائل بسیار مهمی چون حمله وحشیانه به خوابگاه های دانشجویان و وضعیت ناگوار و نگران کننده بازداشت های انجام شده و دستگیرشدگان اعم از شخصیتها و فعالان سیاسی، اصحاب رسانه و فکر و فرهنگ و مردم عادی . می شوند. این مصداق بارز انحراف در نظام است. چه دلیلی دارد که اعتراضات و انتقادات روشن مراجع عظام، علماء بزرگوار، نخبگان و فرهیختگان، حماسه آفرینان دوران دفاع مقدس، متشرعین و میلیونها نفر از مردم بزرگوار و نجیب ایران که این روزها مدام از حماسه حضورشان دم می زنند نسبت به نحوه برگزاری انتخابات اخیر و وقایع ناگوار پس از آن اینچنین با بی توجهی مواجه می شود؟
در چنین شرایطی وظیفه مجلس شورای اسلامی به مراتب سنگین تر می شود. نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی امروز می توانند طرح تحقیق و تفحص از روند برگزاری انتخابات و حوادث پس از آن را در دستور کار خود قرار دهند و مطمئنا اگر هیأت بیطرفی این مهم را عهده دار شود، نتیجه کار می تواند بسیاری مسائل را روشن کند. ما و سایر خیرخواهانی که صدای اعتراضشان شنیده می شود دلسوز انقلاب و نظام و اصول و ارزش های والایی هستیم که متأسفانه امروز مورد تعرض قرار گرفته . ما نگران اندیشه های امام و اصول و معیارهایی هستیم که قانون اساسی به صراحت بر آنها تأکید ورزیده و معتقدیم آنچه که کردند و آنچه که عده ای هنوز بر آن اصرار می ورزند نظام و مردم را متضرر خواهد کرد..
در این دیدار نمایندگان عضو فراکسیون خط امام (ره) مجلس شورای اسلامی با تأکید بر در جریان انتخابات اخیر و حوادث و فجایع پس از آن با برخی بی تدبیری ها و شتاب زدگی های آشکار و به سبب عدم توجه به خواست مردم اعتماد عمومی نسبت به حاکمیت به شدت آسیب دیده خاطر نشان کردند همچنان تلاش این فراکسیون و بسیاری از نمایندگان حق طلب و خیرخواه مردم در مجلس شورای اسلامی بر این است که با بهره گیری از ظرفیت های قانونی موجود و به رغم عدم همکاری دستگاه های ذی ربط با قانونی گریزی ها و قانون ستیزیهای آشکار و پنهان و اقدامات و رفتارهای مغایر قانون و شرع و اخلاق و مخل حقوق اساسی مردم مقابله شود و اندک اندک اعتماد آسیب دیده مردم بازسازی و حقوق مردم اداء شود.
مهندس محمدرضا تابش، دبیر کل فراکسیون خط امام (ره) مجلس شورای اسلامی در این نشست گزارش مختصری از اقدامات مجلس شورای اسلامی و فراکسیون خط امام در مورد وقایع پس از انتخابات اخیر ریاست جمهوری ارائه کرد و تشکیل کمیته ویژه بررسی وضعیت بازداشت شدگان، طرح سؤال از وزرای ذی ربط، نشست های متعدد با رئیس مجلس شورای اسلامی، دادستان کل کشور و درخواست از رئیس قوه قضاییه برای بازدید از بازداشت گاهها و اطلاع بی واسطه از وضعیت نگهداری زندانیان و پیگیری آزادی هرچه سریع تر آنها را از جمله اقدامات اصلی این فراکسیون برشمرد.

+نوشته شده در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت17:16توسط یاری از یاران مصدق | |

سید محمد خاتمی همزمان با چهلم شهدای اعتراضات پس از انتخابات ضمن حضور در منازل شهیدان سهراب اعرابی، اشکان سهرابی، کیانوش آسا و مسعود هاشم زاده با خانواده های داغدار آنان دیدار و ابراز همدردی کرد. وی در این دیدارها با بیان اینکه ایرانیان رشید هرگز از خواست های به حق خود دست بر نخواهند داشت خواستار آن شد که مسؤولان نسبت به جفایی که به مردم شده و خون هایی که به ناحق ریخته شده و رفتارهای جنایت آمیزی که صورت گرفته بی هیچ درنگ و ملاحظه ای برخورد کرده، داد خانواده های کشته شدگان، بازداشت شدگان و آسیب دیدگان بعد از انتخابات را بستانند.
در این دیدارها خویشاوندان شهدای حوادث پس از انتخابات به تشریح دیدگاه خود نسبت به انتخابات ریاست جمهوری دهم و حوادث و فجایع پس از آن پرداخته، خواستار رسیدگی ویژه به عملکرد دستگاههایی که مسبب کشته شدن فرزندانشان هستند شده و کمترین خواسته خود را شناسایی و معرفی عوامل اصلی این جنایات و برخورد قضایی با آمران و عاملان آن شدند.
سید محمد خاتمی نیز ضمن عرض تسلیت و ابراز همدردی با خانواده های شهدا اظهار داشت: اگر اولین حادثه ای که منجر به کشته شدن عزیزانمان شد روز بیست و پنجم خرداد باشد، امروز چهلمین روز شهادت این عزیزان است؛ گرچه با کمال تأسف در این مدت مدام بر عدد شهدا و دستگیر شدگان افزوده شده است. پسندیده تر این بود که چهلم این عزیزان را در اجتماعی بزرگتر که بی شک با حضور صدها هزار نفر از هموطنانمان همراه می شد برگزار می کردیم و که متأسفانه حتی از این امر هم جلوگیری کردند. همه کسانی که امروز فرصت حضور در خانه های این عزیزان را پیدا کرده اند در واقع به نمایندگی از همه ایرانیانی که از این فجایع ماتم زده اند با شما ابراز همدردی می کنند و به روح پاک این شهیدان راه آزادی درود می فرستند و به خانواده های داغداری که عزیزان خود را از دست داده اند تسلیت می گویند.
ملت ما خواستار آزادی، استقلال و پیشرفت ایران بوده و هست و در عین حال که به جد دموکراسی و مردم سالاری را با همه مزایایش می خواهد، خواستار حاکمیت ارزشهای الهی است که مهمترین آنها در عرصه حیات اجتماعی عدالت و اخلاق است؛ دو رکن اساسی انقلاب اسلامی. اگر وضعیتی پیش آمد که بخش قابل توجهی از مردم چه به لحاظ جمعیت و چه به لحاظ جایگاه اجتماعی احساس کنند عدالت و اخلاق نادیده گرفته شده و رأیشان به حساب نمی آید، آنگاه جمهوریت لطمه بزرگی خواهد دید و در عین حال اسلامیت که نشانه بارز آن احیا عدالت و اخلاق است مورد جفایی بزرگ قرار گرفته است.
ایرانیان رشید هرگز از خواست های به حق خود دست بر نخواهند داشت. باید نسبت به جفایی که به مردم شده و خون هایی که به ناحق ریخته شده و رفتارهای جنایت آمیزی که صورت گرفته بی هیچ درنگ و ملاحظه ای برخورد شود. خانواده های داغدار جان باختگان این حوادث به خصوص کسانی که عزیزانشان در کمال صحت و سلامت دستگیر شده اند و به یک باره در کمال ناباوری پیکرهای بی جان جگرگوشه های خود را تحویل گرفته اند، بیش از همه محق هستند که به دادخواهی برخیزند و مسؤولان باید بی درنگ داد آنها را بستانند.
راه آزادی و عدالت و سربلندی راه همواری نیست و اگر به راستی به راهی که برگزیده ایم ایمان داریم، باید هزینه پیمودن آن را نیز بپردازیم و با شکیبایی و ایمان به خدا و امید به موفقیت دست یابیم

+نوشته شده در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت17:7توسط یاری از یاران مصدق | |

و باز هم تقدیم می کنم به روح  پاک و بلند معلم عشق و آزادگی و پیامبر آب و روشنی مرحوم دکتر بیژن شفقی و استوانه حیات او مرحوم دکتر پروین ضیایی

خانه متروک

دانم اکنون از آن خانه دور                  شادی زندگی پرگرفته

دانم اکنون که طفلی به زاری               ماتم از هجر مادر گرفته

هر زمانی می دود در خیالم                نقشی از بستری خالی و سرد

نقش دستی که کاویده نومید                 پیکری را در آن با غم و درد

بینم آن جا کنار بخاری                     سایه قامتی سست و لرزان

سایه بازوانی که گویی                      زندگی را رها کرده آسان

دورتر کودکی خفته غمگین                در بر دایه خسته و پیر

بر سر نقش گلهای قالی                     سرنگون گشته فنجانی از شیر

پنجره باز و در سایه آن                    رنگ گلها به زردی کشیده

پرده افتاده بر شانه در                      آب گلدان به آخر رسیده

گربه با دیده ای سرد و بی نور            نرم و سنگین قدم می گذارد

شمع در آخرین شعله خویش               ره به سوی عدم می سپارد

دانم آکنون کز آن خانه دور                شادی زندگی پرگرفته

دانم اکنون که طفلی به زاری              ماتم از هجر مادر گرفته

لیک من خسته جان و پریشان             می سپارم ره آرزو را

یار من شعر و دلدار من شعر             می روم تا بدست آرم او را

زنده یاد فروغ فرخزاد

 

+نوشته شده در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت2:12توسط یاری از یاران مصدق | |

 

+نوشته شده در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت1:31توسط یاری از یاران مصدق | |

 
قلم - میرحسین موسوی با تبریک اعیاد پیش رو، هر یک از این فرصت‌ها را به عنوان نعمتی دانست که خداوند برای نهضت سبز قرار داده است تا از آن خوب استفاده کند.

به گزارش خبرنگار قلم نیوز، مهندس میرحسین موسوی در دیدار با اعضای تشکل‌های معلمان و فرهنگیان در انجمن اسلامی معلمان ایران با تبریک ماه شعبان و اعیاد این ماه، این فرصت‌ها را نعمتی برای نهضت سبزخواند تا از آن خوب استفاده کند و گفت: این مهم‌ترین مساله است که شبکه عظیم اجتماعی و سبزی که در سراسر کشور ایجاد شده است، اگر هوشیار باشد که هست، باید از تمام این مناسبت‌ها با استفاده از خلاقیت خود استفاده کند.

وی با اشاره به اینکه این مناسبت‌ها زیاد هستند یادآور شد: ما می‌توانیم هر روز برنامه‌ای برای روشنگری و پیگیری اهداف بلند نهضت بزرگ سبز داشته باشیم.

موسوی در ادامه درباره سخنان یکی از اعضای حاضر مبنی بر اینکه جریان حاکم بعد از انتخابات غافلگیر شد و فقط تا زمان انتخابات برای خود برنامه ریزی کرده بود، گفت: فکر می‌کنم این غافلگیری به چند هفته پیش از انتخابات برمی‌گردد زیرا تمام تلاش آنها در جهتی بود که مردم در انتخابات شرکت نکنند.

وی با اشاره به عملکرد رسانه ملی و دیگر رسانه‌های دولتی نسبت به دوره‌های قبل ریاست‌جمهوری، تلاش آنها را در جهت حضور عده قلیلی در انتخابات دانست و بیان کرد: آنها فکر نمی‌کردند که در مدت کوتاهی چنین موج عظیمی ایجاد شود برای همین غافلگیر شدند و طرح‌هایشان ناشیانه اجرا شد و خلل و فرج بسیار زیادی داشت و آنها قدرت مردم را به درستی تخمین نزدند و عمق جریان را به درستی درک نکردند. دلیل برانگیختگی و حضور مردم در خیابان‌ها را درک نکردند در نتیجه کشور و خودشان را با مشکل مواجه کردند.

میرحسین با بیان اینکه مطالبی که قبل از انتخابات، مطرح و بر آن تاکید کرده است چیزی نبوده جز درخواست‌های معمولی ذکر شده در قانون اساسی که مغفول مانده و کنار گذاشته شده بود افزود: ما بخش‌های اندکی از قانون اساسی را اجرا کرده‌ایم. قسمتی از آن را خوانده‌ایم آن هم بر اساس منافع گروهی و جناحی و آن بخشی که به نفع ما نبوده، کنار گذاشته‌ایم.

وی با بیان اینکه جز حقوق مصرح در قانون اساسی چیز دیگری نگفته است، بیان کرد: ما گفتیم شعار مردم در ابتدای انقلاب این بود "در بهار آزادی جای شهدا خالی؟"، حرف ما این است که این آزادی کجاست؟ مگر مردم به خاطر این آزادی به صحنه نیامدند و 22 بهمن 57 راهپیمایی‌های میلیونی در سراسر کشور انجام نشد و شعار آزادی سر ندادند؟ مردم دنبال آزادی بودند، الان این آزادی کجاست؟

موسوی با اشاره به مغفول ماندن بخشی از حقوق مردم و کرامت انسانی زن‌ها، آزادی سخن، اندیشه و گفت‌وگو  و هویت ملی ما و طرح آنها در انتخابات بیان کرد: طبیعی است که این سخنان از دل مردم برخاسته بود که به آنها بازگشت و موج ایجاد کرد و آینده این حرکت هم بستگی به این دارد که ما تا چه اندازه این شعارها را ببینیم و پایبند به آنها بمانیم و حاضر باشیم هزینه این پایبندی را بپذیریم.

میرحسین در ادامه درباره هویت ساختارشکنان گفت: متهم می‌کنند که شما ساختارشکن هستید و از ساختارشکنی استفاده می‌کنید، ما می‌خواهیم بگوییم ما دنبال ساختارهای واقعی برآمده از دل مردم و قانون اساسی هستیم. شما ساختارشکن هستید. با بررسی جریانات یک نمونه از دستگیری‌ها از ابتدا تا انتهای آن می‌توانید ببینید چه کسانی ساختارشکن هستند. لزومی ندارد ما صدها جنایت و تیراندازی و لباس شخصی را ببینیم، فقط کافیست آقایان یک نمونه مثلا پرونده همین روح الامینی، اعرابی یا آقاسلطان را مورد بررسی قرار دهند، خواهند دید که تا چه اندازه ساختارشکنی در مجموعه نظام صورت گرفته است و این به آنچه ما از جمهوری اسلامی و نظام انتظار داشتیم، هیچ شباهتی ندارد.

وی با بیان اینکه ما چنین نظامی را نمی‌خواستیم گفت: آیا ما نظامی را می‌خواستیم که افرادی شبانه بریزند و خانه‌های دانشجویان و مردم را ویران و ماشین‌های آنها را تخریب کنند؟ و بعد همه ارگان‌های موجود از وزارت اطلاعات تا بسیج بگویند این‌ها به ما ربطی ندارند؛ این‌ها از کجا آمده‌اند آیا از کره مریخ آمده‌اند؟ وقتی قتلی رخ می‌دهد، متهم هر کجا باشد آقایان آنقدر قوی هستند که ردش را بگیرند، آن‌وقت ده‌ها و صدها نفری که این جنایت‌ها را مرتکب شده‌اند را نمی‌توانند شناسایی کنند؟ چه کسی این را باور می‌کند؟ آیا این به معنای متهم کردن کل نظام به دروغگویی نیست؟

موسوی در ادامه با اشاره گسترش پوستر دروغ ممنوع در سطح کشور گفت: مردم متوجه شدند که یک دروغ بزرگ پشت این جریانات هست که این همان ساختارشکنی و روی گرداندن از قانون اساسی و همه آرمان‌ها و ایده‌آل‌هایی بود که نظام ما و مردم به آن پایبند بودند. الان هم نظام هیچ چاره‌ای ندارد که به آنها (آرمان‌ها، ساختارها و قانون اساسی) بازگردد و به نظر من اگر برنگردد مردم آن را برخواهند گرداند و مردم خود از راهی که آمده‌اند باز نخواهند گشت.

وی ادامه داد: غافلگیری دیگری که برای آقایان اتفاق افتاد این بود که تصور می‌کردند با چند حرکت بعد از 22 خرداد مردم به خانه‌های خود بازخواهند گشت اما همین که ملتی با این گستردگی و با این همه هزینه‌های بسیار بیش از 40 روز در خیابانهاست نشان‌دهنده عمق این جریان است؛ بعد آقایان ذهنیتشان را داده‌اند به اینکه دو گروه خارج کشور بودند و تماس با سفارتخانه موضوع را حل می‌کند، اینها تصور می‌کردند که احزاب این جریان را هدایت می‌کنند برای همین شخصیت‌ها و سران احزاب را دستگیر کردند و تمام تلاش خود را برای اعتراف‌گیری به کار بردند.

موسوی در ادامه با اشاره به اظهارات آیت‌الله جنتی مبنی بر اینکه که اعترافات دارد گرفته می‌شود گفت: آیا یک روحانی و مجتهد که اصولی دارد می‌تواند این حرف را بزند؟ اعتراف گرفتن داشتیم در اسلام؟ ما آدم‌های کم سوادی هستیم شما که باسواد هستید بیایید شرح دهید کجای اسلام، کجای قرآن و کتب فقهی ما روی مساله اعتراف کردن تکیه کرده‌اند؟ ما هر چه از حضرت علی (ع) شنیده‌ایم، بر عکس این بود، در جهت تبرئه مردم بود و در این جهت بود که مردم علیه خود حرفی نزنند.

وی با یادآوری اینکه این شیوه‌ها نتیجه‌ای در بر ندارد افزود: زیرا این حرکت مردم به شکل هرمی تنظیم نشده است بلکه به صورت یک شبکه گسترده در حال سیر بود که به همه خانواده‌ها نفوذ کرده بود و راز بقای این نهضت هم همین است و هر حرکتی در آینده هم باید به این سمت برود که نمی‌شود یک حرکت گسترده مردمی را در قالب یک تشکل کلاسیک مختصر کرد و کاهش داد. این یک خطر برای این حرکت در آینده است.

موسوی با بیان اینکه هر چه افراد را بازداشت کردند این حرکت گسترده‌تر شد، گفت: قدرت این حرکت از گسترش آگاهی‌هاست و باید آن را پاس بداریم و عمیق‌تر کنیم.

وی با اشاره به اینکه عده‌ای به دولت حاکم رای دادند، بیان کرد: باید آگاهی را در میان این افراد گسترش دهیم و روش دولت تعیین کردن و وزیر عوض کردن و سیاست‌های اقتصادی و ماجراجویی سیاست‌خارجی دولت حاکم را به آنها یادآور شویم.

موسوی در ادامه بر لزوم فراگیر بودن شعارها تاکید کرد و با اشاره به فراگیر شدن نماد سبز میان همه ایرانیان و همبستگی حاصل از این نماد که با هم بودن را نشان می‌داد، گفت: باید شعاری مطرح کنیم که گستردگی آن بتواند ایرانیان داخل و خارج کشور را دربرگیرد و بر اساس آن، حرکتمان را تنظیم کنیم. آنچه من پیشنهاد می‌کنم، ایستادن بر قانون اساسی از زاویه زنده کردن اصول مغفولی است که مهم‌ترین آن آزادیهاست.

وی با اشاره به اصل آزادی برگزاری اجتماعات به درخواست خودش و مهدی کروبی برای برگزاری مراسم یابود شهدای وقایع اخیر در مصلی تهران اشاره کرد و گفت: با این کار دولت را در معرض امتحان قرار دادیم؛ ما نمی‌خواهیم کاری کنیم، سخنرانی هم نداریم،  فقط می‌خواهیم از مصلایی که با هزینه‌های صدها میلیارد تومانی ساخته شده، یک استفاده‌ای کنیم، همان 13 میلیونی که شما می‌گویید، این‌ها هم حقی دارند نسبت به این مصلی و از پول آنها ساخته شده و از بودجه عمومی صرف شده است و متعلق به آنها هم هست، اجازه دهید ما جمع شویم و فقط قرآن بخوانیم، قرآن بخوانیم .

موسوی در ادامه با یادآوری اینکه قانون اساسی می‌تواند مثل رنگ سبز ما باشد و پیوند دهنده ما باشد، افزود: باید توجه کنیم که برای ادامه این حرکت - که برای احیای ارزش‌های اصلی انقلاب اسلامی و ارزش‌هایی است که مردم به‌خاطر آن هزاران شهید دادند- مجبوریم که به قانون اساسی تکیه کنیم و از آن دفاع کنیم و آن را شعار اصلی خود قرار دهیم.

وی با اشاره به اینکه قانون اساسی بر هویت ملی تاکید دارد، از این موضوع که بسیاری از اصول قانون اساسی که می‌تواند مقوم این هویت باشد به تهدید تبدیل شده است، گفت: تکیه بر هویت ایرانی بسیار کارساز است و این هویت ایرانی جدای از هویت اسلامی نیست اما غفلتی در این زمینه صورت گرفته است.

موسوی با اشاره به تکرار فریاد "ایران"، "ایران" در یکی از سفرهایش، تاکید بر این هویت ملی و ایران را ندایی خواند که به ایرانیان خارج از کشور نیز رسید.

وی با اشاره به اینکه حضرت امام (ره) نیز در ابتدای انقلاب تلاش در جمع کردن همه اقلیت‌ها و قومیت‌ها تحت نام ایران داشتند، گفت: وسعت ملتی که تعریف کرده بودیم به حدی بود که همه مردم در آن می‌گنجیدند و بر اساس همین دید هم بود که اقلیت‌ها به مجلس راه یافتند.

میرحسین به رسمیت شناخته شدن حقوق اقلیت در کنار حقوق اکثریت را متاثر از یک گفتمان بسیار مترقی خواند که همه ما را با هم و اقلیت‌ها و قومیت‌ها را با ما و شیعه و سنی را با هم جمع می‌کرد.

موسوی در ادامه قتل‌ها و دستگیری‌های رخ داده را فاجعه خواند و گفت: ما چنین چیزی را حتی قبل از انقلاب هم شاهد نبودند. به کسانی که چنین جنایاتی را مرتکب می‌شوند یادآور می‌شوم که مردم، آنهایی را که قبل از انقلاب مرتکب جنایت شدند به یاد داشتند و آنها را به سزای عملشان رساندند؛ مردم از چنین جنایت‌هایی نخواهند گذشت. چطور می‌شود یک فردی علاقه‌مند به انقلاب، اسلام و کشور حتی یک آدم گناهکار به زندان وارد شود و بعد جنازه او بیرون آید؟ مگر ما پیرو امام علی (ع) نیستم؟ مگر توصیه‌های ایشان را درباره ابن ملجم نشنیده‌ایم؟ مگر درباره عدالت اسلامی صحبت نکرده‌ایم؟

به گزارش قلم‌نیوز، وی افزود: مگر این وضعیت قابل تحمل است؟ چطور سران کشور ما فریاد نمی‌کشند و از این فجایع گریه نمی‌کنند؟ نمی‌بینند اینها را لمس نمی‌کنند. اینها همه کشور را سیاه می‌کنند. اینها دل همه ما را سیاه می‌کنند، اگر ما سکوت کنیم همه ما را ویران می‌کند و همه ما را به جهنم می‌برد. من نسبت به این اعتراض‌ها خوشحالم زیرا این اعتراض‌ها نشاندهنده سلامت ملت ماست مردم ما راضی به جنایت نیستند؛ راضی به اینکه افراد جانی پیدا شوند و به خانه‌ها و ماشین‌های مردم حمله کنند، نیستند؛ این عدم رضایت نشاندهنده زنده بودن ملت ماست و کسانی که در مسوولیت هستند بدانند که اگر ملتی طاقت مخالفت با جنایت‌ها را دارند باید در کنار این ملت و مدافع آنها باشند.

موسوی در ادامه با بیان اینکه کشور نمی‌تواند تبدیل به یک زندان شود که 70 میلیون نفر در آن زندانی شوند، به اصل تفکیک قوا اشاره کرد و گفت: یقین دارم قوه قضاییه نمی‌تواند و حق ندارد به بسیاری از این زندان‌ها سر بزند و اطلاعات بگیرد.

وی با طرح این سوال که آیا در حال حاضر قوه قضاییه مستقل داریم، بیان کرد: آیا قوه قضاییه می‌تواند پرونده همین روح‌الامینی را بررسی کند، الان می‌گویند مریض شده و مننژیت گرفته است، قوه قضاییه بررسی کند ببیند دندان‌های وی به چه دلیل شکسته است؟ آیا زمین خورده است یا کارهای دیگری صورت گرفته است. چنین قوه قضاییه‌ای کشور ما را نجات می‌دهد و به نفع کشور و همه ماست که چنین کاری انجام دهد.

موسوی در ادامه توضیح داد که برای این روح‌الامینی را مثال زد که همه چیز درباره او روشن است، محاسن هم داشته، مذهبی و بسیجی هم بوده است و بعد به این سیل عظیم و موج سبز پیوسته و شاهدان همه می‌گویند که او، زنده دستگیر شده است و بعد در زندان، جنازه‌اش را تحویل داده‌اند.

وی با اشاره به نام امیر جوادی که سایت‌ها به تازگی نام وی را به عنوان یکی از شهدای وقایع اخیر عنوان کرده‌اند با تاسف بیان کرد: ما همه مسلمانیم، حداقل جوانمردی این است که اگر اینها را کشته‌اید، آنها اذیت شده‌اند و زجرکشیده‌اند، لااقل جنازه‌های آنها را بدهید و به خانواده‌های آنها برسید. آن دسته از افرادی که شناخته شده نیستد چه؟ آنهایی که شهرستانی هستند چه می‌شوند؟ اینها را برگردانید به خانواده‌هایشان. چرا اینقدر مردم را آزار می‌دهید؟ چرا مردم را عصبی می‌کنید؟ چرا مردم را تحقیر می‌کنید؟ مردم حق دارند از قبر فرزندان خود خبر داشته باشند.

میرحسین موسوی تاکید کرد که این مشکلات جز با بازگشت به اصول انقلاب و قانون اساسی حل نخواهد شد و ما بیش از هر زمان دیگری نیاز داریم تا به ارزش‌ها و آرمان‌های ابتدای انقلاب و دیدگاه‌های حضرت امام (ره) رجوع کنیم. این به نفع همه ما و آخرت ماست.

وی ، شورش خیابانی خواندن حرکت‌های مردمی را ناشی از اشتباه جریان حاکم در درک حرکت مردم خواند و اینکه آنها فکر کردند با ایجاد حالت امنیتی و بهم‌زدن اجتماعات، حرکت مردم جمع خواهد شد.

موسوی با اشاره به حافظه تاریخی و جمعی مردم یادآور شد که این‌طور نیست که چند ماه بگذرد و مردم همه چیز را فراموش کنند و همه چیز حل شود.

وی در پایان سخنان خود با یادآوری اینکه "نمی‌شود سر مردم را شیره مالید" بیان کرد: خداوند توفیق دهد که همه به راه اسلام و انقلاب برگردیم.

+نوشته شده در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت1:23توسط یاری از یاران مصدق | |

قلم - آیت‌الله العظمی صانعی به نامه سید محمد خاتمی، مهدی کروبی و میرحسین موسوی پاسخ داد و تاکید کرد که باید راه احقاق حق را بدون خشونت و با رعایت حفظ امنیت و رفتار مسالمت‌آمیز ادامه داد.

به گزارش قلم‌نیوز، متن نامه آیت‌الله العظمی صانعی به این شرح است:

"حضور محترم حجج الاسلام والمسلمین آقایان خاتمی، کروبی و دوست مکرم جناب آقای مهندس میرحسین موسوی و سایر امضاکنندگان محترم نامه مورخ 3/5/88
بعد التحیة و السلام؛

تظلم های کتبی شما بزرگان که گویای تعهدتان به اسلام و اهداف مقدس جمهوری اسلامی که توسط امام امت (سلام الله علیه) ترسیم گردیده، دریافت شد.

همانطور که همگان می‌دانند میزان رأی ملت است و مردم طبق منشور قانون اساسی باید بر سرنوشتشان حاکم گردند. بر این اساس باید به سمتی حرکت کنیم که منطق، آزادی بیان، صدق و راستی و دفاع از حقوق انسان ها جایگزین ظلم، ستم، دروغ و شکنجه روحی و جسمی ـ که ماحصل دولت‌های غیر مردمی، مستبد و خودخواه است ـ گردد. اما متاسفانه همانطور که در نامه شما اشاره شده، مدتی است که شاهد افتراء، دروغ و تضییع حقوق مردم، بازداشت و زندانی نمودن، ظلم و آزار و شکنجه‌های روحی و حتی کشتن مردمی که برای دفاع از حق خود تظاهرات مسالمت‌آمیزی را داشته اند، هستیم.

اینجانب به حکم لزوم جلوگیری از ظلم ظالمین به همه کسانی که سببا یا مباشرا در ضرب و جرح و قتل و زندانی کردن انسان‌ها از اقشار مختلف مردم دخالت می‌کنند و به اذیت و ایذاء آنها در زندان‌ها و سلول‌ها ـ که خود ظلم مضاعفی به آنان می‌باشد ـ می‌پردازند می‌گویم که اینگونه ظلم‌ها به کسانی که هیچ پناهگاهی جز خداوند ندارند از گناهان کبیره به شمار می‌رود و آنقدر بزرگ و خلاف انسانیت و معصیتی فوق‌العاده است که سه امام معصوم به سه فرزند خودشان (علیهم السلام) که آنها هم امام بوده‌اند و برای درس به دیگران وصیت کرده‌اند که باید از آن فاصله گرفت و به آن نزدیک نشد: «ایاک و ظلم من لایجد علیک ناصراً الا الله» لذا امیدوارم تا دیر نشده زمینه آزادی تمام زندانیان و اجازه برگزاری مراسم به خانواده شهدای حوادث اخیر داده شود و آمرین و عاملین و محرکین و همه آنها که به نحوی در بروز حوادث اخیر دخیل بوده‌اند توبه نموده و رضایت مضروبان و آسیب‌دیدگان را جلب نمایند و در یک جمله به نصایح خیرخواهانه آیت‌الله هاشمی دامت افاضاته توجه کرده و به آن عمل نمایند تا پرونده دولت بیش از مساله انتخابات و عدم مشروعیت شرعی و مقبولیت که به وسیله قانون اساسی با رأی قطعی و بدون تردید توده مردم حاصل می‌شود، سنگین‌تر نگردد و حقوق اولیه مردم تضییع نشود و به جای توجه به اعتراض توده‌های مردم در داخل و خارج، سینه و قلب جوانان را نشانه نروند که همه ظلم‌ها و اذیت‌ها و اعتراف‌گیری‌ها و دروغ‌پردازی‌ها نه تنها منجر به تقویت حکومت نمی‌شود بلکه موجب ضعف و بغض مردم نسبت به حکام خواهد شد و در نهایت ناله مظلومان، قطعا ذلت و گرفتاری ستمکاران را در زمانی نه چندان دور به دنبال خواهد داشت.

در خاتمه همانطور که قبلا گفته‌ام، بار دیگر به شما و همه ملت شریف و عزیز ایران اسلامی در داخل و خارج و همه کسانی که تلاش می‌کنند صدای مظلومین معترض به انتخابات را به گوش جهانیان برسانند عرض می‌کنم که مبادا فشارها و اذیت‌ها و حق‌کشی‌ها موجب یأس و ناامیدی شما گردد و خواسته ستمکاران تحقق یابد بلکه باید راه احقاق حق را بدون خشونت و با رعایت حفظ امنیت و رفتار مسالمت‌آمیز ادامه داد. خداوند را شاکرم که شما آقایان با حفظ وحدت، که رمز پیروزی شماست و اتحاد توده‌های مردمی را نیز به دنبال خواهد داشت، توانسته‌اید همگام و همفکر با یکدیگر به جلب و جذب مردم مخصوصا نسل جوان بپردازید و شهد شیرین دفاع از حقوق انسان‌ها و حاکمیت مردمی را به یادگار بگذارید.

یوسف صانعی"

+نوشته شده در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت1:15توسط یاری از یاران مصدق | |

قلم - آیت‌الله العظمی عبدالکریم موسوی اردبیلی در اطلاعیه‌ای، رعایت حقوق افراد بازداشت شده، و آزاد کردن هرچه سریع‌تر افرادی که ارتکاب جرمی توسط آنان احراز نشده است و دلجویی از خانواده‌هایی که عزیزان خود را در حوادث اخیر از دست داده‌اند را خواستار شد.


به گزارش قلم‌نیوز، متن نامه آیت‌الله العظمی عبدالکریم موسوی اردبیلی به این شرح است:

"و أطیعوالله و رسوله و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم

وقایع تاسف‌بار اخیر و اتفاقاتی که در شأن نظام اسلامی نبوده و زیبنده‌ی آن نیست، موجبات نگرانی تمام علاقه‌مندان به کشور و نظام جمهوری اسلامی را فراهم آورده و باعث سلب آسایش و آرامش از جامعه شده است. حرمت‌شکنی‌ها و ایراد اتهاماتی که در دادگاه‌های صالحه ثابت نشده‌اند، به بزرگان و شخصیت‌های ملی و دینی، نه تنها جامعه را آرام نمی‌سازد بلکه آتش فتنه را شعله‌ورتر می‌کند. و لا تقف ما لیس لک به علم ان السمع والبصر والفواد کل أولئک کان عنه مسوولا. ادامه این وضعیت به یقین مطلوب هیچ‌یک از دلسوزان کشور نبوده و بیم آن می‌رود که باعث تضعیف پایه‌های نظام و اعتماد عمومی به آن گشته و زمینه‌ساز فتنه‌هایی بس عظیم و بزرگ گردد.

این‌جانب از تمامی مسوولان و دست‌اندرکاران امر می‌خواهم که هرچه سریع‌تر نسبت به ترمیم شکاف‌های ایجاد شده و جبران آسیب‌های وارد آمده اقدام نمایند و در جهت بازسازی اعتماد مردم به نظام تلاش کنند. رعایت حقوق افراد بازداشت شده و برخورد همراه با عطوفت اسلامی و انسانی با آنان و آزاد کردن هرچه سریع‌تر افرادی که ارتکاب جرمی توسط آنان احراز نشده است و هم‌چنین دلجویی از خانواده‌هایی که عزیزان خود را در این حوادث از دست داده‌اند می‌تواند قدری التیام‌بخش بوده و تنش‌های موجود را کاهش دهد.

امید است که با درایت افراد کاردانی که در نظام جمهوری اسلامی مشغول خدمت می‌باشند، کشور از وضعیت بغرنج فعلی رهایی یافته و تجربیات حاصله از این اتفاقات چراغ راهی برای اداره هرچه بهتر و صحیح‌تر امورات جامعه در آینده گردد.

عبدالکریم موسوی اردبیلی

سوم شعبان المعظم ‌١٤٣٠".

+نوشته شده در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت1:13توسط یاری از یاران مصدق | |

ق

لم - مهندس میرحسین موسوی در مورد دادگاه گروهی از فعالان نهضت سبز بیانیه منتشر کرد.

در این بیانیه آمده است:

بسم الله الرحمن الرحیم

می‌گویند فرزندان انقلاب در دادگاهی که دیروز تشکیل شده بود به ارتباط با بیگانه و برنامه‌ریزی برای ساقط کردن نظام جمهوری اسلامی اعتراف کرده‌اند. اینجانب در سخنان آنان دقیق شدم و در حقیقت آن چنین چیزی نیافتم، بلکه شنیدم که با ناله‌ای عمیق از سرگذشت دردناک خود در این پنجاه روز می گفتند؛ انسان‌هایی له شده که ممکن بود به هرچیز دیگری هم که به آن الزام شود اقرار کنند به راستی چه چیز دیگری جز داستان رنج‌هایی که کشیده‌اند ممکن است بگویند. می‌گفتند محسن روح‌الامینی حق داشت که شهید شد. می گفتند که اگر 50 روز ایستادگی نکرده بودیم این نمایش هفته‌ها پیش برگزار می‌شد. می‌‌گفتند هرچه را که به آنان می‌گفتند تا گفته باشند که اینها حرف‌های ما نیست.
دندان شکنجه‌گران واعتراف‌گیران دیگر به استخوان مردم رسیده است تا جایی که اینک از میان کسانی قربانی می‌گیرند که خدمات بزرگ به کشور و نظام در کارنامه دارند و به تهدید دیگرانی سرگرمند که در نشو و نمای این نهضت و تاسیس نظام برخاسته‌ از آن برجسته‌ترین نقش‌ها را بر عهده داشته‌اند. آیا کسانی را که آرزوی شهادت در راه نورانی انقلاب اسلامی داشته‌اند به چیزی کمتر از آن تهدید می‌کنید؟ یا پس از به مسلخ بردن جمهوریت نظام، اسلامیت و آبروی آن را هم با این بی‌آبرویی‌ها هدف گرفته‌اید؟ تنها داوری قطعی وجدان بشری از مشاهدة دادگاه‌هایی اینچنین فرمایشی سقوط اخلاقی و بی‌اعتباری صحنه‌گردانان آن است.
صحنه‌هایی که دیدیم و دیدید جز تدارکی ناشیانه برای شروع به کار دولت دهم نیست. از دادگاهی که همه چیزش تقلبی است انتظار دارند عدم وقوع تقلب در انتخابات را اثبات کند. اگر شما اهل تقلب نیستید آن را در رعایت ظواهر اولیه یک دادرسی قضایی به نمایش بگذارید. با دادخواستی سخیف با طرح مطالبی بی‌ربط، با استناد به کتاب‌هایی که به خروار خمیر می‌شوند، با تکیه بر گزارش خبرنگارانی که نامشان را هم کسی نشنیده است و با استناد به اعتراف‌هایی که رنگ شکنجه‌های قرون وسطایی از آن هویداست انتظار دارند ملت را به چه چیز قانع کنند؟ آیا نخوانده‌اند که پیامبر اکرم (ص) فرمود برای کسی که بعد از شکنجه اقرار کند حدی نیست یا کسی که در زندان یا قید و بند باشد و او را تهدید کرده باشند اقراری برای او نیست (الغدیر جلد ششم).
مردم ما با فرزندان خود که دیشب پس از 50 روز بی‌خبری چهرةشان را دیدند احساس همدردی می‌کنند. برادران ما! غمگین نباشید. بدانید که مردم وضعیت شما را درک می‌کنند و می‌دانند که حفظ جان شما واجب‌تر از هر چیز دیگر است. زود خواهد بود که ملت محاکمه مرتکبین این فجایع را شاهد باشد و بازجویان و شکنجه‌گرانی که این‌گونه با جان و آبروی او بازی می‌کنند بشناسد.
وَلَوْ یُؤَاخِذُ اللّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِم مَّا تَرَکَ عَلَیْهَا مِن دَآبَّةٍ وَلَکِن یُؤَخِّرُهُمْ إلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَإِذَا جَاء أَجَلُهُمْ لاَ یَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلاَ یَسْتَقْدِمُونَ
و اگر خداوند مردم را به [سزاى] ستمشان مؤاخذه مى‏کرد جنبنده‏اى بر روى زمین باقى نمى‏گذاشت لیکن [کیفر] آنان را تا وقتى معین بازپس مى‏اندازد و چون اجلشان فرا رسد ساعتى آن را پس و پیش نمى‏توانند افکنند
میرحسین موسوی

+نوشته شده در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت1:1توسط یاری از یاران مصدق | |


سید محمد خاتمی با نمایشی خواندن آنچه که شنبه دهم مردادماه تحت عنوان دادگاه متهمان حوادث اخیر برگزار شد، اعترافات مطرح شده را فاقد اعتبار عنوان و بر محاکمه مسببان جرم ها و جنایاتی که در بازداشتگاه ها رخ داده تأکید کرد.
سید محمد خاتمی که عصر روز شنبه با جمعی از فعالان سیاسی و نمایندگان فعلی و ادوار مجلس دیدار و گفتگو می کرد تأکید کرد: نظام و دفاع از آن برای همه مهّم و معتبر است و نباید اجازه داد منحرفان به نام نظام به اصل نظام و مردم لطمه بزنند. در نظام ما كه حاصل انقلاب اسلامی است، حقّ و حرمت مردم جایگاه والایی دارد و مدافع اصل نظام کسی است كه از این حقّ و حرمت و از جمله از رأی مردم و تأثیر واقعی آن دفاع كند.
آن طور که من مطلع شدم و همگان شاهد بودند آنچه نام دادگاه متهمان حوادث اخیر بر آن نهادند مغایر با موازین قانون اساسی، قوانین عادی و حقوق شهروندی است.
در این جریان به جای ایراد اتهام جدّی به متهمان، به اصل نظام، مردم و بسیاری از شخصیت های مؤثر و معتبر كه بیش از همگان برای اسلام و نظام و ملّت ایران دلسوزی داشته اند اهانت شد و در واقع تكرار مطالبی بود كه به كرّات برخلاف موازین قانونی و شرعی از بعضی تریبون های خاص ابراز شده بود.
تكیه بر اعترافاتی كه در شرایط خاص بیان شده است، از نظر قانونی هیچ گونه اعتباری ندارد. علاوه بر آنچه در مراحل دستگیری و بازداشت این افراد شاهد آن بودیم، مخدوش بودن شرایط واقعی یک دادگاه علنی، عدم اطلاع قبلی وكلای متهمان و محاكمه شوندگان از زمان دادگاه و محتوای پرونده و موارد متعددی از این دست اشکالات مهّمی است كه به این دادگاه وارد است.
گمان نمی كنم آیت الله شاهرودی ریاست محترم قوه قضاییه نیز با این روند و اقدام موافق باشند؛ آن هم در شرایطی که افکار عمومی در انتظار برخورد با مسائل و فجایعی هستند كه در بعضی از بازداشتگاه ها در جریان دستگیریها رخ داده و در مواردی منجر به قتل شده است و رهبری هم صراحتاً دستور رسیدگی، پیگیری و برخورد جدّی در این زمینه را صادر کرده اند.
رئیس جمهور سابق ایران در پایان خاطر نشان کرد: امیدوارم نمایش هایی از این دست كه زیان آن مستقیماً متوجه اصل نظام خواهد بود و اعتماد عمومی را بیش از پیش مخدوش خواهد کرد مسؤولان را از پیگیری جرائم و جنایت هایی كه صورت گرفته است غافل نكند.
دیدار عصر روز شنبه سید محمد خاتمی با فعالان سیاسی و نمایندگان فعلی و ادوار مجلس در حالی در دفتر وی برگزار شد که مدافعان اصولگرایی در رسانه های صداقت پیشه! خود سراسیمه خبر از سفر وی به یزد به خاطر عدم حضور در مراسم تنفیذ داده بودند.

+نوشته شده در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت0:55توسط یاری از یاران مصدق | |

کوچ عاشقانه دکتر بیژن شفقی مرگ همه گل های باغچه کوچک ما و    وداع با او وداع با همه گل های زیبای باغچه بود

خداحافظ گل لادن  تموم عاشقا باختن

ببین هم گریه هام ازعشق  چه زندونی برام ساختن   

خداحافظ گل پونه  گل تنهای بی خونه

لالایی هات دیگه خوابی به چشمونم نمی شونه

یکی با چشمای نازش دل کوچیکمو لرزوند

یکی با دست ناپاکش گلای باغچه مو سوزوند

تو این شبهای تو در تو خداحافظ گل شب بو

 هنوز آوارتنهایی داره می باره از هر سو

خداحافظ گل مریم گل مظلوم پر دردم

نشد با این تن زخمی به آغوش تو برگردم

نشد تا بغض چشماتو به خواب قصه بسپارم

از این فصل سکوت و شب غم بارونو بردارم

نمی دونی چه دلتنگم از این خواب زمستونی!

تو که بیدار بیداری بگو از شب چی می دونی؟

تو این رویای سر در گم خداحافظ گل گندم

تو هم بازیچه ای بودی تو دست سرد این مردم

خداحافظ گل پونه که بارونی نمی تونه

طلسم بغضو برداره از این پاییز دیوونه

خداحافظ....

بابک صحرائی

+نوشته شده در یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت0:47توسط یاری از یاران مصدق | |

قلم - میرحسین موسوی تاکید کرد: شعار کلیدی مردم در راه سبزی که برگزیده‌اند، "جمهوری اسلامی نه یک کلمه کمتر و نه یک کلمه بیشتر" است.
مهندس میرحسین موسوی روز شنبه در گفت‌وگویی کوتاه با قلم‌نیوز، درباره شعارهای نهضت سبز در در اجتماعات اظهار کرد: شعارهایی مورد حمایت راه سبز میلیونی مردم است که فراتر از قانون اساسی جمهوری اسلامی نرود. خواسته مردم دفاع از جمهوریت نظام در کنار اسلامیت آن است و شعار جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد در بیان این جنبه از مطالبات آنان نقش راهبردی دارد. موسوی همچنین با تاکید بر ظرفیت‌های قانون اساسی افزود: ما به دنبال آزادی، عدالت و کرامت انسانی هستیم و اینها اهدافی هستند که تحققشان با اجماع و تاکید گسترده و تحول‌آفرین مردم بر چارچوب قانون اساسی و مطالبه‌شان برای اجرای کامل و دقیق آن امکان‌پذیر است. ما باید بدانیم برای آن که تغییر به سمت مطلوب صورت گیرد، اجماعی در مورد چنین چارچوبی جنبه سرنوشت ساز دارد و گرنه وارد یک دوران هرج و مرج خواهیم شد. وی درباره ماهیت مطالبات مردم افزود: سرشت جنبش مردم جنبه مسالمت‌آمیز دارد و متکی به خواست عمومی برای استیفای حقوقشان است که در انتخابات گذشته پایمال شده است. موسوی با اشاره به دروغ‌پراکنی‌های رسانه غیرملی و برخی افراد و تریبون‌ها تاکید کرد: به‌رغم ادعای مخالفان، این جنبش حق‌طلبانه و معنوی کوچکترین ارتباطی با خارج ندارد و کاملا داخلی است و ملت ما به خوبی نسبت به اهمیت این فاصله‌گذاری با بیگانگان آگاه است و بر اساس تجربیات دویست‌ساله خود نسبت به نیات اجانب با سوءظن برخورد می‌کند. وی همچنین افزود: در حرکت عظیمی که در سراسر جهان از سوی ایرانیان مقیم خارج در دفاع از مردم داخل کشور صورت گرفت، به طور محسوسی این فاصله‌گذاری نمایان بود و جا دارد از همه این هموطنان سپاس‌گزاری و تقدیر شود.
 

+نوشته شده در شنبه دهم مرداد 1388ساعت23:0توسط یاری از یاران مصدق | |

"و ان الی ربک المنتهی
گذر از معبر دنیا و نیل به جوار رحمت و کرمش، سنتی است الهی و تغییرناپذیر، و ما شاهدان حسرت‌زده عبور عزیزانمان از این گذرگاه، جز تأسف بر این داغ‌ها و دعای خیر چه می‌توانیم کرد.
سیف‌الله داد، یاری ثابت قدم از یاران انقلاب اسلامی در پیش و پس از پیروزی، هنرمندی متعهد و خلاق، مدیری دلسوز و کارشناسی صاحب‌نظر از خانواده فرهنگستان هنر به‌سوی معبود و خالق خویش پر کشید.
این ضایعه را به خانواده محترم و معززشان و به همه اصحاب فرهنگ و هنر تسلیت می‌گویم.
میرحسین موسوی
رییس فرهنگستان هنر "

+نوشته شده در شنبه دهم مرداد 1388ساعت22:24توسط یاری از یاران مصدق | |

تقدیم به روح بلند بیژن شفقی که در آزادگی و صفای باطن وحید بود:

گل مینا بخواب آروم عزیزم              که تو خوابت شب وشبنم بریزم

گل مینا بخواب آروم که دیره             دیگه کم کم داره گریه م می گیره

بخواب آروم که بیداره ستاره             دل مریم هراسونه دوباره

شاید هیچ وقت دیگه بارون نباره        بخواب آروم که شب طاقت بیاره

اگه دل رو به رویای تو بستم             اگه از بغض پاییزت شکستم

نمی دونی تو این شب گریه تلخ          هنوز مدیون چشمای تو هستم

تو معصومی مث اندوه بارون            مث تنهایی یک معبد دور

نشد قسمت کنیم تنهاییمونو                تو این فصل حریق آینه و نور

تو این دنیای دلگیر و مه آلود           کسی جز تو به فکر بغض من نیست

من از چشمای غمگین تو خوندم       که شب اینجا شب عاشق شدن نیست

گل مینا بخواب آروم که شب شد       دل من ازشکستن جون به لب شد

گل مینا بخواب آروم که دیره           دیگه کم کم داره گریه م میگیره

 

+نوشته شده در شنبه دهم مرداد 1388ساعت21:57توسط یاری از یاران مصدق | |

مهندس میرحسین موسوی تاکید کرد که مساله‌ی زندانیان سیاسی یک مساله‌ی ملی است و ملی باقی خواهد ماند.


 

به گزارش خبرنگار قلم نیوز، نخست‌وزیر کشورمان در دوران دفاع مقدس پیش از ظهر امروز در دیدار با جمعی از خانواده‌های بازداشت‌شدگان روزهای پس از انتخابات اخیر با بیان اینکه آنچه موجب شده است که امروز عده‌ای زیادی بازداشت شوند و به زندان بیفتند ، دفاع از ارزش‌ها و امیدهایی است که همه‌ی ملت‌ ما دارند، خطاب به آنها گفت: خانواده‌های شما به بزرگی همه‌ی ملت ما هستند و این طور نیست که شما تنها باشید و ارتباط شما با ملت قطع شده باشد بلکه همه در کنار شما هستند.

وی خاطرنشان کرد: امیدوارم کسانی که با تحلیل‌های غلط دست به این کارها می‌زنند متوجه برخوردهای نادرست خود و عواقب این رفتارها باشند. این سختی‌ها و دشواری‌ها هزینه‌ای است که ملت ما برای آینده‌ای بهتر می‌پردازد. ما به دنبال ایجاد یک جامعه‌ی اسلامی و آزاد هستیم که انسان‌ها و آزادی اندیشه در آن ارزش داشته باشد و مردم تعیین‌کننده‌ی سرنوشت خود باشند و کسانی که دستگیر شدند خارج از این آرمان‌ها حرکت نمی‌کردند.

موسوی با تاکید بر لزوم آزادی هرچه سریعتر بازداشت‌شدگان اظهار کرد: این راه، راه سخت و دشواری است و ما امیدواریم این سختی‌ها آینده‌ی بهتری را برای ما رقم بزند و ما این عزیزان را در کنار خانواده‌های خود ببینیم.

نخست‌وزیر کشورمان در دوران دفاع مقدس در ادامه، تلاش زیاد در جهت پرونده‌سازی برای افراد را یکی از اتفاقات نادرست صورت گرفته در شرایط امروز عنوان کرد و با انتقاد شدید نسبت به این مساله گفت: این طرح یک طرح دفاعی برای کسانی است که از آزادی مردم می‌ترسند و می‌خواهند پیوسته کردن مردم و زندانیان با بیگانه‌ها ، مفری برای خود ایجاد کنند ولی چه کسی است که نداند این دستگیری‌ها برای چیست؟

وی اضافه کرد: ملت ما می‌داند که در پشت چهره‌ی بازداشت‌شدگان روح‌های لطیف و بزرگی وجود دارد. برخی از این افراد کسانی هستند که دهها سال برای این نظام زحمت کشیده‌اند و چه کسی است که باور کند اینها منافع ملی خود را برای خواسته‌های بیگانگان بفروشند؟ چه کسی باور دارد که چند آدم حقیر و وابسته بتوانند حرکت‌های میلیونی مردم را ساکت کنند؟ آیا این توهین به شعور مردم و آرای آنها نیست؟ این یک توهین است و آثار زشت خود را در پی خواهد داشت.

موسوی همچنین با انتقاد از سخنان یکی از خطیب‌های نماز جمعه‌ی تهران درباره‌ی گرفتن اعترافات از بازداشت‌شدگان اظهار کرد: این کار زشت و غلطی است که متاسفانه خطیبی در نماز جمعه هم از این مساله دفاع کرد. آیا در سطح ملی و جهانی کسی این اعترافات را باور خواهد کرد؟ من امیدوارم این جریانات زودتر به پایان برسد.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه‌ی روند دستگیری‌ها را در توقف حرکت خودجوش مردم موثر ندانست و تصریح کرد: مردم فسادی را در فرآیند انتخابات شاهد بودند و به طور خودجوش به میدان آمدند تا از حق خود دفاع کنند . این موج با گرفتن چند هزار و حتی چند ده هزار زندانی نیز فروکش نخواهد کرد و نمی‌شود کسانی بنشیند و بگویند مساله تمام شده است. حرف ما این است که برخلاف قانون و آرمان‌های انقلاب عمل شده است و کارهای صورت گرفته خلاف متن قانون اساسی و خواست ملت است.

نخست‌وزیر کشورمان در دوران دفاع مقدس با بیان اینکه امروز ما با مساله‌ی بیداری ملت روبرو هستیم افزود: امروز ملت تازه‌ای متولد شده است و نمی‌شود با زندانی کردن افراد ، این بیداری را از بین برد. ساختن پرونده و جریان‌سازی برای اینکه مساله‌ی غلطی را راه بیندازند مشکلی را حل نمی کند. چه کسی باور می‌کند که با زندانی کردن عده‌ای عاشق می‌شود اعتماد مردم را برگرداند؟ این تلقی غلطی است که نتیجه هم نخواهد داد.

وی همچنین اظهار کرد: ما سختی‌ها را می‌پذیریم و باید هزینه بپردازیم تا آینده‌ی بهتر داشته باشیم و البته باید تلاش کنیم تا هزینه‌ها را کاهش دهیم. ما شهدای زیادی داریم تا ایرانی پیشرفته و فضایی برای بروز اندیشه‌های باز داشته باشیم. آیا پیام شهدای اول انقلاب و شهدای امروز زیاد کردن زندان‌های ماست یا ایجاد یک فضای باز است؟

موسوی در ادامه‌ی سخنان خود از عملکرد صدا و سیما به شدت انتقاد کرد و گفت: پس از مناظره‌های تلویویونی تعدادی از خبرنگاران صدا و سیما از من در مورد عملکرد این رسانه سوال می‌کردند و من به آنها می‌گفتم که به نفع همه‌ی ملت ماست که صدای همه‌ی مردم در صدا و سیما شنیده شود و این هم به نفع همه‌ی ملت ما و همه به نفع امنیت ماست.

رییس فرهنگستان هنر با بیان اینکه چهره‌ای که بعد از انتخابات از صدا و سیما دیدیم را به هیچ وجه باور نمی‌کنیم اظهار کرد: داستان‌های غلط می‌سرایند و سناریونویسی می‌کنند.

نخست‌وزیر کشورمان در دوران دفاع مقدس اضافه کرد: معترضین اکثریت مردم هستند ولی حتی به قول این آقایان اگر همین 13 میلیون نفر هم باشند این درست نیست که این افراد حق نداشته باشند که حتی دو جمله از خود دفاع کنند. متاسفانه در این ایام شاهد بودیم که برنامه‌هایی از صدا و سیما پخش شد که د‌ر آنها حتی از برخی افراد نام برده و مطالب نادرستی در آنها عنوان می‌شد. من همیشه از آزادی صدا و سیما دفاع کردم و معتقدم که یک نظام رسانه‌ای آزاد برای توسعه‌ی کشور ما ضروری است. و امروز وجدان عمومی ملت ما کاملا نشان می‌دهد که تا جه اندازه به این رسانه‌های آزاد احتیاج داریم.

وی گرایش مردم به سمت رسانه‌های بیگانه را یکی از اثرات آزاد نبودن رسانه‌های داخلی کشور و عملکرد نادرست صدا وسیما برشمرد و گفت: می توانیم آمار بگیریم و ببینیم که امروز چقدر مردم به برخی رسانه‌هایی که دوست نداریم ملت ما به سمت‌ آنها گرایش پیدا کنند ، گرایش دارند. متاسفانه در صدا و سیما برخوردهای نادرستی را شاهد هستیم و می‌بینیم که یک روز سخنان خطیب نماز جمعه را سانسور می‌کنند و روز دیگر به شکل دیگری عمل می‌کنند.

رییس فرهنگستان هنر در ادامه از پلمپ دفتر روزنامه‌ی کلمه‌ سبز انتقاد کرد و گفت: صبح روز شنبه 23 خرداد تنها شماره‌ی روزنامه‌ی کلمه سبز را بعد از انتخابات داشتیم که تازه تیتر آن هم چندین بار با فشار نماینده‌ی دادستان که به صورت غیرقانونی در دفتر حضور داشت عوض شده بود و بعد هم دفتر را پلمپ کردند و روزنامه‌نگاران ما را گرفتند . یک بار که تلفنی با آقای هاشمی شاهرودی صحبت می‌کردم ایشان گفتند که روزنامه باز است و می‌تواند منتشر شود ولی این چه نوع باز بودنی است؟

موسوی در ادامه‌ی سخنان خود با انتقاد از برخی اظهارات مطرح شده درباره‌ی هزینه‌های چند صد میلیارد تومانی ستاد انتخاباتی خود و نادرست بودن این اظهارات گفت: حدود 3 میلیارد و 500 میلیون تومان حداکثر هزینه‌ی تبلیغات انتخابات من بوده است و مطمئنم که هزینه‌های تبلیغاتی آقای کروبی نیز در همین حدود و یا حتی کمتر از این میزان بوده است ولی متاسفانه برخی اظهارات نادرست مطرح می‌شود به طوری که حتی به یکی از افراد ستاد من که او را دستگیر کرده بودند گفته بودند آن چهار میلیارد تومان حقوقی که از ستاد موسوی گرفته‌ای را چه کار کرده‌ای؟ این پرونده سازی‌ها به صلاح ملت ما نیست و به صلاح مملکت و ملت ماست که به قانون برگردیم.

نخست‌وزیر کشورمان در دوران دفاع مقدس همچنین با بیان اینکه مردم اعتقاد دارند که خلافی در انتخابات صورت گرفته است اظهار کرد: آیا می‌خواهید که مردم خلاف اعتقادات خود رفتار کنند؟ آیا کشوری که افراد در آن مجبور شوند برخلاف اعتقادات خود صحبت و رفتار کنند یک کشور پیشرفته است ؟

موسوی در ادامه با تاکید بر اینکه ما مدعی  اجرای قانون اساسی هستیم تصریح کرد: ما می‌گوییم ساختارشکنان کسانی هستند که قانون را اجرا نمی‌کنند و آن را نادیده می‌گیرند . کدامیک از کارهایی که امروز در زندان‌ها صورت می‌گیرد با قانون مطابقت دارد؟

وی تاکید کرد: دولتی که در یک فضای بی‌اعتمادی با هر ترفندی روی کار بیاید دولت ضعیفی خواهد بود و چنین دولتی است که امتیازات را به بیگانگان خواهد داد چرا که پشتوانه‌ی مردمی ندارد.برگرداندن اعتماد مردم برای ما ضرورت فراوان دارد چرا که در غیر این صورت اثرات بدی متوجه کشور خواهد شد.

نخست‌وزیر کشورمان در دوران دفاع مقدس در پایان سخنان خود اظهار کرد: سهم آزادی مردم برای حفظ امنیت جامعه بیش از برخوردهای امنیتی است که با چوب و میله‌های آهنی صورت می‌گیرد و چنین برخوردهایی ضد امنیت برای کشور ماست. ملت ما رشد یافته‌تر از آن است که بخواهیم به روش‌های بد پیش از انقلاب که نسبت به آن اعتراض داشتیم، برگردیم.

+نوشته شده در سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت17:31توسط یاری از یاران مصدق | |

 اعداد و آمار گویا ترین جلوه حقیقت هستند. ما با ارائه آمار ارائه شده که منابع آن وزارت کشور میباشد  نشان داده ایم که همدستان آقای احمدی نژاد بدون هیچ شک و شبه ای در انتخابات دست به تقلبی واضح  زده اند.اثر فراوان گردهمائی و مخارج تبلیغاتی را به هزینه دولت توسط آقای تیم آقای احمدی نژاد در موقعیتی که دیگران ایچنین امکاناتی را نداشته اند را که غیر قانونی ایست نباید نادیده گرفت. در حین این تبلیغات اگر گزارشات وزارت کشور و دیگر منابع نزدیک به آقای احمد نژاد را مطالعه کنید قطعاً به این نتیجه میرسید که برای تخدی در انتخابات برنامه ریزی قبلی داشته اند. ولی به علت عدم  شناخت از آگاهی علمی بسیاری از ایرانیان و نداشتن امکانات کارشناسانه که یکی از محصولات قشری بودن است ، تقلبی بسیار ناشیانه کرده اند که ممکن نیست در باور بگنجد

 ما به کادر رهبری توصیه میکنم صبر ملت را نادیده نگیرند بیاد بیاورند چگونه با اتحاد، اعتراضات و اعتصابات موجب انقلاب شدیم . مسیری که قرار است ملت طی بکند از احقاق حقوق اولیه برخواسته است. آرامش و سکوت ما فقط در ازای احقاق حقمان ممکن میشود، ما به نقطه عطفی از تاریخ آزادیخواهی خود رسیده ایم که راه بازگشت نیست، با آگاهی ، استقامت و اتحاد و مبارزه مسالمت آمیز حق خود را خواهیم گرفت.

آقای خامنه ای بیاد می آورید، امام خمینی که در نامه به گورباچف پیشبینی کردند که امپریالیسم شوروی ادامه نخواهد داشت به شورای نگهبان چه گفتند: می‌ترسم از آن روزی که عده‌ای دور شما را بگیرند ولی جوانان و مردم ما علیه این شورا برای احقاق حقوق خود شعار دهند
 

ملت ایران برای اولین بار در تاریخ جمهوری اسلامی بپا خواست و طلب حقوق خود را نمود. حکومت به مانند عموم دیکتاتوری های سرنگون شده بجای محق کردن این در خواست بجا و قدری خانه تکانی، بر علیه ملت جابرانه و مسلحانه عکس العمل نشان داد. گوئی لازم میدانست که بهتر آنرا ببینیم و بشناسیم. لازم میدانست بیدار شویم و آگاه که با چه حکومتی سر کار داریم.لازم میدانست بذر طلب حق تبدیل شود به بذر مبارزه برای احقاق حق، و در درون هر ایرانی بخصوص نسل جوان ریشه و موجودیت جاودانه پیدا کند. لازم میدانست آگاه شویم که وجود این حکومت جبار و ستمگر در شکل فعلی دیگر ممکن نیست.ما معتقد به کارآئی مبارزه مسالمت آمیز هستیم. میدانیم مأثرترین سلاحی ایست که ملت میتوانند آنرا با افتخار و سربلندی بر دوش بکشند. میدانیم که به علت کنش پذیری و صلح طلبی باعث بر جذب اکثریت عظیمی از ملت خواهد شد. میدانیم که بدون کوچکترین شک موفقیت را باعث خواهد شد.

+نوشته شده در سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت17:10توسط یاری از یاران مصدق | |

رازقی ما پرپر شد...

دکتر بیژن شفقی عزیزمان از دست رفت...

ستون خیمه دانشگاه شکست...

چشمه طراوت و اشتیاق و رودخانه خروشان عشقمان خشک شد...

دیگر بیژن شفقی در میان ما نیست...

دیگر نیست تا از دشواری سوالات امتحانهایش سخن بگوییم...

دیگر نیست تا از شیرینی حرفهایش سیراب شویم...

دیگر نیست تا برای ما الهام بخش آزادگی و روشنفکری و روشنگری باشد...

دیگر در میان ما نیست تا از داروهای ضد افسردگی و آرامبخش ها بگوید...

دیگر در میان ما نیست تا برایمان از اهمیت درس فارماکولوژی برای داروسازانی که ما باشیم بگوید...

دیگر در میان ما نیست تا لحظه به لحظه برایش مایه زحمت شویم و او با حوصله به سوالاتمان پاسخ دهد...

خلاصه بیژن شفقی با سفر ناگهانی اش همه را داغدار کرده و مرا که از دوستداران و همراهانش بودم بیش از همه از این فاجعه  افسرده و غمگینم.

غمگین و تنها...هیچکس دردم را نمی فهمد...هیچکس سوزش جان فرسای روحم را احساس نمی کند

دوست داشتم فقط یکبار دیگر از من بخواهد برایش سوال طرح کنم و من به این بهانه به اتاقش بروم و با هم در مورد ادبیات و فلسفه و سیاست روز و تحقیقات جدید و داروهای ضدافسردگی جدید و چه و چه با هم صحبت کنیم اما افسوس که خیلی زود از میان ما رفت و من که تازه با او خو گرفته بودم از این مصیبت بزرگ  به خاک نشستم.

آری رازقی ما پرپر شد و تا مدت ها این باغ و باغبانش کمر راست نخواهد کرد.

امروز روز فرا رسیدن پاییز است

پاییز سرد و فسرده روح ما چشم در راه بهار نیست...

بزرگ بود و از اهالی امروز بود

و با تمام افق های باز نسبت داشت

و لحن آب و زمین را چه خوب می فهمید

صداش به شکل حزن پریشان واقعیت بود

و

پلکهاش مسیر نبض عناصر را به ما نشان داد

و دستهاش هوای صاف سخاوت را ورق زد

و مهربانی را به سوی ما کوچاند.

به شکل خلوت خود بود

و عاشقانه ترین انحنای وقت خودش را برای آینه تفسیر کرد

و او به شیوه باران پر از طراوت تکرار بود

و او به سبک درخت میان عافت نور منتشر می کرد

همیشه کودکی باد را صدا می کرد

همیشه رشته صحبت را به چفت آب گره می زد

برای ما یک شب سجود سبزمحبت را چنان صریح ادا کرد

که ما به عاطفه سطح خاک دست کشیدیم

+نوشته شده در شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت17:25توسط یاری از یاران مصدق | |

بسمه تعالى
‏ ‏حضرت مستطاب آيت الله العظمى حسينعلى منتظرى
‏ ‏شبكه الجزيره به زبان انگليسى قصد دارد تا به مناسبت سى امين سالگرد انقلاب اسلامى ايران‏ ‏برنامه اى مستند در چند قسمت و در مورد چگونگى و دلايل به ثمر رسيدن انقلاب اسلامى تهيه و‏ ‏توليد نمايد و سپس در ادامه به بيان تاريخ سياسى دوران بعد از انقلاب بپردازد.
‏ ‏ما با چند تن از رهبران انقلاب و همچنين رهبران مذهبى و سياسى وقت در رابطه با آن وقايع و‏ ‏تاءثيراتى كه آنها بر ايران و جهان داشتند گفتگو مى‎كنيم .
‏ ‏خوشحاليم به سبب پذيرش انجام اين مصاحبه ، شما به عنوان يكى از رهبران نخبه مذهبى و يكى‏ ‏از رهبران با دانش و بينش و بى همتاى انقلاب اسلامى ايران كمك بسيار سودمندى براى پروژه ما‏ ‏هستيد.
‏ ‏با تشكر از وقت و توجه شما.
‏ ‏مدير بخش برنامه هاى مستند شبكه الجزيره


‏ ‏سوال 1: فعاليت مبارزاتى شما عليه رژيم پهلوى بر چه اساس و دلايلى بود، و‏ ‏اساسا اين فعاليت ها و مبارزات بر چه اصول و مبانى متمركز بود؟
‏ ‏بسم الله الرحمن الرحيم
‏ ‏با سلام و تحيت و تقدير از شما كه به تحقيق درباره انقلاب و امور مربوط به آن‏ ‏پرداخته ايد.
‏ ‏جواب : اساس و دلايل مبارزات اينجانب و ديگر مبارزين ، ظلم و بى عدالتى‏ ‏رژيم شاه و نبودن آزادى و وابستگى آنان به بيگانگان بود. در آن رژيم عده اى‏ ‏خود را با تملق و چاپلوسى به دربار كه قدرت مطلقه داشت نزديك كرده بودند‏ ‏و به مراكز اصلى قدرت دست پيدا كرده و هركارى مى‎خواستند مى‎كردند و‏ ‏كسى جرأت انتقاد عليه آنان يا شاه كه در رأس حكومت مطلقه بود را‏ ‏نداشت .
‏ ‏بديهى است با چنين وضعيتى ، يك اقليت از تمام مزاياى كشور در حداكثر‏ ‏بهره مند شده و اكثريت مردم از حقوق خود محروم مى‎شدند و هركسى‏ ‏كوچك ترين انتقاد را به اين وضعيت مى‎نمود سرنوشت آن ، زندان و محاكمه و‏ ‏محكوميت هاى سنگين بود. از طرف ديگر بيگانگان و بخصوص امريكا‏ ‏مصونيت سياسى داشتند و در مراكز اصلى قدرت نفوذ كامل پيدا كرده بودند و‏ ‏قهرا جريان امور در جهت تأمين منافع و مصالح آنان بود. در چنين شرايطى‏ ‏بود كه ما براساس تكليف دينى يعنى امر به معروف و نهى از منكر و دفاع از‏ ‏اكثريت مردم محروم كشورمان مبارزه با رژيم را شروع كرديم و تمام عواقب‏ ‏تلخ و سخت آن را نيز پذيرفتيم .
‏ ‏
‏سوال 2: مهمترين وقايعى كه سبب ساز بروز انقلاب اسلامى شد و باعث شد‏ ‏تا توده مردم مبارزين را يارى كنند با ذكر توضيحات بيان فرمائيد.‏ 
‏جواب : رهبرى هاى قاطع و شجاعانه رهبر فقيد انقلاب مرحوم آيت الله خمينى‏ ‏و نيز تداوم مظالم رژيم شاه و برخوردهاى خشن با مبارزين و سركوب آنان و‏ ‏پر كردن زندانهااز افراد سياسى و مبارز و مقاومت مبارزين و مردم در حمايت‏ ‏از آنان از عوامل و اسبابى بود كه سبب ساز انقلاب اسلامى شد.
‏ ‏كسانى كه در رأس قدرت بودند با روحيه تكبر و خودبزرگ بينى كه داشتند فكر‏ ‏مى‎كردند هرچه بگويند و بنويسند مردم جرأت مخالفت ندارند و اگر هم‏ ‏عده اى مخالفت كنند مورد سركوب كامل قرار مى‎گيرند تا ديگران نيز عبرت‏ ‏بگيرند. لذا به يكى از نويسندگان گوش به فرمان خود به نام رشيدى مطلق‏ ‏دستور دادند مقاله اى در روزنامه اطلاعات بنويسد و به امام خمينى توهين‏ ‏نمايد. از طرفى مرجعيت و روحانيت در آن زمان از محبوبيت خاصى در بين‏ ‏مردم برخوردار بود; لذا انتشار چنين مقاله توهين آميزى باعث حركت ها و‏ ‏تظاهراتى در قم شد كه اين شروع حركت مردم عليه رژيم شاه در اين برهه به‏ ‏حساب مى‎آيد.
‏ ‏حكومت كه از نظر داشتن اسلحه و مهمات و نيز ساواك مخوف و گسترده بر‏ ‏خود مى‎باليد و بسيار مغرور شده بود، برخورد مهربانانه با مردم نداشت و به‏ ‏جاى مجازات متجاوزين به حقوق مردم ، همواره مظلومين را مجازات مى‎كرد‏ ‏و اين باعث عصبانيت توده هاى مردم شده بود. در همين قضيه اهانت روزنامه ‏ ‏اطلاعات به امام خمينى ، مردم كه اعتراض كردند و طلبه اى در قم به نام شهيد‏ ‏انصارى كشته شد، اگر رژيم برخورد بى طرفانه مى‎كرد و قاتل يا قاتلين را‏ ‏مجازات مى‎نمود مردم آرام مى‎شدند; اما به جاى اين كار به معترضين و‏ ‏مبارزين اتهام ارتباط با بيگانه زد و روزنامه هاى وابسته نوشتند كه :‏ ‏تظاهركنندگان از خارج مرزها دستور مى‎گيرند. اين باعث عصبانيت مردم شد‏ ‏و در چهلم شهادت آن طلبه شهيد مردم تبريز قيام كردند و در مقابله با نيروهاى‏ ‏رژيم چند نفر به شهادت رسيدند. باز هم رژيم عليه مردم صف آرايى كرد و در‏ ‏چهلم شهداى تبريز مردم يزد مورد حمله و كشتار قرار گرفتند و همين امر تداوم‏ ‏پيدا كرد تا جايى كه بسيار دير شده بود و پشيمانى و عذرخواهى شاه در راديو‏ ‏و تلويزيون هم نتوانست مردم را آرام كند.
‏ ‏شاه اعلام كرد كه من پيام شما ملت ايران را شنيدم . اولين سوالى كه پيش‏ ‏مى‎آمد اين بود كه چرا پيام را اين قدر دير شنيدى ؟ اين همه مأمور ساواك و‏ ‏حقوق بگيران فراوان كه داشتى چرا تو را مطلع نكردند؟ و حال كه شنيدى‏ ‏براى جبران خسارات چه اقدام مناسبى نمودى ؟
‏ ‏اين سوالات و هزاران سوال ديگر كه مطرح بود مردم را به اين نتيجه رساند كه‏ ‏شاه و حكومت او لياقت اداره كردن اين مملكت را ندارند و با رهبرى هاى امام‏ ‏خمينى و جان بازى هاى مردم شريف ايران اين انقلاب به پيروزى رسيد.
‏ ‏
‏ ‏سوال 3: برخورد و مقابله رژيم پهلوى با مبارزين چگونه بود؟ حضرتعالى به‏ ‏چه دليل و به چه مدت در زندانهاى آن رژيم بوديد؟
‏ ‏جواب : برخورد رژيم پهلوى با مبارزين و منتقدان سياسى ، بدنام كردن مبارزين‏ ‏و جعل عناوين خلاف واقع و دروغ براى آنان جهت محروميت هاى گوناگون و‏ ‏سرانجام بازداشت و زندانى و محاكمه آنان بود. دلايل برخورد رژيم با من و‏ ‏زندانى كردن و محاكمه اينجانب نيز همان انتقاد از مظالم رژيم و كارهاى‏ ‏خلاف آن و سلب آزادى هاى قانونى از مردم و نيز حمايت قاطع از مرجعيت و‏ ‏رهبرى مرحوم آيت الله خمينى بود. اينجانب چندين مرتبه بازداشت و زندانى‏ ‏شدم كه عمده آنها در سال 1345 به دنبال دستگيرى فرزندم شهيدمحمد و‏ ‏عده اى از طلاب قم بود، و ديگرى در سال 1346 در بازگشت از عراق و ملاقات‏ ‏با مراجع نجف و بخصوص مرحوم آيت الله حكيم در جهت مطلع نمودن آنان‏ ‏از فجايع و مظالم رژيم شاه بود. اين دفعه به يك سال و نيم زندان محكوم‏ ‏شدم .
‏ ‏و پس از آزادى و ادامه مبارزه و فعاليت هاى سياسى مجددا بازداشت و به‏ ‏طبس تبعيد شدم و پس از يك سال از آنجا به خلخال و پس از مدتى به سقز و‏ ‏از آنجا به دنبال تظاهرات طلاب در قم و تحصن در مدرسه فيضيه و رسيدن‏ ‏گزارشاتى به ساواك مبنى بر نقش من و بعضى از شاگردان و منسوبين به من در‏ ‏آن جريان ، بازداشت و به اوين منتقل شدم .
‏ ‏پس از شش ماه ماندن در سلول و تحمل شكنجه هاى روحى و غيره محاكمه و‏ ‏در دادرسى ارتش به ده سال زندان محكوم شدم و در تجديد نظر نيز ده سال‏ ‏تأييد شد و پس از تحمل حدود سه سال و نيم زندان كه مبارزات مردم به اوج‏ ‏رسيده و شاه كه تحت فشار داخل و خارج قرار گرفته بود و مجبور به آزاد كردن‏ ‏زندانيان سياسى شد، آزاد شدم . يادآورى مى‎كنم مشروح مبارزات و زندانها و‏ ‏تبعيدهاى خود را در جلد اول خاطرات نوشته ام .
‏ ‏
‏سوال 4: در زندانها چگونه با حضرتعالى و مبارزين برخورد مى‎شد؟
‏ ‏جواب : رژيم با مبارزين سياسى خيلى خشن و تند برخورد مى‎نمود. سيلى و‏ ‏شلاق و ساير انواع شكنجه ها از قبيل دست بند قپانى و به تخت بستن و احيانا‏ ‏سوزاندن مواضعى از بدن معمول بود. و با اين كه ساواك در مورد افراد مسن و‏ ‏معروف تا حدودى ملاحظاتى مى‎كرد با اين حال در مورد من از شلاق و سيلى‏ ‏و دست بند قپانى استفاده شد كه هنوز آثار سيلى بازجو در گوشم باقى مانده‏ ‏است .
‏ ‏
‏ ‏سوال 5: با توجه به مطالعاتى كه داشتيم ، حضرتعالى از شاگردان برجسته امام‏ ‏خمينى بوديد. نقش ايشان در به ثمر رسيدن انقلاب را بيان بفرماييد.
‏ ‏جواب : بلى من و مرحوم شهيدمطهرى از شاگردان اوليه آيت الله خمينى بوديم‏ ‏و در تثبيت موقعيت آيت الله خمينى در حوزه قم و معرفى مقام علمى ايشان به‏ ‏ديگران و ترويج ايشان نقش زيادى داشتيم . اگر رهبرى هاى مرحوم آيت الله‏ ‏خمينى نبود معلوم نبود مبارزات به ثمر و پيروزى برسد.
‏ ‏
‏ ‏سوال 6: فعّالیت مبارزاتى شما عليه رژيم پهلوى چگونه بود و با امام خمينى‏ ‏چگونه در اين مبارزات همكارى مى‎كرديد؟
‏ ‏جواب : مبارزات من در چند محور بود:
‏ ‏اول : تحكيم رهبرى و مرجعيت دينى آيت الله خمينى . رژيم شاه فوق العاده‏ ‏تلاش مى‎كرد كه مرجعيت ايشان تثبيت نشود و مردم ايشان را به عنوان مرجع‏ ‏تقليد نشناسند. لذا سعى ما متقابلا بر اين بود كه مقام علمى و صلاحيت هاى‏ ‏ايشان را براى مرجعيت به مردم معرفى نمائيم .
‏ ‏دوم : رساندن پيام ها و منويات آيت الله خمينى به مردم . در آن شرايط خفقان ،‏ ‏رساندن پيام هاى ايشان و ترويج از مرجعيت و رهبرى معظم له مواجه با زندان‏ ‏و شكنجه و محروميت هاى زيادى بود. تلاش ما اين بود كه از نظر مالى و‏ ‏روحى افرادى كه آماده مبارزه و فداكارى بودند را كمك نمائيم تا پيام ها به‏ ‏اطلاع مردم برسد و ترس از محروميت هاى سياسى و اقتصادى مانع انجام‏ ‏وظيفه مبارزين نشود.
‏ ‏سوم : حمايت از خانواده هاى زندانيان سياسى بود. در آن مقطع يكى از اسباب‏ ‏ضعيف شدن مبارزات ، نگرانى افراد مبارز براى خانواده هاى خود بود; و لذا ما‏ ‏با كمك به خانواده هاى زندانيان سياسى نگرانى آنان را از اين جهت برطرف‏ ‏مى‎كرديم تا آنان به مبارزات خود ادامه دهند.
‏ ‏چهارم :آگاه نمودن مردم و طلاب حوزه ها نسبت به مظالم رژيم توسط‏ ‏اعلاميه ها و پيامهاى ديگر و احيانا سخنرانى .
‏ ‏
‏سوال 7: پس از گذشت سى سال از انقلاب اسلامى ايران بفرمائيد كه اين‏ ‏انقلاب به چه اهدافى دست پيدا كرده و در چه زمينه هايى موفق نبوده است .
‏ ‏جواب : از جمله اهداف انقلاب ، استقلال حاكميت و عدم دخالت بيگانگان در‏ ‏مقدرات كشور بود. اين هدف تحقق يافته و اكنون حاكميت كشورمان مستقل‏ ‏است ، ولى به ساير اهداف مهم نظير آزادى و عدالت و عدم تبعيض هنوز به‏ ‏طور كامل دست نيافته ايم . هرچند شعار آزادى و عدالت زياد است ، ولى هنوز‏ ‏احزاب و رسانه هاى داخلى تحت فشار و سانسور قرار دارند و تعداد زيادى از‏ ‏روزنامه ها و روزنامه نگاران و افراد منتقد و گروههاى علاقه مند به اسلام و‏ ‏انقلاب و مصالح كشور مواجه با مشكلات و محدوديت هاى زيادى از طرف‏ ‏حاكميت مى‎باشند و هركدام با اتهامات واهى و عناوينى ساختگى و خلاف‏ ‏واقع تحت پيگرد قرار مى‎گيرند.
‏ ‏خود من به خاطر يك سخنرانى انتقادآميز پس از حمله به بيت و دفتر و اشغال‏ ‏حسينيه جنب آن ، پنج سال حبس خانگى را متحمل شدم . و اكنون گرچه به‏ ‏حسب ظاهر آزاد شده ام ، ولى حسينيه و دفاتر من در اصفهان و مشهد در‏ ‏توقيف مى‎باشند. صحبت هاى من با افراد و مردم در رسانه ها سانسور مى‎شود‏ ‏و هركدام آن را منتشر كنند مواجه با پيگرد و محروميت هايى مى‎شوند. اخيرا‏ ‏مسئول اطلاع رسانى دفتر را بازداشت كرده اند و منزل او و يكى از دامادهاى‏ ‏مرا تفتيش و چيزهاى زيادى كه هيچ منع شرعى و قانونى نداشته است را با‏ ‏خود برده اند.
‏ ‏مردم ما بعد از گذشت سى سال از انقلاب هنوز براى معيشت خود مواجه با‏ ‏سختى هاى زيادى هستند; و جز يك اقليت بانفوذ در مراكز قدرت و اقتصاد،‏ ‏اكثريت مردم از گرانى و تورم بدون مهار رنج مى‎برند. و مديريت كشور نتوانسته‏ ‏است اين قشر عظيم كه سرمايه كشور و انقلاب بوده و هستند را راضى كند. در‏ ‏بعد خارجى به شكلى عمل شده است كه تمام كشورها را نسبت به كشورمان‏ ‏حساس و بدبين كرده ايم و همگى ما را به چشم دشمن خطرناك خود مى‎بينند‏ ‏و از تعامل اقتصادى مفيد با كشورمان پرهيز مى‎كنند.
‏ ‏اميدوارم هرچه زودتر مسئولين كشور متوجه عواقب اين گونه برخوردها و اين‏ ‏وضعيت بشوند و فاصله مردم و حاكميت را بيشتر نكنند و براى اقشار ضعيف و‏ ‏محروم كه با تورم و گرانى دست و پنجه نرم مى‎كنند يك فكر اساسى بكنند و‏ ‏كشور را از ورطه سقوط نجات دهند.
‏ ‏ان شاءالله موفق باشيد.
‏ ‏والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته .
‏دفتر آيت الله العظمى منتظرى ‏
‏‏1387/11/22‏‏

+نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت22:21توسط یاری از یاران مصدق | |

نفر سمت راست گوشه، ابوالحسن بنی صدر است. او که با 11 میلیون رای نخستین رئیس جمهور ایران شده بود، با جمله تاریخی آیت الله خمینی در 25 خرداد 60:" 35 میلیون نفر بگویند بله، من میگویم نه." کنار زده شد. 7 تن از مشاورانش اعدام شدند، هزاران تن از هوادارنش به زندان رفتند و خودش رهسپار تبعید شد.

درست بالای سر خمینی، مرد روحانی با عمامه سفید آیت الله لاهوتی است. او که از زندانیان با سابقه قبل از انقلاب به همراه منتظری و طالقانی بود، بعد از پیروزی انقلاب از سرسخت ترین هواداران رئیس جمهور بنی صدر، به شمار میرفت. به فاصله 2 ماه پس از کنار زدن بنی صدر توسط لاجوردی به زندان اوین برده شد و اعدام شد. جمله معروف او خطاب به سران حزب جمهوری(بهشتی،خامنه ای و رفسنجانی) این بود: "مردم انقلاب نکردند تا من وشما بر آنها حکومت کنیم . اگر قرار بود با چماق و زورگویی بتوانند حکومت کنند قبل از شما آریامهر بود.حاکمیت تک حزبی است که صدای پای فاشیزم را به گوش میرساند. وای به حال آن انقلابی که 8 درصد به 80 درصد حکومت کنند. اگر زور میتوانست آدم را جای خودش بنشاند، پیش از شما زورمند تر از شما بودند. شما جز اینکه خفقان ایجاد کنید و برای مردم مشکل درست کنید کار دیگری نمیکنید."( روزنامه انقلاب اسلامی، ۲۲ فروردین ۱۳۶۰- انقلاب اسلامی، ۸آذر ۱۳۵۹)

نفرایستاده میان آیت الله مطهری و لاهوتی، صادق قطب زاده است. او که به همراه ابراهیم یزدی و بنی صدر راه انقلاب را در پاریس هموار کرده بود، 24 شهریور 1361، به اتهام توطئه انفجار جماران، زندانی و اعدام شد. آیت الله منتظری بعدها در خاطراتش نوشت:"بعدا شنيدم آقاي حاج احمد آقا در زندان سراغ آقاي قطب زاده رفته و به او گفته است شما مصلحتا اين مطالب را بگوييد و اقرار كنيد و بعد امام شمارا عفو مي‎كنند، ولي او را اعدام كردند. بعدها از طريق موثقي شنيدم كه جريان ريختن مواد منفجره در چاه نزديك محل سكونت مرحوم امام بكلي جعلي است و واقعيت نداشته است."(خاطرات آیت الله منتظری،ج۱،ص۴۸۵)

 قطب زاده دردادگاه پرسيده بود:"روشنفکران و روحانيانی که بنيادگذار انقلاب بودند کجا هستند؟ آيا حتی يک تن از آنها در کاری هست؟ اينها که امروز بر کارند در جريان انقلاب چه می کردند؟"

+نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت15:24توسط یاری از یاران مصدق | |

نگاه کوريه انترناسيونال به سي امين سال جمهوري اسلامي ‏ - دوشنبه 21 بهمن 1387 [2009.02.09]

زماني که آيت الله خميني به ايران بازگشت، از يک شيوه سخنراني کاملاً متفاوت از آنچه که در تبعيد به کار مي برد استفاده ‏کرد. آيت الله روح الله خميني [۱۹۸۹-۱۹۰۲] از زمان تبعيدش به نوفل لوشاتو به طور مرتب در سخنراني هاي عمومي ‏خود از ديدگاه هايش در مورد جمهوري اسلامي سخن مي گفت. محور سخنان او به مسايلي مانند رعايت حقوق بشر، آزادي ‏بيان و دموکراسي اختصاص داشت. با اين حال، رهبر انقلاب اسلامي کمي پس از بازگشتش به ايران خط مشي سخنان خود ‏را کاملاً عوض کرد. ‏

از نظر کارشناسان در ايران، قسمتي از اين تغيير رويکرد را مي توان به دليل شرايط بي ثبات کشور پس از برقراري ‏جمهوري اسلامي در سال ۱۹۷۹ دانست. ‏

در زمان تبعيد؛ آيت الله خميني در تاريخ ۲۵ اکتبر ۱۹۷۸ در مصاحبه با فرانس پرس اظهار داشت: "در حکومت اسلامي ‏هيچ گونه خفقان و ظلم و ستمي وجود نخواهد داشت."‏

مصاحبه با رويترز مورخ ۲۶ اکتبر ۱۹۷۸: "اساس جمهوري اسلامي بر پايه آزادي بيان خواهد بود و حکومت با هرگونه ‏شيوه سانسوري مبارزه خواهد کرد."‏

مصاحبه با روزنامه ايتاليايي "پائزه سرا" مورخ ۲ نوامبر ۱۹۷۸: "در جمهوري اسلامي ايران، رسانه ها آزاد اند تا ‏واقعيات کشور را آن طور که هست ترسيم کنند."‏

مصاحبه با گروهي از روزنامه نگاران فرانسوي در پاريس مورخ ۹ نوامبر ۱۹۷۸: "ما مايليم دولت آينده اسلامي را ‏براساس اصول اسلامي اداره کنيم تا مردم اختلاف بين دموکراسي اسلامي و ديگر دموکراسي ها را ببينند. اگر مردم جهان ‏از مزايا و حسن هاي اسلام آگاه شوند، اميد من بر آن است که آنان همگي به دين اسلام بگروند."‏

مصاحبه با گروهي از گزارشگران آلماني در پاريس مورخ ۱۲ نوامبر ۱۹۷۸: "آنچه که تاکنون در مورد شرايط زنان در ‏جمهوري اسلامي شنيده ايد تنها يک شعار خصومت آميز است. [در دولت آينده] زنان کاملاً آزاد خواهند بود، چه در تحصيل ‏و چه در هر زمينه اي که در آن کار مي کنند، درست مانند مردها."‏

مصاحبه با روزنامه بريتانيايي "گاردين" مورخ ۶ نوامبر ۱۹۷۸: "زنان آزاد اند تا شيوه پوشش خود را آن طور که مايلند ‏تعيين کنند."‏

پس از بازگشت به ايران؛ در تاريخ ۱۳ مارس ۱۹۷۹، آيت الله خميني در جلسه اي در قم با حضور معلمان و دانشجويان ‏گفت: "به آنچه که آنها در مورد دموکراسي مي گويند گوش نکنيد. آنها مخالف اسلام اند و مي خواهند کشور را از مأموريتي ‏که برعهده دارد دور سازند. ما قلم هاي مسموم کساني را که از ناسيوناليسم، دموکراسي و اين چيزها صحبت مي کنند مي ‏شکنيم." ‏

خطبه ايراد شده در مدرسه فيضيه قم مورخ ۵ ژوئن ۱۹۷۹: "ما کساني را که با اسلام مخالف اند با همان نيرويي که ‏حکومت شاه را نابود کرديم نابود مي کنيم. مواظب حرف هايتان باشيد. از آوردن اين چيزها روي کاغذ بپرهيزيد."‏

در بيانيه اي خطاب به مردم ايران مورخ ۸ اوت ۱۹۷۹: "ما بايد به اين روشنفکران هشدار دهيم که اگر به دخالت هاي خود ‏پايان ندهند، نابود مي شوند. ما تاکنون با شما مدارا کرده ايم، به اين اميد که شما به شرارت هايتان پايان دهيد. [...] اين ‏طرفداران امريکا بايد بدانند که ما هر وقت اراده کنيم در مدت زمان کوتاهي مي توانيم آنها را نابود کنيم."‏

در جلسه اي در قم با حضور اعضاي مجلس مورخ ۱۸ اوت ۱۹۷۹: "از اين پس، ما به احزابي اجازه کار مي دهيم که ‏فعاليت هايشان جايز شمرده شود. ديگر آن آزادي که در گذشته وجود داشت را نمي دهيم. اين يک اشتباه از جانب ما بود."‏

خطبه ايراد شده در پايان ماه رمضان مورخ ۳ سپتامبر ۱۹۷۹: "آنهايي که نمي خواهند به جمهوري اسلامي رأي بدهند ‏خواستار بازگشت رژيم سابق هستند. کساني هم که نمي خواهند رأي دهند، اخلالگر و دسيسه چين اند. ما با آنها به مانند ‏دشمنان مان برخورد مي کنيم و آنها را مورد سرکوب قرار مي دهيم."‏

منبع: کوريه انترناسيونال، ۵ فوريه ‏
مترجم: علي جواهري

+نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت0:50توسط یاری از یاران مصدق | |

حضرت آيت الله العظمى منتظرى دامت بركاته
‏ ‏با آرزوى قبولى طاعات و عبادات حضرتعالى و آرزوى سلامتى و طول عمر، و ابراز تشكر و‏ ‏قدردانى از پذيرش سوالات اين روزنامه .
‏ ‏با توجه به اين كه انقلاب اسلامى ايران به زودى سى امين سالگى خود را جشن خواهد گرفت ،‏ ‏روزنامه ماينيچى ژاپن قصد دارد به مناسبت سى سالگى انقلاب اسلامى ايران مجموعه‏ ‏مصاحبه هايى را با شخصيت هاى طراز اول كشور به انجام برساند. با توجه به نقش و جايگاه‏ ‏حضرتعالى در به ثمر رسيدن انقلاب و رويدادهاى بعد از آن ، اگر اجازه بفرماييد گزارش اول در‏ ‏اين زمينه را با مصاحبه حضرتعالى در روزنامه درج كنيم .
‏ ‏با تشكر فراوان .
‏خبرنگار روزنامه ماينيچى ‏
‏كاسوگا تاکايوکي‏

 
‏سوال 1 - حضرتعالى در كتاب خاطرات خود ذكر كرديد كه :
‏ ‏"من هميشه زندان بانها و مسئولين زندان را از برخورد غير اسلامى با زندانيان‏ ‏برحذر مى‎داشت .، من به زندان ها نماينده مى‎فرستادم كه زندان ها را بازرسى كنند‏ ‏كه اخلاق اسلامى در آنها رعايت شود و به زندانيان ظلم نشود و حقوق آن ها پايمال‏ ‏نگردد، درست است كه يك كسى زندانى ما شده ولى نبايد به او ظلم بشود هرچند -‏ ‏به قول آقايان - از منافقين باشد. آقايان انصارى نجف آبادى و محمدى يزدى‏ ‏مدت ها نماينده من در زندان ها بودند و به شكايات زندانيان رسيدگى مى‎كردند;‏ ‏خلاصه من با تندروى ها مخالف بودم ، نسبت به هر كسى كه مى‎خواست باشد; حتى‏ ‏تعبير به "منافق " هم صحيح نيست ". (خاطرات ، ص 620).
‏ ‏اما برخى بر اين باورند كه سخت گيرى و حذف نيروهاى ضد انقلاب از قبيل‏ ‏مجاهدين خلق باعث استحكام پايه هاى انقلاب اسلامى تا به حال در ايران شده‏ ‏است . البته اين ديدگاه به معناى قبول استفاده از "قهر مذهبى در صورت لزوم "‏ ‏است . حضرتعالى در اين باره چه نظرى داريد؟
‏ ‏بسمه تعالى
‏ ‏با سلام و تحيت و اعتذار از تأخير جواب
‏ ‏جواب 1 - همان گونه كه در مطالب مورد ذكر شما از خاطرات اين جانب‏ ‏آمده است ، آنچه كه مورد عنايت و حساسيت بنده در گذشته و حال بوده است‏ ‏اين است كه تمامى افراد كشور اعم از مخالف يا موافق ، حقوقى انسانى دارا‏ ‏هستند كه بايد آن حقوق رعايت شود. اين حساسيت هنگامى بيشتر شد كه من‏ ‏مشاهده مى‎كردم افرادى بازداشت شده اند و به دليل اين كه مخالف حكومت‏ ‏هستند به بدترين وجه در زندانها با آنها برخورد مى‎شود. گاهى احكام صادره‏ ‏همخوانى با جرم ندارد. در زندان هم كه در حال سپرى كردن محكوميت‏ ‏خويش اند حقوق انسانى آنها رعايت نمى شود. بدتر از همه پس از عمليات‏ ‏مرصاد برخى از آنها كه قبلا به چند سال زندان محكوم شده بودند فقط به دليل‏ ‏اين كه مثلا سر موضع اند اعدام شدند. اين جانب مخالف اين نبوده و نيستم كه‏ ‏اگر كسى جرمى مرتكب شده است توسط دادگاه صالحه با طى مراحل دادرسى‏ ‏اعم از صدور كيفرخواست ، اخذ وكيل ، فرجام خواهى و... حكمش صادر و‏ ‏اجرا شود; ولى معتقد بودم اولا با قوه قهريه نمى توان با تفكر و انديشه برخورد‏ ‏كرد، و ثانيا اگر حكمى هم صادر شده است چرا محكوم عليه حق دفاع يا اخذ‏ ‏وكيل يا فرجام خواهى نداشته باشد؟! چرا با او چون يك انسان برخورد نشود؟! در يك‏ ‏كلام بنده از تندروى ها و حق كشى ها انتقاد مى‎كردم .
‏ ‏البته بايد به اين نكته هم اشاره كنم كه مخالفان در برهه اى از زمان‏ ‏تندروى هايى كردند. آنها دست به سلاح بردند و باعث شدند با خشونتشان‏ ‏سخت گيرى بر نظام و انقلاب تحميل شود و برخى با ذكر موارد ترور و‏ ‏آدم كشى هاى آنان سوژه به دست آورده از آن روز تاكنون بر مخالفان بتازند. در‏ ‏اينجا تندروى از هر دو سوى ميدان باعث شد كه سنت و روش بدى بر نهادهاى‏ ‏امنيتى و قضايى كشور با هدف استحكام پايه هاى نظام تحميل شود كه ما هنوز‏ ‏گرفتار آن هستيم .
‏ ‏
‏ ‏سوال 2 - على رغم اين كه حضرتعالى فرزند گرامى تان را در حمله تروريستى‏ ‏مجاهدين خلق از دست داديد، به برخورد همراه با عطوفت اسلامى تكيه داشتيد و‏ ‏آن را به امام نيز پيشنهاد كرده ايد. به عنوان پدر كسى كه فرزندش را در حملات‏ ‏تروريستى مجاهدين خلق از دست داده است ، آيا نسبت به اين گروه احساس‏ ‏نفرت داشتيد؟
‏ ‏جواب 2 - مخالفت هاى فكرى اين جانب پس از آن كه سازمان مجاهدين‏ ‏خلق دچار تغيير ايدئولوژيك شد در سالهاى قبل از انقلاب بر كسى پوشيده‏ ‏نيست . آن زمان بنده به همراه برخى چون آيت الله طالقانى در زندان ، با آنها‏ ‏حشر و نشر داشتيم و چون آنها به تغيير ايدئولوژى و مذهب ماركسيسم گرايش‏ ‏يافتند با آنها از نظر فكرى و عملى به مخالفت پرداختيم . از همان زمان با سران‏ ‏و افكار آنها آشنا شدم و به غرور كاذب آنها پى بردم و بر همين اساس آنها پس‏ ‏از انقلاب خود را تافته جدا بافته از ملت حساب كردند. پس از آن اين گروه را‏ ‏هيچ گاه پذيرا نبودم ، در حالى كه آنها با اسم و رسم و آرم خود با آيت الله‏ ‏خمينى ديدار و گفتگو مى‎كردند. البته شايد ايشان هم مى‎خواسته اند با آنها‏ ‏اتمام حجت نمايند. آقايان سازمان مجاهدين سهم زيادى مى‎خواستند كه با‏ ‏خوى انحصارطلبى ديگر انقلابيون سازگار نبود. آنها به اعمال و فعاليت هاى‏ ‏خشن روى آوردند و نه تنها فرزند من كه بسيارى از بزرگان ملت و افراد نخبه ‏ ‏حوزوى و دانشگاهى و مردم عادى را ترور كردند و از اين مسير خسارات‏ ‏بسيارى بر كشور تحميل شد. همان روزى كه در 7 تير 1360 فرزندم محمد‏ ‏شهيد شد، پيام دادم و علاوه بر آن كه غصه از دست رفتن فرزندم را بخورم - كه‏ ‏سالها مبارزه كرد، شكنجه و زندانى شد و آوارگى كشيد - بيشترين ناراحتى من‏ ‏از اين جهت بود كه بچه هاى پاك و نورسته اين كشور گول شعارهاى پوچ سران‏ ‏اين سازمان را بخورند كه اين وضعيت سنگين تر از شهادت فرزندم بود.
‏ ‏
‏سوال 3 - حضرتعالى قبل از رحلت امام خمينى ، طى دو نامه اى كه در مورخه ‏ ‏‏1367/5/9‏ و ‏1367/5/13‏ به ايشان نوشته ايد، نسبت به نقض حقوق بشر در‏ ‏زندان ها نارضايتى عميق خود را نشان داديد. آيا آيت الله خمينى در آن زمان از اين‏ ‏نقض حقوق بشر يا دادگاه هاى ناعادلانه خبر نداشتند؟ يا اين كه آگاهى داشتند و‏ ‏اقدامى انجام ندادند؟
‏ ‏سوال 4 - حضرتعالى در خاطرات خود با اشاره به "اطرافيان " امام ، به اين مسأله‏ ‏اشاره كرديد كه در سال هاى پايانى عمر امام "بسيارى از مواقع از نام امام سوء‏ ‏استفاده مى‎شد"(همان ، ص 663). اين برداشت وجود دارد كه اين اشخاص احمد‏ ‏آقا خمينى و يا آيت الله هاشمى رفسنجانى بوده اند. در آن زمان چه كسى قدرت‏ ‏سياسى را بر عهده داشت ؟
‏ ‏جواب 3 و 4 - بعيد مى‎دانستم ايشان از وضعيت نابسامان زندان ها اطلاع‏ ‏داشته باشند. برخى ها كه حتى خود ايشان روى آنها نظر داشتند هم‏ ‏نمى توانستند يا نمى خواستند گزارش ها را به ايشان بدهند يا اطرافيان ايشان‏ ‏اخبار و گزارش ها را به واسطه رعايت حال ايشان ، سعى مى‎كردند به ايشان‏ ‏داده نشود. روزى من به آيت الله خمينى عرض كردم آقا! كسى هست در زندان‏ ‏كه انقلاب و شما را قبول ندارد اما مى‎خواهد دنبال كار خودش برود، فعاليتى‏ ‏هم نمى كند، آيا ما حق داريم او را در زندان نگه داريم ؟ ايشان گفتند: نه ! مگر‏ ‏من اصول دين هستم كه اگر كسى مرا قبول نداشت بايد در زندان نگه داشته‏ ‏شود. نظر ايشان اين گونه بود. برخى ها هم مطالبى را با اسم و رسم ايشان بيان‏ ‏مى‎كردند يا عملى به نام ايشان انجام مى‎گرفت كه در نتيجه موجب ضرر و‏ ‏خسران به اسلام ، انقلاب و شخص آيت الله خمينى شد.
‏ ‏
‏سوال 5 - حضرتعالى در مصاحبه قبلى با اين روزنامه به تاريخ ‏2007/02‏‏ ‏فرموديد: "انقلاب به خاطر آزادى همه ملت بود، نه آزادى حكومت ها تا دهن‏ ‏مخالفان خود را ببندند." الان با گذشت سى سال از وقوع انقلاب اسلامى ايران ، اين‏ ‏انقلاب را چطور مى‎بينيد؟
‏ ‏جواب 5 - شعارى را آيت الله خمينى مطرح كردند ما هم به تبع ايشان و‏ ‏مردم هم با همان شعارها وسط ميدان آمدند و انقلاب به پيروزى رسيد، شعار‏ ‏"استقلال ، آزادى و جمهورى اسلامى " بود. استقلال تا حدى حاصل شده است‏ ‏اما درباره آزادى و جمهورى اسلامى هنوز كه هنوز است راه باقى است . درباره ‏ ‏آزادى بايد گفت على رغم شعارهاى فعلى مسئولان كه به عنوان نمونه در‏ ‏آمريكا گفته اند ايران آزادترين كشور دنياست ، چنين مطلبى صحت ندارد و‏ ‏آزادى هاى مشروع و مصرح در قانون اساسى به راحتى با مصونيتى كه آقايان‏ ‏در برابر قانون و شرع ! براى خود مى‎پندارند پايمال مى‎شود. هنوز خيلى از‏ ‏احزاب آزادى ندارند، برخى گروه هاى سياسى چون مخالف سليقه حاكمان اند‏ ‏غيرقانونى شمرده شده اند. رسانه هايى كه ثناگوى حاكمان اند آزادند كه هرچه‏ ‏مى‎خواهند يا دستور گرفته اند بنويسند ولى رسانه هاى مستقل از حاكميت‏ ‏مشكلاتى را از ناحيه مقام ها و نهادهاى امنيتى و قضايى متحمل مى‎شوند.‏ ‏برخى افراد در كشور ممنوع التصوير هستند.
‏ ‏مسئولين ما در سخنرانى ها از وجود ظلم و بى عدالتى در جهان سخن‏ ‏مى‎گويند; آيا در ايران ما ظلم و بى عدالتى و تجاوز به حقوق ديگران وجود‏ ‏ندارد؟! اين جانب در خطبه نماز عيد فطر گفتم : چرا ده سال است حسينيه را كه‏ ‏از پول شخصى ساخته شده است و محل تدريس فقه و اخلاق اسلامى و اقامه ‏ ‏مجالس مذهبى بود بسته و پلمب كرده اند؟ و ديديم كه چه عكس العملى نشان‏ ‏دادند. حجة الاسلام آقاى مجتبى لطفى يكى از اعضاء دفتر را بازداشت و منزل‏ ‏او و منزل داماد اين جانب را مورد بازرسى قرار دادند و اشياء زيادى را با خود‏ ‏بردند. چرا دفتر من در مشهد و اصفهان را اشغال كرده اند؟
‏ ‏درباره جمهوريت هم بايد گفت : با دخالت هاى نارواى ارگان هايى انتصابى‏ ‏چون شوراى نگهبان يا برخى نهادهاى نظامى ، عملا انتخابات به انتصابات‏ ‏تغيير پيدا كرده است . افراد لايق و انقلابى و كارآمد براى جامعه و مردم را به‏ ‏بهانه هاى واهى بى دين و ضد نظام قلمداد مى‎كنند، تنها به اين دليل كه به‏ ‏آقايان انتقاد دارند. و عملا در اين مسير آنها را رد صلاحيت مى‎كنند، و كسانى‏ ‏كه باب ميل خودشان است از صندوق ها بيرون مى‎آيند و آنها خود را به غلط‏ ‏نماينده مردم مى‎دانند! و مشخص است كه آنها مى‎شوند وكيل الدولة نه وكيل‏ ‏الملة !
‏ ‏آقايان فقط ولايت مطلقه فقيه را مورد توجه قرار مى‎دهند و ديگر اصول‏ ‏قانون اساسى را زير پا مى‎گذارند. ولايت مطلقه كه آقايان آن را فوق قانون‏ ‏مى‎دانند منجر به حكومت فردى و ديكتاتورى مى‎شود، حال آن كه فقيه بما انه‏ ‏فقيه بايد نظارت داشته باشد تا در قواى سه گانه كارى بر خلاف موازين اسلام‏ ‏انجام نشود نه اين كه در تمام جزئيات كشور حق دخالت داشته باشد و مردم و‏ ‏آنها كه با رأى واقعى مردم سر كار آمده اند هيچ قدرتى نداشته باشند.
‏ ‏از نكات مهم ديگر مسأله معيشت و اقتصاد مردم است . على رغم شعارهايى‏ ‏كه تا به حال داده شده است روز به روز مردم گرفتارتر شده اند.
‏ ‏
‏سوال 6 - از مضمون دو نامه منسوب به امام خمينى كه براى حضرتعالى‏ ‏فرستاده اند و حضرتعالى را از كار سياسى برحذر داشته اند، اين طور برداشت‏ ‏مى‎شود كه حضرتعالى با مجاهدين خلق ارتباط داشته ايد. حمايت هاى شما از‏ ‏زندانيان بعد از انقلاب نيز به اين برداشت دامن زده است . از نظر حضرتعالى‏ ‏انقلاب بايد خدمتگزار اسلام و مردم باشد و عطوفت اسلامى را مدنظر قرار دهد.‏ ‏احساس مى‎شود كه مخالفان حضرتعالى از نظريات حضرتعالى عليه حضرتعالى‏ ‏سوء استفاده كرده اند كه تأسف بار است .
‏ ‏جواب 6 - اين جانب مسئوليت هاى دنيوى را اعتبارى دانسته و به آنها هيچ‏ ‏علاقه اى ندارم ; بر همين اساس هنگامى كه خبرگان ملت ، رأى و نظر مردم را به‏ ‏عنوان يك مصوبه مورد قبول و تأكيد قرار دادند و من را به عنوان رهبرى آينده‏ ‏معرفى كردند، نامه اى به رئيس خبرگان نوشته و مخالفت خود را اعلام كردم .‏ ‏مدتى هم كه مسئوليت داشتم سعى مى‎كردم ثناگو نباشم . صرف اين كه‏ ‏قائم مقام رهبر شدم از فريضه امربه معروف و نهى ازمنكر غافل نباشم . و در‏ ‏مقابل خطاها سكوت نمى كردم . اگر آيت الله خمينى نظرشان بر اين بود كه من‏ ‏در كنار باشم خوب بود دوستانه يك بار به من مى‎گفتند: شما ديگر صلاح‏ ‏نيست مسئوليت سياسى داشته باشيد. راهش اين بود، نه اين كه با وارد كردن‏ ‏اتهاماتى چون حمايت از مجاهدين و بدون اين كه از اين جانب توضيحى‏ ‏بخواهند تا بتوانم از خودم دفاع نمايم برخورد شود و بگويند شما ديگر در‏ ‏امور سياسى و سياست دخالت نكنيد. مگر از سال 42 و حتى قبل از آن كه وارد‏ ‏مبارزه شدم با رأى و نظر كسى آمدم كه حال بخواهم از سياست كنار بكشم ؟!‏ ‏مگر ما نمى گوييم سياست ما عين ديانت ماست ؟! مگر آيت الله خمينى‏ ‏خودشان - در كتاب تحريرالوسيله ، باب نمازجمعه - نمى گويند: كسى كه‏ ‏مى‎گويد "دين از سياست جداست نه دين را فهميده و نه سياست را؟!" پس چرا‏ ‏نظر مى‎دهند كه چه كسى در سياست دخالت كند يا نكند؟
‏ ‏
‏ ‏سوال 7 - آقاى خاتمى ، رئيس جمهور سابق ايران نسبت به مجاهدين خلق‏ ‏سياست منعطف در پيش گرفتند و توبه بسيارى از آنها را پذيرفته و اجازه برگشت‏ ‏به وطن را دادند. برخى بر اين عقيده اند كه سياست هاى آقاى خاتمى زمانى بود كه‏ ‏سياست هاى سخت گيرانه جمهورى اسلامى ايران براى تضعيف سازمان مجاهدين‏ ‏خلق مفيد واقع شده بود. نظر حضرتعالى چيست ؟
‏ ‏جواب 7 - من از سياست هاى آقايان اطلاعى ندارم ، ولى در بين مجاهدين‏ ‏خلق هم افرادى هستند كه يا فريب خورده اند يا به دليل برخى برخوردهاى تند‏ ‏و خشن از وطن كوچ كرده اند و يا به هر دليلى از كار با سازمان خسته و پشيمان‏ ‏شده اند كه اميدوارم با عفو عمومى به دامن ملت برگردند.
‏ ‏
‏ ‏سوال 8 - بهبود وضعيت حقوق بشر در ايران نسبت به سال هاى قبل مشهود‏ ‏است . اما سازمان هاى حقوق بشر بين المللى از قبيل سازمان عفو بين الملل با انتقاد از‏ ‏وضع حقوق بشر، كماكان خواهان بهبود حقوق بشر در ايران هستند. حضرتعالى‏ ‏وضعيت حال حاضر حقوق بشر در ايران را چگونه ارزيابى مى‎كنيد؟ اگر مشكلاتى‏ ‏در اين زمينه هست چگونه بايد رفع شود؟
‏ ‏جواب 8 - اين كه وضعيت حقوق بشر در حال حاضر بهتر از گذشته شده‏ ‏است مطلب واضحى است . اما حتى آنها كه آن اعمال را انجام مى‎دادند و‏ ‏امروز هم به همان كارها اعتقاد دارند سعى مى‎كنند از دايره قانون وارد شوند و‏ ‏كارشان را قانونى جلوه دهند و مهم تر اين كه اكثر كارهاى آنها از ديد مردم و‏ ‏رسانه ها كمتر مخفى مى‎شود و مجبور به پاسخ گويى مى‎شوند. اين خود زمينه ‏ ‏مناسبى است . اما متأسفانه هنوز عده اى چون حجة الاسلام والمسلمين آقاى‏ ‏هادى قابل و برخى از دانشجويان به جرم اظهارنظرهاى انتقادى در زندان‏ ‏هستند. برخى ها كه حتى سال ها قبل بازداشت شده اند با وثيقه هاى سنگين‏ ‏آزادند ولى تكليف آنها روشن نمى شود و بلاتكليف هستند. برخى اموال و‏ ‏اماكن تسخير و مصادره شده و بازپس داده نشده است . برخى افراد به‏ ‏بهانه هاى واهى حتى از تحصيل علم يا انتخاب شغل محروم شده اند.
‏ ‏در پايان از خداى بزرگ سربلندى و سرافرازى ملت را خواهانم و اميدوارم‏ ‏شما در انجام رسالت مطبوعاتى خود امانت را رعايت كرده و واقعيات را‏ ‏منعكس نماييد.
‏ ‏والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته .

‏دفتر آيت الله العظمى منتظرى ‏
‏‏1387/11/21‏‏

+نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت0:15توسط یاری از یاران مصدق | |

سید محمد خاتمی دیشب در کنفرانس مطبوعاتی افتتاح سایت مجمع روحانیون مبارز کاندیداتوری خود را رسما اعلام کرد.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری یاری،رئیس جمهور سابق کشورمان در ساعت 19 و پنجاه و هشت دقیقه  امروز، 20 بهمن ماه به دعوت دهها هزار ایرانی پاسخ مثبت داد و کاندیداتوری خود را رسما اعلام کرد.

با سلام و درود به خداوند و با بزرگداشت یاد و خاطره پیشوای عظیم‌الشان انقلاب، حضرت امام خمینی (ره) و گرامیداشت یاد و خاطره همه‌ عزیزانی که جان شریف خودشان را برای خدا و برای عظمت ملت ایران و پیشبرد انقلاب ایران تقدیم ملت ایران کردند، یعنی شهیدان عزیز و با قدردانی از جایگاه و تلاش و پایمردی ملت شریف ایران و با آرزوی پیشرفت روز افزون کشور، پایگاه تحلیلی و اطلاع رسانی مجمع روحانیون مبارز را می‌گشائیم، با این امید که بتواند این پایگاه با تولید و جذب اندیشه‌های کارآمد و خوب، بخصوص در حوزه دین و نشر آن و نیز پذیرش اندیشه‌های مختلف و بازکردن باب نقد و نظر در همه حوزه‌ها موفق باشد.

مجمع روحانیون مبارز همانگونه که از نام او مشخص است، یک جمع صنفی روحانی با رویکرد دینی در حوزه معرفت دینی و نیز فرهنگی و سیاسی در عرصه پویای جامعه ایران و طبیعی است که پایگاهی که امروز منتشر می‌شود نیز متکفل نشر چنین رویکردی و اندیشه‌هایی است و نیز امیدواریم دریچه‌ای باشیم از مجمع روحانیون مبارز به روی زندگی مردم و بخصوص اندیشمندان و خیرخواهان متعهد در جامعه و نیز دریچه‌ای باشد از متن جامعه و درون جامعه امروز به ذهن و زندگی اعضای محترم مجمع و تواناتر کردن او در انجام وظایف او.

ما در آستانه بیست و دوم بهمن سی‌امین سالگرد پیروزی انقلاب پرشکوه اسلامی و مردمی ایران هستیم و در واقع جامعه نوین ایران جامعه‌ای که تاریخ جدید خود را از پیروزی انقلاب اسلامی آغاز کرد، به دهه چهارم عمر حیات جدید خود وارد می‌شود و یکی از افتخارات مجمع، پایبندی به این انقلاب به آرمانها بلند انقلاب به راه و اندیشه حضرت امام و توجه به خواست تاریخی ملت ایران برای اعتلای دین عظمت کشور، پیشرفت استقلال و آزادی و عدالت است.

ملت ایران نیز به این انقلاب و آرمانها او پایبند است و این پایبندی را نشان داده است و حتی آنهایی که به سیاست‌ها و رفتارهای موجود احیانا نظر انتقاد و اعتراضی دارند، عمدتا کسانی که به اسلام و ایران دل بسته‌اند حتی انتقاد و اعتراض آنها نیز از پایبندی آنها به این معیارها و آرمانهاست و حتی نقد خویش را از این جهت مطرح می‌کنند که آیا سیاست‌ها و رفتارها منطبق و متناسب با آرمانها و معیارها هست و نیز در جستجوی راهکارها و سیاست‌هایی که ما را در رساندن آن اهدافی که بوده است، خواستی که ملت ایران داشته است آرمانهایی که در انقلاب بود تلاش بکنیم.

به همین دلیل هم شاهد هستیم که هر ساله سالگرد انقلاب اسلامی ایران چه با شکوه برگزار می شود، مجمع روحانیون مبارز نیز به عنوان وفاداری به این آرمانها و انقلاب به یاری خداوند در راهپیمایی باشکوه بیست و دوم بهمن ماه شرکت خواهد کرد.

من در اینجا با جدیت حضور خودم را در عرصه انتخابات به عنوان نامزد اعلام می کنم( صلوات و تشویق) و چند نکته را تذکر می‌دهم انشالله مجال هست که اگر عمری بود خیلی وسیعتر و گسترده تر با رسانه‌ها و ملت و بخشهای مختلف جامعه صحبت کنم؛ احیانا گفته شده است که بنده دچار تردید بودهام در مورد این مسئله؛ بنده اعلام می‌کنم هیچگاه تردید نداشته‌ام، گرچه تدبیر خاصی برای حضور در صحنه انتخابات و اینکه چه کسی و به چه صورتی شرکت بکند داشتم، مگر می‌شود کسی دلبسته به انقلاب، به امام به ایران و به سرنوشت ملت ایران باشد و در مهمترین حادثه و پدیده ای که دستاورد انقلاب اسلامی است، یعنی انتخابات نسبت به آن بی‌تفاوت باشد یا از شرکت در آن خود را کنار بکشد.

ما دلبسته به این کشوریم، عظمت این کشور را می‌خواهیم، اعتلای روز افزون ملت را می‌خواهیم، آرمانهای انقلاب ما هم همین بود؛ حاکمیت ملت بر سرنوشت خود که انتخابات مهمترین راه و پایگاه و نماد حاکمیت ملت بر سرنوشت خویش است، مگر می‌شود نسبت به آن بی‌تفاوت بود و مگر می‌توان نسبت به حضور در این عرصه تردید داشت، مگر می‌شود کسی متعهد به انقلاب و خواستها و منافع ملت ایران نباشد و خدا را شکر که ما بی تفاوت نیستیم و حق خودمان و حتی وظیفه خودمان می دانیم که در عرصه حضور داشته باشیم.

این انقلاب متعلق به این مردم است و این کشور متعلق به این ملت است و همه ما نسبت به کشور و سرنوشت آن احساس تعهد می‌کنیم، اما اینکه چگونه حضور بیابیم و چه کسی حضور بیابد طبعا تدبیری در کار بود که شاید آن تدبیر به نتیجه مطلوب نرسید و مصداق «العبد یدبر، والله یقدر» شد، بنده خدا تدبیر می‌کند ولی تدبیر الهی چیز دیگری است، گرچه هنوز هم معتقدم کارکرد و تاثیر آن تدبیر به پایان نرسیده است.

دوم اینکه این حضور جا را برای هیچکس و هیچ جریانی تنگ نمی کند، راه باز است و معتقدیم آچه باید مورد توجه باشد بعد از اینکه باید پافشاری کنیم انتخاباتی آزاد و مطلوب و قانونی برگزار شود، حضور و شور حضور مردم در عرصه است و معتقدم که حضور شخصیتهای مختلف با دیدگاههای مختلف حتی اگر در اصول و معیارها مشترک باشند می‌تواند انتخابات را پرشورتر کند و این دیگر بر عهده برگزارکنندگان است که زمینه برگزاری و تحقق این انتخاب پرشور را فراهم بیاورند، جا برای هیچکس تنگ نیست و امیدوارم که این حضور و حضورهای دیگر، سبب این شود که ما شاهد یک انتخابات فراگیر، پرشور و با حضور حداکثری مردم در عرصه باشیم که نتیجه آن هر چه باشد انشالله خیر است.

سوم اینکه، من همینجا از همه کسانی که حمایت کردند یا ممکن است حمایت کنند تقدیر می‌کنم؛ اما خودم را سرباز کوچک برای ملت و قطره‌ای کوچک از دریای موج خیر احساسات و ایمان و بیداری ملت ایران می‌دانم و طبعا در هر کجا که باشم و هر کاری که بکنم بعد از خدا خودم را در مقابل این ملت مسئول می‌دانم و معتقد هستم کسی که در راس قوه اجرایی قرار می گیرد، نسبت مساوی با همه جریانات و با همه تشکیلات و بخصوص همه آحاد ملت دارد، گرچه بنده همواره بر ایجاد و بسط تشکل‌های مدنی احزاب تاکید داشتم و همواره کوشیده‌ام و خواهم کوشید با امنیت و قوت و قدرت و امیدواری به آینده تشکل‌ها و جریانات در عرصه حضور داشته باشند و فضای بحث و گفتگو و نقد و همه  اینها با حضور جریانات و تشکل‌ها رونق بیشتری داشته باشد.

آنچه که مهم است اندیشیدن به سرنوشت این ملت سامان دادن این امور بر اساس معیارها و اصولی که انقلاب بزرگ ما داشت و خواست دیرپای ملت ایران که خواستار سربلندی، پیشرفت، استقلال، آزادی و عدالت بود و اینکه همه این امور و این خواست تاریخی سازگار با معیارها و موازین دینی او و فرهنگی او باشد؛ امیدوارم که خداوند همه را موفق بدارد که در خدمت این ملت و در جهت رفع مشکلات ملت و زمینه سازی برای پیشرفت و توسعه همه جانبه ملت ونیز ارتقا و اعتلای جایگاه و حیثیت ملت ایران در عرصه جهان امروز و بهره‌گیری از فرصتهای فراوان و جلوگیری از تبدیل فرصتها به تهدیدها باشیم و بتوانیم در هر کجا که هستیم خدمتگذاری برای این ملت و  تلاش کننده برای به ثمر رسیدن آرمانها وخواستهای این ملت باشیم، خود را به خدا می‌سپاریم و از او طلب یاری می‌کنیم و از او می‌خواهیم که همواره ما را مورد عنایت خود قرار دهد و یک لحظه ما را به خود وانگذارد و بر ذهن و زندگی ما آنچنان مسائل و مطالب را جاری بکند که نتیجه کار مورد رضایت او و به نفع اسلام انقلاب و ملت شریف ایران پیروز و شاد و سربلند باشیم.

+نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت0:43توسط یاری از یاران مصدق | |

زمان ناقد بصيري ست! شايد از همين روست که تاريخنگاران باور دارند تا از حادثه‌اي دست کم دو نسل سپري نشود، به دشواري مي توان در باره آن درست و دقيق نوشت ...

 درباره اشخاص شايد اندکي آسانتر باشد. به گمانم مي توان اشخاص را به دو گروه تقسيم کرد. مرادمان اشخاصي است که در زندگي اجتماعي و سياسي نقش داشته اند. پس از گذار سال ها برخي چهره ها از آن چه از آن‌ها نموده مي شد، فاصله مي گيرند. غبار ها زدوده مي شود و خدشه ها محو. چهره آنان روز به روز روشن تر و درخشنده تر و جذاب تر مي‌شود.

چهره‌هايي هم هستند و بوده‌اند که گذر زمانه آن‌ها را تاريک و تيره مي‌کند. شايد تاريخ از آناني که به داوري تاريخ اعتقاد ندارند، به شيوه خود انتقام مي گيرد.

 مهندس بازرگان از زمره گروه نخست است. چهارده سالي که از درگذشت او مي گذرد، هر سالي که گذشت سيماي بازرگان روشنتر و درخشانتر شد... اکنون در جمع‌هاي دوستانه هر گاه نام او به ميان مي آيد. دريغ بر زبان ها شعله مي کشد. چه گوهري را داشتيم و قدرش را ندانستيم و حتي آزارش داديم و او با چشم هايي مهربان صبور و خاموش نگاه کرد.

مهندس بازرگان از زمره آناني بود که گناهش ديدن افقي بود که ديگران آن افق را نمي ديدند.چنين انسان هايي در روزگار التهاب هر انقلابي تنها مي مانند. آن ها از سطح و افق روزگار خود فراترند و بايد عذاب بچشند و آزار ببينند.

گه دهري و گه کافر و ملحد باشد   /   گه دشمن خلق و فتنه پرور باشد

بايد بچشد عذاب تنهايي را   /   مردي که ز عصر خود فراتر باشد

شايد هم اين افراد به تعبير امام علي عليه السلام ميوه هاي نارس زمانه خويشند. که نمي توان از چنان ميوه اي نا به هنگام بهره برد.

«چيننده ميوه در زمان نامناسب، مثل کشاورزي ست که زمين ندارد.»

اما زمان که گذشت آن ميوه ها در ذهن جامعه مي پرورند و مي رسند و حسرتي ماندگار در ذهنيت جامعه بر جاي مي ماند. مثل حسرت ما وقتي نام مهندس بازرگان را مي شنويم و به ياد مي آوريم که در غوغاي عام او ستاره‌اي خاص بود.

 

دکتر سید عطا الله مهاجرانی

+نوشته شده در یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت1:8توسط یاری از یاران مصدق | |

متن زیر نوشته ای است از استاد ارجمند جناب آقای مهندس حسین زمان که به گمان این جانب از معدود هنرمندان متعهد عصر ما هستند که هرگز حاضر نشدند تعهد انسانی اخلاقی اجتماعی و مذهبی خود را در پای مصالح و منافع زودگذر شخصی قربانی کنند.

ایشان از شاگردان مکتب شریعتی بزرگ هستند و همیشه به این شاگردی و درس آموزی مفتخر بوده اند.جملات زیر پاسخ ایشان به آن دسته از منتقدان است که ایشان را خواننده ای سیاسی لقب می دهند و از این طریق  متهم به آلوده کردن عرصه هنر با سیاست و ناپاکی های آن می نمایند.

برگرفته از وبلاگ حسین زمان:

http://hosseinzaman.com    

هنوز هم مواجه هستم با جماعتی که به من انتقاد میکنند چرا بعنوان یک هنرمند در سیاست دخالت میکنم . در یکی از نشریات از من بعنوان سیاسی ترین هنرمند حاضر در کشور یاد کرده بود و یا از این قبیل القاب و واژه ها.

میخواهم خیلی واضح و روشن عقاید و باورهایم را که مبنای اعمال و مواضعم می باشند برای شما دوستان عزیزم بیان کنم و شما را به قضاوت بنشینم و البته آراء مخالفین با منطق و با اخلاق نیز برایم بسیار محترم است .

 

من باور دارم که وظیفه یک هنرمند بیان واقعیت های زندگی با زبان هنر به شکلی زیبا و گویا می باشد . به گونه ای که مخاطب برای درک واقعیت ها جذب شود و به خوبی توجه نماید . معتقدم که از وظایف مهم یک هنرمن آگاه شدن و آگاه کردن است . هنرمند همچون معلمی است که به زبان هنر مجهز است و این برتری بالقوه یک هنرمند در مقایسه با یک معلم معمولی است . هنرمند واقعی کسی است که این قابلیت را از قوه به فعل میرساند و علاوه بر خودسازی به بالندگی جامعه نیز کمک مینماید .

پس با چنین اعتقاد و باوری  نمیتوانم هنر برای هنر و یا هنر برای خودم را در دستور کار قرار دهم . من به هنری اعتقاد دارم که در خدمت مردم و ابزار دست هنرمند برای روشنگری و بالا بردن آگاهی های اجتماعی است . باورم این است که اگر در جامعه خطایی صورت بگیرد که در زندگی مردم تاثیر گذار باشد و ایشان بنا به دلایل مختلف از آن بی خبر باشند من و همه هنرمندان موظفیم ایشان را از آن خطا آگاه نماییم و البته با زبان تاثیر گذار هنر . معتقدم تمام مسائل جامعه بایستی از زیر ذره بین هنرمند عبور نمایند . بر این باورم وظیفه یک هنرمند هشدار دادن به مردم است و نور افشانی در شب تار ایشان آنگاه که بیم موج می رود و گرداب در میان است .

هنرمند باید که در عرصه های مختلف جامعه ای که در آن زندگی میکند حضور فعال داشته باشد .

میتوان مانند بعضی از هنرپیشه گان ( منظور کسانی که هنر شغلشان است . نه عشقشان و آرمانشان  با بازیگر اشتباه نشود)  بعنوان یک خواننده موسیقی پاپ با تن دادن به هر ذلتی و با قبول هر خفتی کنسرت های مختلف در اطراف و اکناف این مملکت داشت و کیسه کاسبی  را پر نمود و به هیچکس هم پاسخگو نبود که دیکته نانوشته را غلطی نیست . اما شرم دارم از اینکه فقط بخوانم و بخوانم و بخوانم و ندانم که از چه و برای چه میخوانم و حاصل کارم چه تاثیری در زندگی مردم دارد . میتوان به دور از هر تنشی و فارغ از هر خطری آسوده خاطر به  فعالیت های هنری پرداخت ، شهرت کسب کرد و از قبل آن شهرت بر مرکب ترقی سوار شد .اما به چه قیمتی؟ برای این همه لذت و شهرت و مال و منال چه بهایی باید پرداخت؟ من می گویم بهای آن چیست . بهای آن سرسپردگی است ، فراموش کردن مردم و رسالت هنری است و یک کلام زیر پا گذاشتن عزت نفس است .برای اعتراض به عملکرد غلط صدا و سیما علی رغم اینکه میدانستم یک خودکشی هنری است و با وجود اینکه میدانستم با توجه به فضای موجود در کشور این اقدام نیز از نظر بسیاری از مردم مخفی خواهد ماند ولی به حکم وظیفه هنری نزدیک به پنج سال حضور در صدا و سیما را و نیز پخش کارهایم را از این دو رسانه تحریم کردم تا اجازه ندهم لکه ننگ سازشکاری و سرسپردگی بر لباس هنری ام بنشیند .

البته امروز با کمال تاسف باید بگویم این اقدام من حتی از چشم دوستانم دور ماند و برایم بسیار رنج آور بود که در آن دوران بعضا من را که میدیدند می گفتند فلانی چرا کم کار شدی ؟ من همه اینها را نیز پیش بینی کرده بودم و با علم به اینکه ممکن است بطور کامل از عرصه موسیقی حذف شوم این کار را کردم و هنوز هم به آن معتقدم .

آری امروز بسیاری از نسل جوان نه من را دیده اند و نه صدایم را می شناسند این یک واقعیت است ولی واقعیتی است که با انتخاب خودم محقق شده است . برای دفاع از آرمان ها و ارزش های انسانی باید بهای آن را پرداخت کرد و بهایی که من پرداخت کردم در مقابل کارهایی که بزرگان انجام داده اند بی ارزش است .

 

من به هنر اینگونه نگاه میکنم و خارج از این محدوده را محدوده هنری نمیدانم . من آنچه را تا کنون انجام داده ام وظیفه یک هنرمند میدانسته ام . اگر این رفتار و این موضع گیری ها را سیاسی بودن میگویند من سیاسی ام و سیاسی خواهم ماند . بیاییم باور نکنیم که هر انجام وظیفه ای و هر اظهار نظر مخالفی سیاسی بودن است و سیاست چیز خوبی نیست و با این توجیه راحت طلبی پیشه کنیم. به نظر من آنچه ما را به بهانه سیاست گریزی از وظایفمان دور میکند نامش عافیت طلبی است و فرار از زیر بار مسئولیت .یادمان نرود حقیقت طلبی نقطه مقابل مصلحت طلبی است . امروز مصلحت طلبان بیش از همیشه حق طلبان را به سیاسی کاری و سیاست ورزی متهم میکنند و خود را که نقاب به چهره زده اند موجه جلوه میدهند . ما وظیفه داریم این دو جماعت را بشناسیم و از هم جدا کنیم .

 

+نوشته شده در جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت21:3توسط یاری از یاران مصدق | |

هوای گریه دارم تو این شب بی پناه

دنبال تو می گردم دنبال یک تکیه گاه

دنبال اون دلی که تنهایی رو می شناسه

دستای عاشق من لبریز التماسه

سکوت شیشه ای مو صدای تو می شکنه

تو آسمون عشقم شعر تو پر می زنه

با تو دل سیاهم به رنگ آسمونه

تو بغض من می شکنن شعرای عاشقونه

هزار و یک شب من پر از صدای تو بود

گریه هر شب من فقط برای تو بود

شعر از نیلوفر لاری پور

 

+نوشته شده در جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت20:44توسط یاری از یاران مصدق | |

در روزگار جهل

شعور

خود جرم است!

 

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت19:8توسط یاری از یاران مصدق | |

تو کی بودی ای مسافر که منو در من شکستی

رفتی اما در دل من تو همیشه زنده هستی

تو کی بودی که به یادت باید آواره بمونم

پا به پای باد شبگرد برم و از تو بخونم

انتظار دیدن تو منو آروم نمی ذاره

مثه بغضی که گلومو بسته اما نمی باره

چه نشستی که چشامو برق تنهایی ربوده

چشمی از سحر نداشتم اگه داشتم از تو بوده

چه نشستی که شکستم زیر بار غم غربت

خالی از نغمه شوقم پرم از قصه محنت

گم شدم تو شهر ظلمت رد پایی تو شبا نیست

با صدای هق هق من کسی اینجا آشنا نیست

ای صدای آسمونی پرم از هر چه شنیدم

کاشکی میشد پرکشیدن به هوای با تو بودن

شعر از استاد ارجمند جناب آقای دانش

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت18:58توسط یاری از یاران مصدق | |