جانشین تو در این سینه خداوند نشد
ترسم دراز دستی بیجا کند کسی
بخت بد بین کز اجل هم ناز می باید کشید
عاشق نشده شور دیوانه شدن دارم
ترسم که تو چون شمعی سوزی و نیاسایی
ورنه چه هراسی از پروانه شدن دارم
چه گویم چون نگفتن بهتر از نشنیدن توست
بمیرم من که مردن
بهتر از رنجیدن توستمـرا بـگذار و بگـذر گرچـه می دانـم که امـروز
دوای درد بـی درمانـم ای گـل دیـدن توست
|
روز خوب با تو بودن کاش تکرارش کنی |
جمله های عاشـقانه کاش بسیارش کنی
با تمام این خوشی ها نازنین می ترسم از
لحظـه تلـخ جـدایی کـاش انکـارش کنی
تا سحر می گردم اینجا خواب را گم کرده ام
ای پرستوها ! مسیر گرم خورشید از کجاست؟
من نشان آفتاب ناب را گم کرده ام
از پر پروانه پیدا می شود احساس شمع
نعش آن پروانه بی تاب را گم کرده ام
چون غلام خانه زاد مهربانی های تو
منزل آسوده ارباب را گم کرده ام
کوچه تکرار را صدبار من تا انتها
رفتم اما رسم دق الباب را گم کرده ام
29/2/90