تبليغاتX
کلک مهر

دختران ایرانی نازترین عکسهای ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

نازترین عکسهای خارجی

عکس های خارجی

کلیپ عکسهای خفن ایرانی های ایرانی

کلیپهای ایرانی


کلک مهر

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم

نسخه اي از نخستين پيش نويس نظريه تکامل «چارلز داروين»، طبيعي دان انگليسي به صورت اينترنتي منتشر شد.

به گزارش سرويس علمي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، اين يادداشت‌ها که به چاپ کتاب «سرمنشاء گونه ها» و نظريه تکامل او منجر شد، پيش از اين فقط در دسترس محققان کتابخانه دانشگاه کمبريج بوده است.

در کنار پيش‌نويس نظريه تکامل، بيست هزار يادداشت ديگر از چارلز داروين به صورت آنلاين درآمده است.

دکتر جان وان واي، که عمر کاري خود را وقف مطالعه داروين کرده است، مي گويد: داروين درک ما از طبيعت را متحول کرد.

نظراتي که نگرش به جهان را دگرگون کرد

کتابخانه اينترنتي داروين بسيار بزرگ است به طوري که اگر در هر دقيقه يک تصوير و مطلب دانلود شود، براي ديدن همه مطالب دو ماه زمان لازم است.

دکتر وان واي مي گويد: اين نوشته نشان مي دهد که داروين براي تحقيقاتش تا چه حد به جزئيات اهميت مي داده است.

اين محقق دانشگاه کمبريج مي افزايد: خانواده داروين همواره معتقد بوده که نوشته‌هاي او بايد در دسترس همه علاقمندان قرار داده شود. اينکه اکنون همه در نقاط مختلف جهان مي‌توانند نوشته هاي داروين را در اين سايت اينترنتي بخوانند، بسيار عالي است. چارلز داروين يکي از بانفوذترين دانشمندان تاريخ بشريت است. مجموعه نوشته هاي او که اکنون آنلاين شده است بسيار مهم و به همين دليل هيجان انگيز است.

سايت داروين آنلاين به نشاني darwin-online.org.uk، سايتي متنوع است: از نوشته هاي علمي او گرفته تا خاطراتش و نقاشي هايي که اين دانشمند در دوره کودکي کشيده است. در اين سايت حتي مي توان اطلاعاتي درباره زندگي خصوصي داروين پيدا کرد، مثل چند دستور آشپزي که همسرش از آن استفاده مي کرده است.

کتاب اثرگذار چارلز داروين به نام «در باب سرمنشا گونه ها به شيوه انتخاب طبيعي» در سال 1859 منتشر شد.

نظريه تکامل داروين که مي گويد گونه‌ها در طول نسل ها از طريق انتخاب طبيعي خصوصيات مطلوب، تکامل پيدا مي کنند به يکي از ارکان اساسي علم زيست شناسي تبدل شده و بر رشته هاي ديگر علمي نيز اثر گذاشته است.

+نوشته شده در جمعه سی ام فروردین 1387ساعت23:26توسط یاری از یاران مصدق | |

عنوان این متن را بر وزن شعار تجاری معروف یکی از شرکت های ارتباطاتی ایران انتخاب کرده ام:

"هر روز بهتر از دیروز"

اما این بار باید اعلام کنیم که "هر روز متناقض تر از دیروز!!!"

درست همین یک ماه پیش بود که به داروخانه ای مراجعه کردم و طبق عادت معهود بروشورهای تبلیغاتی داروهای جدید وارد شده به ایران را که هنوز مورد تایید وزارت بهداشت هم قرار نگرقته است از روی پیشخوان برداشته و شروع به مطالعه کردم.

آن بروشور را در کتابخانه ام آرشیو نمودم.

با چه آب و تابی از فوائد فراوان! مصرف سلنیوم به عنوان یک "Nurition Supplement" نام برده و نقش بی بدیل آن را به عنوان یک آنتی اکسیدان و "Radical Scavenger" در پیش گیری از وقوع سرطان مورد تاکید قرار داده بود.

و حالا باید با کمال تعجب از آغاز دور جدید مطالعات برای بررسی آثار مخرب مصرف سلنیوم بر روی سیستم ایمنی مطلع شوم در حالی که در این بروشور تاکید شده بود سلنیوم به عنوان یک آنتی اکسیدان نقش مهمی در تقویت سیستم ایمنی دارد.

نمی دانم واقعا چه باید بگویم؟

به کدام ساز پژوهشگران ارجمند و همکاران گرامی باید رقصید؟

به کدام سخنشان باید اعتماد کرد؟

خلاصه به قول لنین "چه باید کرد؟!"

به قول یکی از اساتیدم جناب آقای دکتر استکی تنها می توانم بگویم دنیای "Science" یک دنیای کاملا مبهم است و بسیاری از اوقات نباید یافته های "Experimental" را با قطعیت بیان نموده و پذیرفت.

Some Supplements

محققان با رد تاثير بعضي مکمل هاي ويتامين بر سلامتي نسبت به مضر بودن آنها هشدار داده اند.

به گزارش سرويس بهداشت و درمان خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، بررسي 67 تحقيق مختلف بر تاثير مصرف مکمل هاي ويتامين نشان داده است، مصرف آنتي اکسيدان‌ها نه تنها باعث طول عمر نمي شود که در خيلي موارد مرگ زودهنگام افراد را هم در پي دارد.

محققان دانشگاه کوپنهاگ در دانمارک مي گويند مصرف مکمل هاي ويتامين هاي آ و اي در روند طبيعي سيستم ايمني بدن تداخل مي کند.

در اين حال به گفته اين محققان، مصرف بتا کاروتن، ويتامين آ و ويتامين اي احتمال مرگ را افزايش مي دهد.

علاوه بر مکمل‌هاي عنوان شده، بررسي هاي اين محققان شامل ويتامين سي و سلنيوم هم بوده است.

پيش از اين تصور مي شد اين مکمل ها به خاطر خواص آنتي آکسيداني که دارند، مانع از آسيب راديکال هاي آزاد به سلول هاي بدن مي شوند.

از راديکال هاي آزاد به عنوان علت بروز بيماري هايي مانند انواع سرطان و بيماري‌هاي قلبي نام برده مي شود.

در اين مطالعه نتيجه تحقيقات مختلف بر روي 233 هزار نفر بررسي شده است. اين گروه از افراد شامل افراد بيمار و افراد سالمي بوده است که مکمل هاي ويتامين مصرف مي‌کرده‌اند.

محققان دانمارکي پس از مطالعات خود به اين نتيجه رسيدند مصرف مکمل هاي ويتامين آ خطر مرگ را شانرده درصد افزايش مي دهد. اين رقم براي بتاکاروتن هفت درصد و ويتامين اي چهار درصد است.

به گفته محققان، تحقيقات بر روي مصرف مکمل هاي ويتامين سي هيچ تاثيرمنفي يا مثبتي ندارد. در اين حال، آنها خواستار مطالعه بيشتر بر مصرف اين ويتامين و سلنيوم هستند.

وزارت بهداشت بريتانيا هم از شهروندان خواسته است به جاي مصرف مکمل هاي مصنوعي ويتامين ها، نياز خود به ويتامين هاي مختلف را از راه تغذيه برطرف کنند.

 

+نوشته شده در جمعه سی ام فروردین 1387ساعت23:20توسط یاری از یاران مصدق | |

محققان با به كارگيري روشي كه در آن اندازه گيري‌هاي مرتبط با دماي پائين و محاسبات تئوريك با هم تلفيق شده‌اند براي نخستين بار ساختار الكترونيكي ملكول‌هاي منفرد DNA را آشكار كردند.

به گزارش سرويس فن‌آوري خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، شناخت ويژگي‌هاي الكترونيكي DNA در بسياري از حوزه هاي علمي از بيوشيمي تا فن‌آوري نانو حائز اهميت بالايي است. به عنوان مثال در مطالعه مربوط به تخريب DNA با تابش اشعه ماوراء بنفش كه در آن راديكال‌هاي آزاد و جهش‌هاي ژنتيكي ايجاد مي‌شود، كاربرد خواهد داشت.

در اين موارد، تعمير و تصحيح DNA به صورت خود به خودي از طريق انتقال بارهاي الكترون در طول زنجيره DNA صورت گرفته و اتصالات ملكولي آسيب ديده تصحيح مي‌شوند.

در زمينه نانوزيست الكترونيك كه مرتبط با مطالعات پيشرفته در خصوص ملكول‌هاي زيستي مي باشد، پيشنهاد شده است كه از DNA يا مشتقات آن به عنوان سيم‌هاي هادي ملكولي براي ساخت شبكه هاي ملكولي محاسباتي كه كوچكتر و كاراتر از محصولات به دست آمده از فن‌آوري سيليكون است استفاده شود.

دانشي كه در اثر انجام اين پروژه حاصل شده، ممكن است در ارائه روش‌هاي سريع، ارزان و قابل اعتمادتر جهت تعيين توالي DNA انسان كاربرد داشته باشد.

در اين مطالعه محققان دانشگاه هبرو ساختار الكترونيكي DNA را مورد مطالعه قرار دادند تا دريابند چگونه الكترون ها در طول مارپيچ DNA منتشر و توزيع مي شوند كاري كه ساليان سال محققان به دنبال انجام آن بوده اند اما به دليل مشكلات فني قادر به انجام آن تاكنون نبوده اند.

با مشاركت محققاني از چندين مركز مطالعاتي كه بر روي ملكولهاي طويل و هم شكل DNA دردماي 195 درجه سانتي‌گراد زير صفر كار مي‌كردند و با به كارگيري ميكروسكوپ STM جهت اندازه گيري جريان عبور يافته از ملكول‌هاي رسوب داده شده بر روي طلا اين كار صورت گرفت سپس با استفاده از محاسبات فرضي مبتني بر معادلات كوانتومي، ساختار الكترونيكي DNA مبتني بر جريان الكتريكي اندازه گيري شده به دست آمد.

به گزارش ايسنا از ستاد ويژه توسعه فن‌آوري نانو، اين نتايج در درك بهتر بخش هاي زنجيره DNA كه به جريان بار در طي ملكول كمك مي‌كنند، موثر خواهند بود.

نتايج اين مطالعه در مجله Nature Materials منتشر شده است.

+نوشته شده در جمعه سی ام فروردین 1387ساعت23:3توسط یاری از یاران مصدق | |

يك شركت توليدکننده پوشاک در ژاپن، نخستين مجموعه از کت‌هاي مردانة ضد گرد و غبار را وارد بازار کرد.

به گزارش سرويس فن‌آوري خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، «سانيو شوکاي» اين کت‌ها را از الياف توسعه داده‌شده ‌به‌ وسيله شرکت «توراي» ساخته‌اند. اين الياف كه با فرايندي مبتني بر فن‌آوري‌ نانو توليد شده‌اند، مي‌توانند آب و گرد و غبار را دفع کنند.

در فصل بهار، ژاپن مي‌تواند براي مبتلايان به بيماري حساسيت، کشنده باشد. هر کجا که مي‌رويد، مردمي با چشمان قرمز و بيني‌هاي داراي آبريزش، مي‌بينيد و خيابان‌ها پر از افرادي است که براي حفظ از خود در مقابل گرد و غبار از ماسک استفاده مي‌کنند؛ اما افراد مبتلا به حساسيت، با وجود اين ماسک‌ها هنوز دچار مشکلاتي هستند، زيرا گرد و غباري که روي لباس‌ها مي‌نشيند، مي‌تواند به ‌آساني به داخل نفوذ کند، اما امسال به‌ دليل کار ابداعي دو شرکت ژاپني، اين گرد و غبار مشکل ايجاد نخواهد کرد.

الياف جديد استفاده ‌شده ‌براي ساخت اين کت‌ها، داراي سطح نرم و چگالي بالا و فضاي بين‌ رشته‌ها خيلي کوچک است، همچنين آنها با به‌ کارگيري فن‌آوري‌ نانوماتريس شرکت Toray، عمليات رزيني ويژه‌اي براي بهبود مقاومت در مقابل آب و گرد و غبار دارند.

چند سال پيش، شرکت صنعتي Toray اعلام کرد که موفق به توسعه يک نانوفرآوري شده ‌است که اجازه تشکيل آرايش مولکولي مورد نياز براي افزايش عملکردها در صنعت منسوجات را مي‌دهد. طبق ادعاي اين شرکت بازده اين نانوفراوري بهتر از نانوفراوري قبلي است.

اين شرکت نام اين فن‌آوري‌ نانو را نانوماتريس ناميد. به گزارش ايسنا از ستاد ويژه توسعه فن‌آوري نانو، فن‌آوري‌ نانوماتريس اساساً يک پوشش‌دهي مواد عملکردي، شامل آرايش مولکولي نانومقياس روي هر کدام از تک‌رشته‌هايي است که الياف(الياف بافته‌شده) را تشکيل مي‌دهند.

پيش‌بيني مي‌شود كه کاربرد اين فن‌آوري به توسعه عملکردهاي جديد، ايجاد عملکردهاي پيچيده و بهبود قابل توجه عملکردهاي موجود(کيفيت، دوام و غيره) منجر شود؛ همچنين فن‌آوري نانوماتريس مي‌تواند استفاده اين الياف در مواد، بدون از بين رفتن ساختار الياف، را توسعه دهد.

شرکت Toray موفق به ايجاد پوشش‌هايي با ضخامت 10 تا 30 نانومتر روي سطح تک‌رشته‌ها شده‌است. در فن‌آوري اين شرکت، امکان کنترل ترتيب يا آرايش مولکولي مواد عملکردي روي هر کدام از تک‌رشته‌ها در اندازه‌هاي نانومقياس، وجود دارد.

اين کت‌هاي ضد گردوغبار را مي‌توان هم‌اکنون در مغازه‌هاي شرکت سانيو شوکاي در ژاپن با قيمت 35 تا 40 هزار ين خريداري کرد.

+نوشته شده در جمعه سی ام فروردین 1387ساعت22:56توسط یاری از یاران مصدق | |

CATARACT

What is a cataract

The lens is a unique living ocular tissue that is usually clear or transparent and is referred to as 'the crystalline lens' in medical texts. The normal lens focuses light on the light-sensitive nervous tissue (retina) located in the back of the eye. The word cataract literally means "to break down." Doctors refer to any opacity (or cloudy change) of the lens that causes light to scatter as a cataract. Cataractous changes of the lens may appear as small insignificant pigmented, gray or white "dots"., microscopic "blisters", a "cracked glass" appearance, a diffuse haze, a "pearly" sheen, white streaks or a completely white lens. The cataract usually begins as small dots or microscopic blisters and progresses to involve larger areas of the lens. The rate of progression is difficult to predict and may be very slow or quite rapid. A cataract is different than the normal aging change that occurs in the lens which is called nuclear sclerosis. Nuclear sclerosis is in the very center of the lens and occurs in patients over 7 years of age. These are not cataracts! At times the cataract appears to worsen overnight. Cataracts may develop in one or in both eyes. If a large portion of the lens becomes white, it prevents images from reaching the retina and blurred vision results. When a light is shined into the eye of a patient with a complete cataract, the patient only sees a white light and no images can be seen

This is a picture of a cat with cataractous lens. The cataract has liquified and the nucleus or center of the lens has sunk within the lens capsule. The arrow shows the nucleus

What should I do if I suspect cataracts in my pet

The first thing to do if your veterinarian indicates your pet may have a cataract of any size is to have your pet examined by a veterinary ophthalmologist. The lens is an important link of the total visual system, yet the health of the entire eye should be evaluated before the lens develops a complete cataract. Early evaluation of the eye with a cataract sometimes permits examination of the retina. If the cataract is complete or "mature," the retina cannot be directly examined and an ultrasound examination may be needed. At the time of the initial examination, the cataract may sometimes be identified as to cause, area of involvement and stage of progression. Not all cataracts lead to blindness. "Incomplete" cataracts may not impair vision significantly. If your pet has a cataract and has shown some visual loss, evaluation will include the consideration of and benefit of cataract surgery

How do I know if my pet has a vision problem

Our pets are creatures of habit and love to please their owners. If vision loss develops slowly over a long period of time, your pet may adjust to your home and yard. Pets in familiar surroundings may readily move about even when almost blind because they have learned where all objects are. Signs such as bumping into objects, failing to retrieve favorite toys and fear of being left alone may be signs of vision loss. These are especially significant if they occur within the pet¹s home or yard.

What causes cataracts

The cause of cataracts is an area continually being studied. Cataracts may result from injuries to the eye, inflammation within the eye (uveitis), internal diseases that have an effect on the eye such as diabetes mellitus, metabolic conditions or certain foods, chemicals and drugs. Although it may be difficult to name the specific cause of a cataract, cataracts that develop in eyes free of signs of ocular disease are assumed to be inherited. Inheritance is the major cause of cataracts in dogs and cats.

Are there types of cataracts

The type of cataract may not be important for deciding whether surgery may be performed. Cataracts may be classified by age of onset, physical appearance of the cataract or state of development of the cataract

What is the treatment for cataracts

There is no medical treatment known to slow the progression of, prevent the formation of or reverse the changes of cataracts. Surgery to remove the cataractous lens is the only known treatment in animals and man. Successful surgery can provide a return of vision

Should my pet have cataract surgery

Cataract surgery is generally restricted to those patients who are developing a cataract in both eyes. If one eye has a blinding cataract and the other eye has a rapidly developing cataract or if rapidly developing cataracts are present in both eyes, surgery is recommended so the patient will not completely lose vision. It is also important to consider whether the patient is a good candidate for anesthesia. With continued improvements in veterinary medicine and anesthesia, age alone does not limit the possibility of surgery. With the use of modern anesthetic agents, successful surgery is performed on dogs and cats 17-18 years of age and older. The over-all health of the patient needs to be assessed before surgery. This may include chest x-rays, EKGs, ultrasound of the eye, blood analysis or other procedures. Cataracts may be removed from one or both eyes during the same surgery. Finally, you are the one who hears all the information and decides if surgery will be performed to restore vision for your pet

Is my pet a good candidate for cataract surgery

Cataract surgery involves a period of intense treatment and care both before and after surgery followed by an extended period of low level therapy. If you are unable to provide this treatment, surgery is not recommended. Alternatively, if your pet will not or cannot be treated as required, he/she is not a good surgical candidate. Animals who "bite the hand that feeds it" don't do well after cataract surgery

What will my pet see after surgery

Patients benefit from cataract surgery because it will allow them to be able to move about without the fear of bumping into objects. As in people, the loss of the lens causes a loss of "up-close" visual acuity or sharpness. Without a lens, a pet may not have completely normal vision after surgery, but they do regain useful vision. The up-close image they see will be slightly larger and only partially focused so that the images will be much less distinct. Distant vision (over 6-to-8 feet) is usually normal. Our pets don't drive or play golf or tennis. Yet they need clear vision. Their need for sharp vision is not as necessary as it is for humans. Some veterinary patients appear visually handicapped without a lens yet most show no apparent vision difficulties. Due to the vision difficulties without lenses, we recommend replacement lenses be placed during surgery for the routine cataract surgery. These lenses are made to the same exacting specifications that are used in human medicine. The replacement lenses allow improved vision over a patient with no lenses

What does cataract surgery involve

The preparation for cataract surgery begins several days prior to the actual event. You will be required to apply drops to one or both eyes three times daily for three days. These drops are an antibiotic drop and a corticosteroid drop to reduce bacterial contamination and inflammation. An antibiotic will be given by mouth twice daily for three days before surgery. Cataract surgery is performed on an outpatient basis. The morning of surgery, the pressure of the eyes of your pet will be assessed and the area of fluid drainage will be examined to decide the type of postoperative medication that will be needed. If not previously performed, an ultrasound may be performed to examine structures inside the eye(s) that cannot be visually seen. Next, blood tests (if needed) will be performed, a physical examination given and a catheter is placed into a vein to facilitate the administration of drugs. Drops are placed in the eyes at specific intervals before surgery. General anesthetic is induced using the most modern agents. An electroretinogram [ERG] is then performed to determine that the retina is working normally and a reasonable chance for vision exists following surgery. This procedure is used if the cataract has progressed to the point that the ophthalmologist cannot assess the retina during the initial examination. If the ERG indicates that vision is not possible, then surgery is not performed and the patient is awakened. If the ERG shows that vision is possible, the patient is prepared for surgery and moved to the surgical center. During the surgical procedure, the pet's respiration, oxygenation level of the blood, heart rate and blood pressure will be monitored by the anesthetic technician. An EKG will be attached to your pet so that the heart can be assessed during surgery. Surgery is performed using an operating microscope and sophisticated microsurgical instruments. The actual surgical procedure may last 30-40 minutes and general anesthesia is normally for 60-120 minutes per eye. During recovery, your pet will be closely monitored and will be discharged from the hospital 2-6 hours after surgery. An Elizabethan collar (E-collar) is placed on the pet so they will not injure their own eyes during the first 7-to-14 days following surgery. Postoperative medications are used to reduce inflammation and to prevent infection. Eye drops are applied every 6 hours for the first 24 hours. Antibiotics and possibly other medications will be given by mouth twice daily. The first postoperative examination is scheduled for the afternoon the day following surgery. During that examination, the pressure within the eye will be examined, the eye is evaluated for inflammation, tear test will be performed and determination of possibility of infection will be made. Further examinations will be scheduled as needed to follow the progress of healing. Medication must be given at regular intervals. After the first two weeks, the chances of infection are very low and the antibiotics are discontinued. Inflammation is the main problem which must be overcome and controlled. Topically applied antiinflammatory agents, both steroidal and non-steroidal are given as frequently and as long as needed to control inflammation. It is possible, due to the fact that dogs and cats are great scar tissue formers, that treatment will be necessary for 6-to-12 months or longer. These treatments are usually once or twice daily and may be as infrequent as every other day. Some patients are completely off medication in 6 months. Each patient is an individual.

This patient was examined 24 hours following a successful surgery. The white arrow shows the artificial lens and the dark arrow shows the retinal blood vessels visible around the artificial lens

Are there possible complications to cataract surgery

The success rate in cataract surgery has improved markedly in the recent years with the advent of newer medications and microsurgical techniques. The success rate is 90-95%. This does not mean that if the surgery is not successful your pet will have 5-10% vision. It means that 90-to-95 pets out of 100 will have vision OR 5-to-10 pets will remain blind in spite of the surgery. Although the success rate has risen dramatically, there are still several complications that need to be anticipated in order to prevent them. Intraocular bleeding, elevation of intraocular pressures [glaucoma], extreme postoperative inflammatory response, adhesions and self-trauma are possible complications. The risk of anesthesia is extremely minimal. The chief problem which is treated on an on-going basis is inflammation

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت7:35توسط یاری از یاران مصدق | |

جراحي آب مرواريد در حيوانات با استفاده از روش «قرنيه باز» در كشور انجام شد.

دکتر هومن ملوک پور با اعلام اين مطلب به خبرنگار علمي ايسنا گفت: اين جراحي با استفاده از روش قرنيه باز و توسط يک تيم هفت نفره از جراحان دامپزشک به سر پرستي دکتر حميد رضا فتاحيان انجام شد.

وي اظهار داشت: پيش از اين، براي خارج کردن عدسي معيوب از داخل چشم از روش باز کردن صلبيه استفاده مي شد که ضمن ايجاد التهاب بسيار، درصد موفقيت آن نيز پايين بوده است.

اين جراحي حدود يک ماه پيش بر روي يک قلاده سگ هشت ساله ماده از نژاد "ترير" انجام شده که از حدود دو سال پيش به واسطه ابتلا به آب مرواريد بينايي خود را به طور کامل از دست داده بود.

دکتر ملوک پور افزود: در اين جراحي بي سابقه که حدود پنج ساعت به طول انجاميد با استفاده از نخ‌هاي جديد پرولن چشمي از طريق فضاي داخل اتاقک قدامي چشم اقدام به خارج کردن لنز معيوب شد.

وي با اشاره به مزاياي استفاده از اين روش در درمان آب مرواريد گفت: به حداقل رسيدن ميزان التهاب چشم پس از جراحي و عدم نياز به پانسمان چشم پس از جراحي از مزاياي استفاده از روش «قرنيه باز» در درمان بيماري آب مرواريد است. در اين روش به محض اين که حيوان از بيهوشي به حالت هوشياري برمي‌گردد توانايي تشخيص نور را دارد. اين حيوان سه هفته تحت نظارت ويژه بعد از عمل بوده و در حال حاضر پس از دو سال نابينايي اکنون در سلامتي کامل از لحاظ بينايي قرار دارد.

تصویری از چشم یک گربه با لنز مبتلا به کاتاراکت

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت7:29توسط یاری از یاران مصدق | |

رييس موسسه تحقيقات واكسن و سرم سازي رازي از توليد واكسن ايريبا براي پيشگيري از تب مالت در گاو خبر داد كه منجر به قطع واردات آن شده و براي مصرف در سال جاري در اختيار سازمان دامپزشكي قرار گرفته است.

دكتر عبدالحسين دليمي در گفت‌وگو با خبرنگار «پژوهشي» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گفت: توليدات موسسه در سال 86 رشد قابل توجهي داشت، به طوري كه در توليدات پزشكي 30 ميليون دوز واكسن توليد و 19 ميليون دوز آن به وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي تحويل داده شد و نيز تمامي 331 ميليون دوز واكسن دامي به سازمان دامپزشكي تحويل داده شد.

وي افزود: همچنين با توليد نزديك به يك ميليارد و 850 ميليون دوز واكسن طيور، با توجه به ذخاير سال ماقبل (85) در مجموع 5/2 ميليارد دوز واكسن در سال 86 به بازار عرضه شد كه مطابق نياز بازار بود.

رييس موسسه تحقيقات واكسن و سرم سازي رازي خاطرنشان كرد: اين موسسه در زمينه پروژه‌هاي تحقيقاتي، توليد علم و انتشار مقاله رشد خوبي داشته و برخي از طرح‌ها به توليد واكسن در مقياس آزمايشگاهي و يا نيمه صنعتي منجر شد و براي سال جاري نيز برنامه‌هايي در زمينه توليد واكسن و فرآورده‌هاي بيولوژيك و نوآوري در زمينه‌هاي مختلف اداري، فرهنگي، مديريت و بازرگاني براي ارتقاء فعاليت‌ها داريم.

وي يادآورشد: واكسن ايريبا كه در ارتباط با پيشگيري از بيماري بروسلوز يا تب مالت در گاو در سال گذشته توليد شد و در اختيار سازمان دامپزشكي قرار گرفته و در سال جاري براي مصرف به بازار عرضه مي‌شود. اين واكسن با قيمت بالايي از خارج وارد مي‌شد، اما با هزينه‌هايي كمتر در داخل كشور توليد شد و با توصيه‌هاي موسسه، سازمان دامپزشكي از واردات اين محصول جلوگيري كرد.

دليمي در خصوص ميزان صادرات موسسه تحقيقات واكسن و سرم سازي رازي به ايسنا گفت: وارد شدن در چرخه‌ صادرات با مشكلات اداري و اقتصادي زيادي روبه‌روست كه بايد روابط بازرگاني بين دو كشور نيز بهبود بخشيده شود البته مقدار محدودي از توليدات واكسن سال گذشته به كشورهاي همسايه صادر شد.

به گفته وي، بودجه 87 موسسه نسبت به اعتبارات سال گذشته پيشرفت‌هايي داشته است كه تلاش مي‌شود از همين مقدار بهترين بهره برده شود.

نمایی از کوکوباسیل های گرم منفی گونه های "بروسلا"

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت7:22توسط یاری از یاران مصدق | |

دانشمندان موفق به كشف سه مولكول شده اند كه مي‌تواند مانع از مرگ سلولي شود.

به گزارش سرويس علمي ايسنا، پژوهشگران دانشگاه توفتز در امريكا اعلام كردند اين سه مولكول تازه كشف شده، مانع از فعاليت پروتئين كيناز RIP1 مي‌شوند.

گفتني است كه اين پروتئين مي تواند فرايند مرگ سلولي را در بدن هدايت كند.

پديده‌اي كه طي آن سلول ها مي‌ميرند به لحاظ پزشكي "نكروزیز" ناميده مي‌شود.

اين پديده مي‌تواند به آسيب بافتي منجر شده و در نهايت به مرگ يا ناتواني‌هاي مادام‌العمر و طولاني مدت ختم مي‌شود.

به گفته پژوهشگران شناسايي اين مولكول‌ها كه پروتئين كيناز RIP1 را مورد هدف قرار مي‌دهند بسيار حائز اهميت است چرا كه مي‌تواند به شناسايي راه‌هاي تازه‌اي براي كشف و توليد داروهاي جديد و كارآمدتر براي انواع بيماري‌ها منتهي شود.

متخصصان خاطر نشان كردند كه پديده نكروز به بسياري از انواع بيماري‌ها به ويژه بيماري‌هاي جدي و خطرناك مانند سكته قلبي و مغزي مربوط مي‌شود.

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت7:15توسط یاری از یاران مصدق | |

دانشمندان با بهره‌گيري از نانوفن‌آوري موفق به كشف اتفاقي يك نانودارو شده‌اند كه مي‌تواند به عنوان روشي استثنايي در درمان طاسي سر استفاده شود. 

به گزارش سرويس علمي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، به كمك اين فن‌آوري جديد امكان رويش مجدد تارهاي مو روي پوست فراهم مي شود.

نانوتركيب دارويي كه محققان شرکت نوآوري Danville’s Luna Innovations در آمريکا موفق به كشف آن شده‌اند مي تواند با تقويت ريشه و فوليكول‌هاي مو موجب رويش مجدد آن‌ها شود.

به گفته دانشمندان اين تحقيق در مراحل اوليه بوده و مطالعات بيشتر براي كاربردي شدن فن‌آوري جديد بايد انجام گيرد.

توليد اين داروي جديد در جريان فعاليت تحقيقاتي دانشمندان بر روي آنتي اکسيداني ارائه شد که از آن مي‌توان براي درمان طيف گسترده اي از بيماريها استفاده کرد.

رئيس اين شرکت تحقيقاتي آمريکايي درباره اين كشف نوين گفت: تنها دو هفته پس از آزمايش يکي از تازه‌ترين داروهاي نانويي خود متوجه رويش مو در موش‌هاي آزمايشگاهي شديم که به صورت ژنتيکي بدون مو به دنيا آمده بودند.

فن‌آوري نانو امروزه در عرصه هاي گوناگون زندگي از امنيت اجتماعي گرفته تا ساخت الياف هوشمند کاربردهاي گسترده اي پيدا کرده است.

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت7:7توسط یاری از یاران مصدق | |

تو اگر می دانستی

تو اگر می دانستی

که چه زخمی دارد خنجر از دست عزیزان خوردن

از من خسته نمی پرسیدی

آه ای مرد!

چرا تنهایی؟!

ایرج جنتی عطایی

 

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت23:53توسط یاری از یاران مصدق | |

شعر زیبای زیر از استاد ارجمند جناب آقای "عبدالجبار کاکایی" است.

ایشان این شعر را با حلاوت تمام و به بهترین وجه ممکن در مراسم تحویل سال نو در شبکه تهران دکلمه کردند.

این شعر هدیه ای بود از جانب این هنرمند عالیقدر و متعهد روزگار ما به کسانی که سالهاست فراموش شده اند و تو گویی پدران آنها که غیرتشان اجازه نداد آیین و خاک و ناموسشان به تاراج دستان پلید نامردمان برود امروز باید شاهد سیلی خوردن صورت دخترکان بیگناه و بی ادعایشان باشند.

همه می دانیم که دختران چقدر به پدران خود نزدیک و تا چه اندازه با آنها مانوس اند و نمونه بزرگ و ارزشمند آن که باید برای همه ما الگویی کامل و ارزنده باشد رفتار کریمانه و عاشقانه پیامبر آگاهی و آزادی و قدرت حضرت محمد مصطفی که درود کائنات بر او و خاندان پاکش باد با پیشوای زنان عالم حضرت زهرای مرضیه -س- است.

اما امروز و اینجا و در همین نزدیکی...

در همین شهر

در کنار همین مردم

در همین خاکی که روزگاری ناپاکان قصد غارتش را کرده بودند جگرگوشه های مردان شرف و آزادی و آزادگی باید از دستان پلید دیگری که امروز بر کار شده است تا میراث شهادت آن انسانهای بی ادعا را نابود کند و به نام خود گرداند سیلی محکمی بخورد تا زمین و زمان به یاد سیلی هایی که دختران حسین بن علی از سپاهیان ابن زیاد و پیروان ابن سعد و ابن مرجانه خوردند از شدت درد در خود فرو رود و زانوی غم بغل گیرد و بگرید تا مگر فریادرسی از نسل همان سردار بزرگ عاشورا که اینک با بی شرمی تمام قداست نهضتش را فدای منافع تبلیغاتی می نمایند در عصر جمعه ای نه چندان دور از گرد راه برسد و بیاموزد به تاریخ که حقیقتش نه آن است که بود و آنگاه است که شاید سفره تنهایی آن مادر و شانه های رنجور آن پدر شهید پس از سالها بی مهری و نامردمی دوست و دشمن باز هم شوق زندگی و تنفس در هوای پاک انسانیت را تجربه کنند و شهر آن پیام آور که همه فراموشش کرده اند در روی زمین برای دومین بار پس از مرگش باز از برای برافراشتن رایت صلح و تعهد برساخته شود.

و اما شعر استاد ارجمند:

صدام نکن

 

صدام نکن صدام نکن خوابشو داشتم می دیدم

کاشکی دوباره چشمامو رو هم می ذاشتم می دیدم

نه ارغوان نه اطلسی سفید مه گرفته بود

به رنگ گیس مادرم می زد به نقره و کبود

نه خنده بود نه خاطره یه حس تازه ی امید

نه سنگ قبر کهنه بود نه قاب عکسی از شهید

یه قطره خون دو قطره خون یه گل یه تیکه استخون

یه جاده ی رو به افق یه مشت درختای جوون

صدام نکن که آدما تو خوابا مهربون ترن

فقط تو قاب عکساشون قشنگترن جوونترن

صدام نکن که خواب من حتی کبود اگر باشه

می خوام بمونه برا من می خوام برام پدر باشه

صدام نکن صدام نکن خوابشو داشتم می دیدم

کاشکی دوباره چشمامو رو هم می ذاشتم می دیدم

 

 

 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت16:45توسط یاری از یاران مصدق | |

تقدیم به قله همیشه مغرور و سربلند قیام برای پاسداشت و احیای نجابت

آزادی

به اقیانوس بیکران آزادگی و استقامت

به منجی بزرگ انسانیت در عصر اصالت حیات حیوانی

به پیشوایی که زجر فقر و گرسنگی و محروم زیستن را با تمام وجودش میفهمید.

زیرا که خود سالها رنج گرسنگی را چشیده بود و تنها چنین مردانند که قلبشان برای گرسنگان و محرومان و پابرهنگان این زمین خاکی می تپد و آنچنان که "ایرج جنتی" بزرگ گفته است غم دستان خالی لرزش پاکی در صدای سخن گفتن آنها با هیولای سیاه و بی مروت ستم همه دورانهاست.

تقدیم به روح بلند "ارنستو چه گوارا"

قسم به مرگ گل یاس زیر هجوم چکمه ها

قسم به زندگی که مرد زیر چماق گزمه ها

قسم به اون شقیقه ای که همدم گلوله شد

به بغضی که آخرشم گوشه سینه گوله شد

به مار اختناقی که چنبره زد روی قلم

قسم به نونی که نشد به نرخ روز و دست کم

به اون شیار خونی که از تن آزادی چکید

تفکری که لخته شد پرنده ای که ورپرید

به اون طلوع واپسین که جوخه تن به ماشه داد

به اونکه ایستاده مرد تنش به گوشه ای فتاد

قسم به اون طناب دار که حلقه زد به گردنت

به لحظه ای که ریختن و با کت بسته بردنت

چو می توان که همچو تو عمود و ایستاده مرد

حرام باد هر که را که تن به بستری سپرد!

"دکتر شاهکار بینش پژوه"

پرتو نگاهت برایم چه حس آشنایی دارد.

نگاهی آشنا از جنس غربت برای انسانی که خود را زندانی این خاک و این هوا می بیند و همچون پرنده ای محبوس در قفس زرین بی تاب رهایی و پرواز در پهنای آسمان نیلی است.

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت13:51توسط یاری از یاران مصدق | |

عزیزانم!

به دلیل ناراحتی که به تازگی گریبانگیر من شده فعلا از به روز کردن معذورم.

امیدوارم معدود دوستانی که معمولا به این کلبه سر می زنن این سهل انگاری منو ببخشن.

حق یارتان!

+نوشته شده در جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت14:30توسط یاری از یاران مصدق | |

این شعر زیبا را بسیار دوست دارم.

 برایم درالمنثور معنی شیرین یک دعوت تازه است.

یک فریاد در اوقات تلخ و شومی  که در محبس تاریکی اسیرم.

یک صدای آشنا در پاییز سکوت!

تبلور یک لبخند در  سراپرده ی سیاه اشک!

درخشش شعاع خورشید از روزنه تنگ یک چهاردیواری تنفرانگیز و نکبت بار!

پیام آور آغاز یک حیات نو و امیدی از جنس سپیده آسمان در نخستین روز بهار جاویدان

برای یک مخاطب خیالی از جنس رویاهای خیس شبانه ام می نویسم.

برای او که درد من و ما را می فهمد.

برای او که برای گریستن حرمت قائل است و زبان اشک را می فهمد و با حسرت همنشین بوده است و مونسی برای مرگ.

برای او که سهمش را بیشتر از آن چیزی می داند که اکنون در دستان تاول زده یا پینه بسته خود دارد و هرگز نمی تواند به خود بقبولاند که این تقدیر محتوم او و بسیاری همچون اوست.

برای پاسداشت آزادی و برابری می نویسم.

برای پاسداشت حرمت انسانی که دیگر واژه ای افسانه ای در میان ورق پاره های پوسیده زندان شب است.

در سوگ شهادت تعهد می نویسم.

برای بزرگداشت مرگ عشق به رهایی از بندهای بی اعتبار زندگی پوشالی و حیوانی مردم این زمانه می نویسم.

می نویسم و می نالم و هزار بار آرزوی مرگ می کنم تا دیگر حرمت اندرونی چشمانم را با دیدن منظره لگدمال شدن پیکر نحیف یک کودک پنج ساله در زیر چکمه های سیاه قساوت یا عکسی که در آن کودکی سیاه با پوست  چسبیده به پشت شکم و دنده هایی بیرون زده در تلاش برای رسیدن به غذا خود طعمه لاشخوری نفرت بار و پلید می شود و تمام نهاد های به اصطلاح پاسدار حقوق بشر! که هر سال به دروغ هزاران کنگره و جلسه و سمینار برگزار می کنند تا برای آزادی بشر و استیفای حقوق حقه او! به تصویب مصوبات و منشور ها و ارائه بیانیه های توخالی و سراسر فریب و اغوای جهانیان بپردازند انگار کورند و کرندو لالند و مرده اند تا در برابر این هم هبی عدالتی و اسارت زبان به اعتراض بگشایند و حقیقت را فریاد زنند.

می نویسم تا لااقل در برابر وجدانم سربلند بایستم و بگویم که اگرچه نتوانستم برای آن کودک تنها و صبور کاری کنم که در گوشه سرد خیابان و زیر دیوار بلند سنگی زیر نور چراغ برق عبوس با مرارت فراوان مشق شبش را می نوشت تا فردا دستان سرد و بی روح معلم شب زده اش با ترکه های خشکیده از سرمای زمستان اندوه دستهای کوچک سرما زده و پینه بسته اش را که طعم لحظه های خوش زندگی را به لمح البصری نیز نچشیده اند بوسه ای نه از سر محبت که از روی دشمنی و عداوت نزند حداقل سکوت پیشه نکردم و در جایی که باید فریاد می زدم با خاموشی نا به جا به او ستم ننموده ام.

آری می نویسم برای آزادی آن کودک معصوم که با چشمانی امیدوار به چشمان اندوهگینم خیره شده بود تا شاید من برایش پیامی شادی آور از بهشت خیالات کودکانه اش بیاورم و جرعه جرعه شراب رهایی از غصه و نگرانی را در کام خشکیده و عطش آلودش بچکانم...اما...

افسوس که من جز شرمندگی و احساس خجالت در برابر نگاه منتظر او اندوخته ای و پیغامی نداشتم.

چه بگویم که درد سنگین است و من همچون آن معلم شهیدی که دردهایش بسی از من سنگین تر و طاقت فرساتر بود ذره ذره از این بار انبوه درد را از روی سینه رنجور و بیمارم بر می دارم تا اندکی سبک شود...

تا اقاقی های باغ انسانیتم پژمرده نشوند و سروهای آن قد خم نکنند و خدایم را از یاد نبرده باشم.

ای مرگ!

مرا دریاب!

دیگر طاقت ماندن در این سیاه بازار معامله ارزش های انسانی با سکه و سریر را ندارم.

مشتاق تو هستم ای مرگ!

مرا دریاب! 

 

 

 

با من اكنون چه نشستنها، خاموشيها،
با تو اكنون چه فراموشيهاست .

چه كسي مي خواهد
من و تو ما نشويم؟
خانه اش ويران باد !

من اگر ما نشوم، تنهايم
تو اگر ما نشوي،
خويشتني!

از كجا كه من و تو
شور يكپارچگي را در شرق
باز بر پا نكنيم؟

از كجا كه من و تو
مشت رسوايان را وا نكنيم؟!

من اگر برخيزم
تو اگر برخيزي
همه بر مي خيزند!

من اگر بنشينم
تو اگر بنشيني
چه كسي برخيزد ؟
چه كسي با دشمن بستيزد ؟
چه كسي
پنجه در پنجه هر دشمن دون
 آويزد؟!

+نوشته شده در سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت18:5توسط یاری از یاران مصدق | |

"سنتوری" را می توان به معنای حقیقی کلمه واگویه ای از درد های امروز جامعه و دنیای ما تلقی کرد که با تمام توان خود سعی دارد تباهی را که مجالست با دیوسیرتان سوداگر نابودی به عنوان نتیجه ای قطعی و اجتناب ناپذیر به دنبال خود دارد با بیانی واقعی و به دور از شعارزدگی رایج تولیدات سینمایی و در معنای وسیعتر کلمه محصولات هنری عصر ما به زیور صور و حرکت جادویی سینما آراسته کند تا بار دیگر در این عصر تباهی و تکرار و دلزدگی انسان از روزمرگی آتشی توفنده در قلب وجدان های خاموش و مرده و فطرت های غیر مسوول برافروزد و با ما بگوید از آنچه بر ما می گذرد و ما را نگون بختی خودمان که مسبب عدم درک چنین شرایط ناگوار و تاسف بار و همت ننمودن و نیندیشیدن یک راه حل و یک اسلوب و یک متد صحیح علمی و جامعه شناختی برای تغییر کاراکتر های حیات مکرر بیهوده خودمان و دور و تسلسل باطلی که در بند آن گرفتاریم و دیوی که انسانیت و حیات الهی ما را به بند می کشد است برهاند و در مقابل این ما هستیم که هر روز با کمال وقاحت و بی شرمی آرام و بی صدا و بدون کوچکترین تلاش و حرکتی و عزم و فراهم آوردن ساز و برگی بی اعتنا و سرد و خاموش شاهد به یغما رفتن میراث بزرگ و حاصل عمرهای کوتاهی که آنها را آسان به دست نیاورده ایم و با مشقت و به قیمت نابودی و از دست دادن سال های زیبا و تکرار نشدنی جوانی مان همچون گل های باغچه کوچک و سرسبز یک باغبان پیر که با تمام وجود و با عشق به گل دادن گیاهانی که با خون دل آنها را از آسیب ها و طوفان ها و مصائب روزگار حفظ کرده و آنها را به بهترین وجهی آراسته و زوائدش را هرس کرده و برایش از جان مایه گذاشته آن گیاهان زیبا را پرورانده ایم و اکنون که مشتاقانه پس از این همه سال تلاش و از خودگذشتگی باید شاهد بازشدن غنچه های دلفریبمان باشیم باید به سوگ پرپرشدنشان اشک فراوان بریزیم و هنوز بهار نیامده و شمیم خنک آن را روی چهره غبارگرفته مان حس نکرده ایم که باید شاهد فرارسیدن پاییز بی رحمی باشیم که نه مصداق سخن "م.امید" که مظهر واقعی یک جلاد بی احساس است و قبل از چیز "نرون" وار و پای در جای پای "لویی" تیغ زهرآگین خود بر میدارد و غنچه های نشکفته مان را با سفاکی تمام گردن می زند.

افسوس که این ما هستیم که اگرچه بر سر و روی خود می زنیم و روزها و هفته ها و ماه ها وسالها پیراهنی از جنس شب بر تن می کنیم و پیمانه اندوه از باده تلخ پشیمانی پر می کنیم و هر لحظه و هر دم از عمر باقیمانده خود را با دردی کش میخانه ای به نام گورستان سر می کنیم اما افسوس که ما تنها آموخته ایم که باید بنالیم و باید زار زار بر مصائبمان بگرییم اما درمانده ایم از این که راهی برای به بند کشیدن این دیو سفاک خزان سرشت کنیم و تیغ از کف او بگیریم و سینه تنگ و پر از کینه و عقده های حقارت یک عمر حیات نانجیبانه او را با آزادگی و شعف و شور جوانی بشکافیم و بر این آسمان تیره رنگی تازه زنیم و به قول شاملوی بزرگ هوایی تازه در فضای شرجی این اتاق نمور و تاریک و محنت آور بدمیم .

افسوس که ما تنها گریستن و ضجه زدن و اشک ریختن را بلدیم و نمی خواهیم مسبب این همه پریشانی را در محکمه تعهد انسانی مان به زنجیر محاکمه کشیم و بهای آن همه خون های از دست رفته و جوانه های پژمرده را از این روح شیطان صفت بازستانیم.

"سنتوری" یک پیام است.

یک آغاز دوباره است.

یک جرس و یک بانگ صور است که ما را فرا می خواند به برانگیختن از گورهایی که با نادانی و بی اعتنایی و جهالت خود برای خود ساخته ایم و خود را در اعماق تاریکی دهشتناک آن زنده به گور کرده ایم.

سنتوری یک پرتره است از حقیقتی که در همین نزدیکی و  چه می گویم؟!

در هوای عفنی که در آن نفس می کشیم و ریه های زنگارگرفته خود را همچنان با ذرات مرگ پر و خالی میکنیم حضوری بس سنگین و حکمرانی بسیار تباه کننده دارد.

سنتوری روایتگر یک عشق بی فرجام و یک زندگی به تمام معنا زمینی و خاکی است که تنها با یک تصادف شکل می گیرد و با شتاب رسن های محکم و استوارش می گسلد و نابود می شود و به کام کوسه مرگ می رود و در این میان هیولای فاسد افیون چه نقش آفرینی زیرکانه و رندانه ای دارد.

 

سنتوری واگویه ای از درد زمانه ماست.

زمانه ای که بیش از هر دوران دیگر تاریخ انسانیت انسان را به ثمن بخس از او می خرد و در این معامله آشکار است که سفره کدام طرف از قوت زیان پر می شود.

زمانه ای که بیش از هر چیز با مفهوم "تعهد"بیگانه است و با "منفعت" بیش از هرچیز دیگر آشنا و دمخور.

در پایان دوست دارم از جسارت و شجاعت مهرجویی بزرگ تقدیر کنم که پیام آوری شد که درد مشترک همه ما را بیان کرد و به بهترین وجه ممکن رسالت هنرمندی اش را به انجام رساند و برای ما آغاز گر و کاروان سالار راه نجات شد و روزنه ای در این شب تار به سوی روشنایی گشود.

به امید فرارسیدن روزهایی روشن تر

روزهایی که در آن اثری از پرپر شدن غنچه های نشکفته نباشد.

آیا می توان چنین روزهایی را دید؟! 

 

+نوشته شده در شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت1:5توسط یاری از یاران مصدق | |

 

محققان ژاپني براي مبارزه با تومور‌ها، نانوذراتي را طراحي کرده‌اند که مي‌توانند پادژن‌هاي توموري را به سلول‌هاي سيستم ايمني رسانده و موجب تحريک توليد پادتن‌ها شوند.

به گزارش سرويس فن‌آوري خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، واکسن‌ها ترکيبات بسيار پيچيده‌اي از پروتئين‌ها و ساير موادند که براي ايجاد حداکثر پاسخ ايمني عليه آن پروتئين‌ها، مورد استفاده قرار مي‌گيرند.

يکي از عوامل تعيين‌كنندة توانايي واکسن در القاي ايمني، قابليت‌ شناسايي بين پادژن پروتئيني و سلول‌هاي سيستم ايمني معروف به سلول‌هاي ارائه‌کننده پادژن(APCs) است.

اين محققان با استفاده از پليمر زيست‌سازگار پلي گاما گلوتاميک اسيد، موفق به ساخت نانوذرات خودآرايي شده‌اند که در فرايند پليمريزاسيون خود پروتئين‌ها را نيز درون خود به دام مي‌اندازند.

اين نانوذرات نسبتاً پايدارند و محتواي پروتئيني خود را در دوره‌اي تقريباً يک ماهه آزاد مي‌نمايند. اين ذرات قابليت خشک‌ شدن در حالت انجماد را دارند و مي‌توان به‌راحتي آنها را مجدداً آماده مصرف كرد؛ اين يکي از ويژگي‌هاي هر واکسن خوب به شمار مي‌رود و امکان استفاده از آن را در مراکز دور دست فراهم مي‌نمايد.

براي آزمايش کارايي اين واکسن‌ها، اين محققان اوالبومين را درون آنها قرار داده، سه گروه از موش‌ها را ـ که داراي تومور‌هاي ملانوماي متاستاتيک مولد اوالبومين بودند ـ واکسينه كردند. يک گروه نانوواکسن، گروه دوم اوالبومين و گروه سوم سالين نرمال دريافت كردند. ايمن‌سازي با انجام سه تزريق در طول يک هفته انجام شد.

هجده روز بعد از آخرين تزريق، ريه موش‌ها بررسي شد و جالب اينکه هيچ مورد جراحت متاستاتيک در ريه موش‌هاي نانوواکسينه ‌شده، مشاهده نشد. اين در حالي است كه موش‌هاي دو گروه ديگر ـ که اوالبومين يا سالين دريافت کرده بودند ـ داراي تعداد زيادي برآمدگي‌هاي متاستاتيک در ريه خود بودند.

به گزارش ايسنا از ستاد ويژه توسعه فن‌آوري نانو، آزمايش‌هاي ‌بعدي نشان داد که اين نانوذرات به‌طور کامل و کارامد به‌وسيلة APCها برداشت مي‌شوند، همچنين توانايي خروج از آندوزوم‌ها و آزاد كردن پادژن‌ها در سيتوپلاسم APCها را دارند، که اين امر پاسخ ايمني را تشديد خواهد كرد.

نتايج اين تحقيق که از سوي شينساکو ناکاگاوا و نائوکي اوکادا در دانشگاه اوزاکاي ژاپن انجام شده ‌است، در مقاله‌اي در مجلة Biochemical and Biophysical Research Communications تحت عنوان «ساخت واکسن بر اساس نانوذرات PGA دوگانه دوست: با توانايي رساندن پروتئين‌ها به فضاي سيتوزولي» منتشر شده ‌است.

+نوشته شده در جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت0:32توسط یاری از یاران مصدق | |

دکتر امید فرخزاد، استاد ایرانی دانشگاه «هاروارد» با همکاری یکی از استادان دانشگاه MIT آمریکا با ابداع نوعی نانوبمب ضد سرطانی هوشمند به روشی جدید برای درمان سرطان دست یافته که ضمن نابودی موثر و هدفمند سلول‌های سرطانی‏‏‏ عوارض روش‌های متداول شیمی درمانی را نیز در پی نخواهد داشت.

به گزارش سرویس فن‌آوری خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) این گروه پژوهشی به سرپرستی امید فرخزاد و رابرت لانگر در مرکز همکاری مشترک مؤسسه فن‌آوری ماساچوست(MIT) و دانشگاه هاروارد برای مطالعه در زمینه کاربردهای آینده فن‌آوری‌نانو در سرطان با اضافه کردن یک ذرة کوانتومی و یک آپتامر RNA به داروی ضد سرطانی «دوکسوروبیسین» یک نانوذرة چندمنظوره را طراحی کرده‌اند که نه تنها در درمان سرطان کارایی دارد؛ بلکه، موجب می‌شود تا بتوانیم از تومورهای شیمی‌درمانی‌شده نیز عکس‌برداری کنیم.


 

نتایج این مطالعه در قالب مقاله‌ای در تازه‌ترین شماره مجله علمی Nano Letters منتشر شده است.

دکتر فرخزاد، استاد ایرانی دانشگاه‌ «هاروارد» که با همکاری استاد سابقش «استاد رابرت لنگر» در دانشگاه MIT (موسسه فن‌آوری ماساچوست) این تحقیقات را رهبری می‌کنند، چندی پیش از انتشار این مقاله در گفت‌و‌گو با ایسنا با اشاره به این که این طرح در حال حاضر در زمینه درمان سرطان پروستات دنبال می‌شود، تاکید کرد: در این روش برای انتقال دارو به سلول‌های سرطانی از کره‌هایی به ابعاد حدود 150 نانومتر ــ که حدود 500 تای آنها قطری در حدود عرض یک تار مو دارند ــ استفاده می‌شود. این ریزکره‌ها که ساختاری شبیه توپ فوتبال دارند با کنار هم قرار دادن چندین مولکول مختلف به وسیله یک پایه پلیمری ایجاد شده‌اند که هر یک از این مولکول‌ها وظیفه خاصی بر عهده دارند.


 

به گفته این پژوهشگر ایرانی، عملکرد اختصاصی و هوشمندانه ریزکره‌ها باعث می‌شود سلول‌های سالم در معرض دارو قرار نگیرند و در نتیجه عوارض شیمی درمانی در این روش وجود ندارد.


 

دکتر فرخزاد در عین حال تصریح کرد که مزیت این روش صرفا حذف عوارض شیمی درمانی نیست بلکه آزمایش‌های انجام شده روی مدل‌های حیوانی نشان می‌دهد که این روش که طی آن دارو به صورت کاملا هدفمند و طی چند هفته آزاد می‌شود می‌تواند به نحو کاملا موثری سرطان را نابود کند.


 

به گزارش ایسنا، پژوهشگران در این طرح، ابتدا یک ذرة کوانتومی را در پوششی از جنس آپتامر RNA قرار دادند تا این مجموعه بتواند آنتی‌ژن سطحی اختصاصی پروستات(PMSA) را شناسایی کند و اتصال محکمی با آن برقرار کند، سپس داروی ضد سرطانی «دوکسوروبیسین» را به این مجموعه اضافه کردند. این دارو نیز خود را در ساختار پرپیچ و تاب آپتامر RNA جای می‌دهد؛ البته محققان نشان داده‌اند که این جای‌گیری و تداخل دوکسوروبیسین، هیچ اثری بر فعالیت آپتامر و توانایی اتصال آن به PMSA ندارد.


 

یکی از ویژگی‌های شناخته‌شده ذرات کوانتومی، توانایی تابش نور در محدودة مشخص رنگی است. در این مطالعه به‌ عنوان نمونه، محققان از یک ذرة کوانتومی با توانایی تابش نور در محدودة 470 تا 530 نانومتر استفاده کردند. دوکسوروبیسین نیز جدا از خاصیت ضد سرطانی خود به نحو مؤثری نور آبی را جذب می‌کند ـ که حداکثر این جذب در طول موج 480 نانومتر قرار دارد ـ سپس نور را در محدودة سبز تا نارنجی طیف مرئی(460 تا 520 نانومتر) منتشر می‌کند. این در حالی است که هنگامی ذره کوانتومی و مولکول «دوکسوروبیسین» به‌عنوان نمونه در این مجموعه کنار هم قرار می‌گیرند، فعالیت نوری این دو با هم تداخل کرده، به میزان زیادی هر گونه تابش نور از دیگری را مهار می‌کند.


 

در واقع هنگامی که محققان مجموعة ذرة کوانتومی و آپتامر RNA و دوکسوروبیسین را در معرض سلول‌های سرطانی پروستات بیان‌کنندة PMSA قرار دادند، در اثر بروز پدیدة مذکور، آنان تنها قادر به تشخیص حداقلی از نور بودند. اگر چه 90 دقیقه بعد، محققان سیگنال‌های نوری واضحی را هم از ذرة کوانتومی و هم از مولکول دوکسوروبیسین دریافت کردند که این خود نشانگر آن است که مولکول دوکسوروبیسین از داخل این مجموعه به درون سلول‌های سرطانی آزاد شده‌است.


 

به گفته استاد ایرانی دانشگاه «هاروارد»، پیش‌بینی می‌شود، طی سه، چهار سال آینده یا نهایتا تا هشت سال دیگر این تکنیک به مرحله کاربرد برسد.


An Article about different methods of Prostatic Neoplasia Diagnosis

Prostatic urethral epithelial polyps

A variety of diagnostic labels have been affixed to this entity, including ectopic prostatic tissue, benign polyps with prostatic-type epithelium, adenomatous polyps with prostatic-type epithelium, villous polyp, papilloma, papillary adenoma, urethral adenoma, glandular polyps, and even prostatic caruncle. A classic history is that of hematuria in a young man. By cystourethroscopy, a small (usually less than 1cm) papillary or frondlike exophytic mass is seen within the verumentanum. Microscopically, there is papillary growth with true fibrovascular cores lined by unremarkable prostatic epithelium. The epithelium composed of secretory columnar cell layer with underlying basal cells. Small foci of residual urothelium may be present. Cytologically, the secretory cells are bland looking and shows no nuclear abnormalities such as nucleomegaly or nucleolomegaly. The prostatic origin of the proliferation can be confirmed by positive staining for PAP or PSA. Prostatic urethral epithelial polyps are benign lesions that are treated by cystoscopic excision and/or fulguration. Rarely this lesion may recur (reference 1).

Figure 7. HE 200X Prostatic urethral epithelial polyps

Villous adenoma of prostatic urethra

Villous adenomas are rare in the prostatic urethra (reference 2). These adenomas are identical to those seen in colon, with stratification of elongated atypical nuclei, goblet cells, and mitotic figures; PSA is negative in the epithelium. In one case, mucinous adenocarcinoma was reported to arise from prostatic urethral villous adenoma.

Figure 8. HE 200X Villous adenoma of prostatic urethra

High-grade prostatic intraepithelial neoplasia

High-grade prostatic intraepithelial neoplasia can occur in periurethral prostatic duct, characterized by large acini with proliferative changes, including nuclear overlapping, nuclear enlargement and hyperchromatia, as well as scattered prominent nucleoli. Complex branching papillae are usually beyond the expectation of HGPIN. Immunostain for basal cell specific markers reveals intact or fragmented basal cell layer.

Figure 9. HE 400X High-grade prostatic intraepithelial neoplasia

Prostatic ductal adenocarcinoma

Ductal carcinoma (adenocarcinoma with endometrioid features; papillary carcinoma, endometrioid carcinoma) accounts for about 0.8% of prostatic adenocarcinoma. It typically arises as a polypoid or papillary mass within the prostatic urethra and/or large periurethral prostatic ducts, and histologically resembles endometrial adenocarcinoma of the female uterus. Clinically, serum concentrations of PSA and PAP may be normal at the time of diagnosis except in patients with bone metastases.

Figure 10. HE 100X: Ductal carcinoma occurring in prostatic urethra in 78 year-old man

 

+نوشته شده در جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت0:31توسط یاری از یاران مصدق | |

کمتر کسی از اهالی موسیقی است که "کریستوفر دیویدسن" را نشناسد.

هنرمند ایرلندی تباری که در آرژانتین متولد شد و دوران کودکی خود را در کشورهای عقب مانده و فقیر گذراند و امروز در واژه واژه کلام آشنا و پرمهر او و در فریادهایی که از صمیم قلبش می کشد پژواک ناله های کودکان محروم و رنجکشیده و یتیمان و گرسنگان و پابرهنگان زمین در گوش هایم طنین انداز می گردد و من حضور در دنیایی را با تمام پوست و گوشت و استخوانم احساس می کنم که او برایم آن را به زیبایی تابلویی جادویی از ونگوگ یا قطعه ای فرح انگیز از موزارت تصویر می کند و با نت های سحرآمیز موسیقی می آمیزد و روی شانه های خطوط حامل برگه های سوخته دفتر نت همچون کوله باری از درد و رنج و امید وآرزوهای دست نایافتنی بلندپروازانه می گذارد و تو گویی نمی داند که این شانه های رنجور و ضعیف تاب نگه داشتن این همه سنگینی درد و آرزو را ندارد و هر دم ممکن است  هزاران بار زیر این بار سهمگین خرد شود و بمیرد و دوباره زنده شود تا رنج حیاتی این چنین را از یاد نبرد و از تحمل آن فراغت نیابد.

 

کریستوفر یک پیام آور است.

یک پیامبر است!

او مصداق بارز آن کبوتر قاصدی است که انگشتان مسوول معلم عرفان آزادی و برابری ۳۰ سال پیش آن را در سپهر آزادی و آزادگی و معرفت تصویر کرد و ما را به پروراندن و نگه داری و مراقبت همه جانبه از آن کبوتر قاصد فرا خواند تا در هجمه طوفان های شوم روزگاران که هر از گاهی ناپاکان و نانجیبان تاریخ و آنها که همواره به قول مولا بین آخور و مزبلشان در رفت و آمدند به راه می اندازند تا آشیانه حقیر این پرنده معصوم و البته مسوول را به تباهی و نابودی بکشانند و فرزندان بی پناهش را در قربانگاه هوس بازی خود به تلی از خاک مبدل سازند نابود نشود و فراموش نگردد و میراث ناشناخته اش به تاراج خسان نرود و جزئی از خزانه هزاررنگ آن موجودات پلید نشود.

آری...

کریستوفر چنین مسوولیتی بر دوش گرفته است و در این زمانه بی های و هوی لال پرست تنها به فریادهای بی سرانجام و بی مفهوم آن کلاغان قیل و غال پرست بسنده ننموده بلکه مصداق آن ماهی زلال پرستی شده است که با کمال افتخار و با زیبایی تمام نه در بزم شبانه خرچنگ های مردابی روزگار عفن ما و نه برای عیش آن ناپاکان که برای شادی دل کودک یتیمی که تنها سهم او از زندگی و زنده بودن گرسنگی و فقر و بیماری و محرومیت از تمام حقوق انسانی است می رقصد و ترانه رهایی سر می دهد و آینده ای روشن را برایشان به تصویر می کشد تا شمع فروزان امیدی که در کلبه متروک قلب های کوچکشان اکنون دیگر تنها کورسویی دارد دوباره برفروزد و شب تاریک جهالت با سپیده صبح آگاهی بشکافد و از بیم موج و گرداب هائل اثری نماند.

او به حق یک پیام آور است.

چه آنجا که برای آن کودک گرسنه لالایی می خواند و از گرسنگی خواهرش سخن می گوید و او را می بوسد و می خواباند و چه آنجا که در ساحل دریایی بی کران می ایستد و از دوران کودکی اش می گوید و آرزو های بزرگش برای ساختن یک جهان نو و روشن را برایمان فاش می کند.

چه آنجا که از بزمی شبانه سخن به میان می آورد و از اینکه شرایط فلاکت بار زمان ما و ستم و بی عدالتی دوران سیاه ما هرگز روی تغییر به خود نخواهد دید و چه آنجا که از عزمش برای بازگشتن به میهنش و تصمیمش برای آزادکردن سرزمینش از یوغ اسلحه و چکمه های سربازان آگاهمان می کند و تنفرش از جنگ را آشکار می نماید.

کریستوفر یک هنرمند متعهد است.

یک هنرمند به معنای حقیقی کلمه...و افسوس که چنین هنرمندانی بسیار اندک اند....

بسیار اندک...

برایش از درگاه حضرت باری آرزوی سلامتی و موفقیت روزافزون دارم.


و در پایان کلامی از آزادی بگویم:

ای فرشته زیبای آزادی!

دستهایم با دستبند شوم اسارت زمان و پاهایم با زنجیر پلید هوس در اعماق سیاهچال زمین گرفتار است و گویی هیچ روزنه ای از امید به رویم لبخند نمی زندو من اینجا پشت دیوارهالی سنگی این محبس نمور لحظه ها را می شمارم تا تو

ای مهراوه من!

ای بئاتریس من!

ای معبود یگانه من!

ای تمام هستی و حیات و امید من!

ای سرچشمه هر خوبی و دشمن هر شر و افساد و پلیدی!

ای آزادی!

ای که نجاتم از محبس تنم

از زندان هوسبازی نفسم و از سیاهچال تنگ و تاریک عمر کوتاهم

تنها با بازوی قدرتمند تو ممکن است!

از بند و غل و زنجیر آنها که مرا به سکوت می خوانند و مرگم را آرزو می کنند نجات بخش!

 آنهایی که میخواهند نباشم...تا دیگر نفسم از تنگگاه حنجره بیرون نیاید

تا همچون آن کودک بازیگوش نباشم که سوتکی در دست دارد و خواب خفتگان را بر می آشوبد!

تا نمانم...تا نگویم و تو را ستایش نکنم!

مرا از چنگ این دشمنان قسم خورده ات نجات بخش تا شاهد مرگ کودکان گرسنه و مادران افسرده و پدران رنجدیده به دست پلید آنها نباشم.

تو ای خجسته معبود یکتای من!

به یاری تو بیش از هر زمان دیگر نیازمندم.

مرا در این شوره زار یاس تنها مگذار و چشمه های خورشیدی ات را که در قلب آن شاعر بزرگ با جادوی عشق به طراوت و تولدی تازه جوشاندی و او را با هوای تازه خود آشنا کردی در خاک مرده قلب من نیز بجوشان.

تا نمیرم و تباه نشوم و آرزوی دیدار تو را ای زیباترین معشوق جاودانه من!

با خود به زیر سنگ سرد گور متروکم نبرم!

خجسته آزادی!

 

+نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت1:22توسط یاری از یاران مصدق | |

اگر چه خبری که مطالعه می فرمایید مربوط به مدتها پیش است اما به دلیل اهمیت فوق العاده آن و احساس غرور فزاینده ای که پس از اطلاع از آن در من از این حیث که یک ایرانی هستم ایجاد شد این پست را به بیان جزئیات افتخار آفرینی یک زن ایرانی دیگر برای ایران عزیز در عرصه بین الملل اختصاص دادم.

افتخار آفرینی زنان ایرانی در عرصه های مختلف علمی پژوهشی سیاسی فرهنگی هنری ورزشی و ده ها زمینه دیگر انکار ناپذیر و البته غرور آفرین است.

در این میان کدام سبک مغزی است که زنان ایرانی را تنها برای اداره کردن یک خانه نمور ۷۰ متری یا تر و خشک کردن نوزادان مناسب بداند؟

وای از قضاوت ها و افاضات این گروه از متعصبان کور و سبک مغزان بی هنر!

دکتر محمدزاده و بیمار ۵۲ ساله ایشان پس از ترخیص از Recovery

دكتر گلاره محمدزاده، جوانترين جراح مغز و اعصاب انگلستان با بهره گيري از  ‏تكنيكي جديد به بيماران خود امكان ميدهد، تنها چند ساعت پس از جراحي تومور مغزي كه  ‏بدون بيهوشي نيز انجام ميشود از بيمارستان مرخص شده و عصرانه را در كنار بستگانشان  ‏در منزل صرف كنند.
اين شيوه جراحي كه براي نخستين بار ‏در انگلستان انجام شده، با استقبال محافل پزشكي و خبري آن كشور مواجه شده و ‏روزنامه ها و رسانه هاي مختلف با انعكاس اظهارات نخستين بيمار تحت اين جراحي كه ‏بانويي 52 ساله بود، تصويري تازه از جراحيهاي مغز كه سالهاست عملي پيچيده، دشوار ‏و خطرناك تلقي شدهاند، ترسيم كردند.
ارائه اين تصوير تازه و آرامش بخش از جراحيهاي مغز و اعصاب شايد مهمترين ‏دستاوردي باشد كه ميتوان براي اين تكنيك نوين جراحي متصور بود و اين درست همان ‏چيزي است كه دكتر محمدزاده جراح جوان ايراني و يكي از معدود جراحان زن مغز و اعصاب ‏دنيا نيز خود بر آن تاكيد دارد.
دكتر گلاره محمدزاده، جوانترين جراح مغز و اعصاب انگلستان تاكيد كرد: در روشهاي ‏معمول، بيمار پس از جراحي مغز بايد تا چند هفته در بيمارستان بماند لذا اين كه ‏بيماران را همان روز عمل ترخيص كنيم باعث ميشود احساس بيماري خيلي زود از فرد دور ‏شود و استرس و نگرانيهايي كه درباره جراحي مغز وجود دارد و بر روحيه بيماران اثر ‏منفي دارد كاهش يابد.
وي با بيان اين كه بسياري از اعمال جراحي مغز با وجود حساسيت بالا به سادگي و با ‏اطمينان بالا انجام ميشود و از اين بابت كساني كه با مشكل تومور مغزي مواجهند ‏نبايد نگران باشند، اظهار داشت: پزشكان پيش از عمل به همين خانم بيماري كه حدود ‏سه، چهار ماه پيش در بيمارستان ما در لندن تحت جراحي قرار گرفت و اخبار آن اخيرا در ‏روزنامه هاي انگلستان بازتاب داشت گفته بودند كه بيش از دو ماه زنده نميماند و ما ‏با اين جراحي نشان داديم كه جراحيهاي مغز در عين حساسيت و دقت بالايي كه نياز دارد ‏با ايمني كامل قابل انجام است.
محمدزاده با تاكيد بر اين كه جراحي مغز با بيحسي موضعي پيش از اين هم انجام ‏شده است گفت: در اين روش پس از بيحسي موضعي بيمار پوست سر را شكافته و به ‏استخوان ‏جمجمه مي رسييم كه بيمار دردي را در آن احساس نميكند و سپس تومور را بر مي ‏داريم؛ ‏البته بايد كاملا مراقب بخشهاي حساس مغز باشيم و از بروز عفونت در آن پيشگيري ‏كنيم ‏كه به اين منظور از ميكروسكوپها و تجهيزات بسيار دقيق استفاده ميشود .
اين جراح 35 ساله ايراني در ادامه درباره سوابق تحصيلي خود به ايسنا گفت: من ‏حدود 20 سال پيش از ايران به كانادا آمدم و سال آخر دبيرستان را در شهر وينيپگ ‏بودم. پس از آن از آنجا كه در آمريكا و كانادا براي ورود به دانشكده پزشكي بايد در ‏يكي از رشتههاي علوم تحصيل كرد در رشته رياضي دانشگاه مانيتوبا كانادا ثبتنام ‏كردم و پس از پايان تحصيلات، دوره چهار ساله پزشكي را آغاز كردم .
وي افزود: من از سال دوم پزشكي علاقه زيادي به مغز و اعصاب داشتم و با توجه به ‏اين كه سالانه تنها حدود 10 نفر در جراحي مغز و اعصاب در كانادا پذيرفته ميشوند به ‏شدت درس خواندم تا در رشته مغز و اعصاب در دانشگاه تورنتو قبول شدم بعد از آن ‏تحصيلاتم را در مقطع PhD ‏بيولوژي مولكولي ادامه دادم كه موضوع تحقيقات من جلوگيري ‏از رسيدن خون به تومورها و توقف رشد آن بود. بعد از آن يك سال روي تكنيكهاي جراحي ‏مغز و اعصاب كار كردم و سپس به انگلستان آمدم و در بيمارستان به جراحي اشتغال دارم.
وي در پايان با اعلام آمادگي براي كمك به بيماران ايراني نيازمند به جراحي مغز و ‏اعصاب اظهار داشت: با اين كه سالهاست از ايران دورم و آشنايي مستقيمي با همكاران ‏ايراني ندارم ولي مي دانم كه جراحان مغز و اعصاب بسيار خوب و مجربي در ايران وجود ‏دارند و از اين لحاظ مشكلي در انجام اين قبيل جراحيها در كشور نيست.

+نوشته شده در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت0:38توسط یاری از یاران مصدق | |

پژوهشگران ايراني موفق به توليد صنعتي «متادون» شدند

با راه‌اندازي واحد سنتز مواد اوليه دارويي در يكي از واحدهاي مستقر در مركز رشد پژوهشگاه پليمر و پتروشيمي، زمينه تامين نياز كشور به «متادون هيدروكلرايد» فراهم شد.

دكتر اكرم اماني، مجري طرح در بيان مزاياي اين پروژه به كاهش مراحل توليد اين ماده دارويي، فراهم شدن امكان سنتز مواد دارويي مختلف ديگر در كشور، بي‌نيازي از واردات راكتورها، كيفيت بالاتر، خلوص بيشتر و توجيه اقتصادي آن اشاره كرد.

نخستين بانك تخمك در ايران راه‌اندازي شد

مركز فوق تخصصي درمان ناباروري و سقط مكرر ابن سينا وابسته به پ‍ژوهشكده ابن‌سينا جهاد دانشگاهي با اهتمام به نياز مبرم جامعه به مركزي جهت حفظ و نگهداري تخمك به ويژه جهت بيماران سرطاني، نخستين بانك تخمك در ايران را تأسيس كرد.

پس از اعلام اين خبر، رييس موسسه فن آوري‌هاي نوين پزشكي مهر نيز از راه‌اندازي بانك تخمك توسط اين موسسه در شهر رشت خبر داد.

انجام نخستين عمل جراحي كاشت پروتز ويبرانت گوش خاورميانه در ايران

نخستين عمل جراحي پروتز vibrant در گوش، براي نخستين بار در خاورميانه در بخش تحقيقات گوش و حلق و بيني بيمارستان امير اعلم انجام شد.

دكتر مسعود متصدي زرندي، جراح اين عمل اظهار داشت: در عمل كاشت پروتز vibrant، پروتز به يكي از استخوانچه‌هاي گوش مياني بيمار متصل شده و با انتقال صوت به گوش داخلي، شنوايي بيمار را از طريق سيستم الكترومگنتيك افزايش مي‌دهد.

توليد چسب اختصاصي از خون هر بيمار براي جراحي!

سازمان انتقال خون ايران به دانش توليد چسب «فيبريني» از پلاسماي خون دست يافت

با تامين اعتبار از محل بودجه پژوهشي سازمان انتقال خون، براي نخستين بار در كشور چسب فيبريني به صورت اتولوگ(از خود فرد) توليد و در چندين عمل جراحي با موفقيت استفاده شد.

دكتر پيمان عشقي، سرپرست پروژه، استريل بودن، ايمني و وجود مقادير كافي از ماده موثر با حداقل پيچيدگي‌ها براي بيمار را از ويژگي‌هاي منحصر به فرد اين چسب بافتي عنوان كرد.

داروي ايراني«زخم پاي ديابت» رونمايي شد

پس از هفت سال تلاش پزشكان و محققان ايراني، داروي زخم پاي ديابت كه براي نخستين بار در جهان توسط پژوهشگران كشورمان ساخته شده 14 بهمن ماه در محل بيمارستان امام خميني (ره) تهران رونمايي شد.

دكتر محمد باقر لاريجاني، رييس دانشگاه علوم پزشكي تهران در معرفي داروي آنژي پارس «ANGIPARS»، گفت: اين دارو كه براي نخستين بار توسط پژوهشگران كشورمان ابداع شده است در سه نوع كپسول، آمپول و پماد عرضه مي‌شود و كارآزمايي‌هاي باليني آن نشان داده است كه مصرف آن در يك دوره دو ماهه بين 57 تا 88 درصد بهبودي زخم پاي ديابتي را باعث مي‌شود

محققان ايراني موفق به ابداع تکنيک جديدي در جراحي دريچه ميترال قلب شدند

دكتر فريده روشن علي، متخصص قلب و عروق و فلوشيپ اكو كارديوگرافي با ابداع تکنيک جابه‌جا کردن عضلات پاپيلاري (PMR) در جراحي دريچه ميترال در بيماران با نارسائي بطن چپ قلب به عنوان ارايه دهنده يكي از سه مقاله برتر در بيست و يكمين كنگره جراحي قلب اروپا معرفي شد.

با تلاش محققان«رويان»محقق شد:

روش نوين درمان بيماري پوستي«ويتيليگو»

توليدموش ازسلول‌هاي بنيادي جنيني موش

خودكفايي درتوليد پروتئين فاکتوررشد فيبروبلاستي انساني

پژوهشگران سلول‌هاي بنيادي در پژوهشكده رويان جهاد دانشگاهي در راستاي فعاليت‌هاي تحقيقات گسترده‌شان موفق به ارائه روش نوين درمان بيماري پوستي «ويتيليگو» (لك و پيس) با پيوند اتولوگ سلول‌هاي «ملانوسيت»، توليد موش ازسلول‌هاي بنيادي جنيني موش و خودكفايي درتوليد پروتئين فاکتور رشد فيبروبلاستي انساني شدند.

فاکتور رشد فيبروبلاستي يا bFGF، پروتئيني است که در بسياري از فرايندهاي سلولي نظير تقسيم سلولي، تکوين جنين، رگ زايي و بسياري فرايندهاي ديگر نقش دارد. به علاوه، اين پروتئين به عنوان يك فاكتور مهم به محيط کشت سلولهاي بنيادي جنيني انساني اضافه مي شود تا بتوان سلول ها را در حالت بنيادينگي و بدون تمايز حفظ و تکثير کرد.

به گزارش ايسنا، قيمت اين ماده که توسط شرکت هاي بزرگ تجاري خارجي توليد مي‌شود، بسيار بالا بوده و هر ويال/آمپول آن كه حاوي 25 ميكروگرم فاکتور رشد فيبروبلاستي انساني است ارزشي به مبلغ 391 يورو دارد كه اين امر محققان پژوهشكده رويان را بر آن داشت تا پروتئين فاکتور رشد فيبروبلاستي انساني را با استفاده از روش «بيان ژن در محيط آزمايشگاهي» توليد كنند.

موفقيت محققان ايراني درتوليد واكسن جهاني سالك

مجري طرح ارزيابي ساخت واكسن ايراني سالك با اشاره به طي چهار فاز ازتوليد اين واكسن خبرداد: فاز سوم انساني واكسن سالك از يك سال قبل بر روي حدود 170 نفر آغاز شده كه با اعلام نتايج آن در دو ماه آينده، به مصرف همگاني مي‌رسد.

دكتر خامسي پور با بيان اين كه ساخت اين واكسن در مرحله سوم فاز انساني در اصفهان در حال انجام است، اظهاركرد: فازهاي حيواني ساخت واكسن سالك حدود هشت سال قبل در NIH آمريكا عليه سالك جلدي(پوستي) و در هند عليه سالك احشايي (كالازار) بر روي ميمون صورت گرفت.

موفقيت محققان ايراني در كنگره بين‌المللي ليزر اروپا

مطالعه تيم تحقيقاتي مركز ليزر بيمارستان ميلاد به عنوان طرح برتر دوازدهمين كنگره بين‌المللي ليزر اروپا معرفي شد.

دكتر سهيلا مكملي، مسوول كلينيك درد ليزر بيمارستان ميلاد و از محققان اين طرح اظهار كرد: كنگره بين‌المللي ليزر اروپا كه از سال 1995 در كشورهاي مختلف برگزار مي‌شود، اين بار در شهر پراگ كشور چك با ارائه 150 مطالعه از 30 كشور جهان برگزار شد كه در آن دانشمندان اروپايي، آمريكايي، كانادايي، استراليايي و آسيايي از جمله كشورمان حضور داشتند.

وي به ايسنا گفت: طرح اوليه اين گروه بررسي اثر ليزر كم توان و ليزر ترميمي روي زخم‌هاي سزارين بود زيرا مادراني كه تحت اين عمل زايمان مي‌كنند، بلافاصله بايد در شرايط بهتر قرار گيرند تا از فرزند خود مراقبت كنند و به دنبال آن طرح بررسي اثر ليزر روي ميزان شيردهي اين مادران انجام شد كه نتيجه بررسي‌ها نشان داد ليزر نه تنها زخم جراحي را سريعتر بهبود مي‌بخشد بلكه ميزان شيردهي را به نحو قابل توجهي افزايش مي‌دهد.

دانشمند ايراني موفق شد نخستين حيوان داراي 15 درصد سلول‌هاي انساني را به وجود آورد

اين موجود، گوسفندي با 15 درصد داراي سلول‌هاي انساني بوده و هدف از ايجاد آن پيشرفت به سمت اين دورنماست كه در آينده بتوان اندام حيوانات را براي پيوند زدن به انسان به كار برد.

دكتر اسماعيل زنجاني، استاد دانشگاه نوادا آمريكا براي كامل‌كردن تكنيك تزريق سلول‌هاي انسان بالغ به جنين گوسفند بيش از هفت سال زمان و نزديك به 10 ميليون دلار هزينه صرف كرده است.

در اين تكنيك سلول‌هاي مغز استخوان انسان به جنين گوسفند تزريق مي‌شود و پس از به دنيا آمدن، جنين ظرف دو ماه كبد، قلب، ريه و مغزي خواهد داشت كه داراي ميزاني از سلولهاي انساني بوده و مي‌توانند براي پيوند استفاده شوند.

موفقيت اين دانشمند ايراني كه بازتاب وسيعي در رسانه‌هاي جهان داشته افق جديدي در درمان بيماران نيازمند به بافت‌هاي پيوندي توصيف شده است.

اگرچه علاوه بر گوسفندهاي حاصل از تحقيقات پرفسور زنجاني حيوانات ديگر داراي سلول‌هاي انساني نيز توليد شده‌اند، ولي به گفته اين دانشمند ايراني ميزان سلول‌هاي انساني گزارش شده در آن حيوانات بسيار اندك (زير يك درصد) بوده و قابليت استفاده از آنها در پيوند اعضا وجود نداشته است.

استادايراني دانشگاه «نيوكاسل» براي نخستين بار موفق به‌ توليد اسپرم‌ از مغز استخوان شد

دكتر كريم نيرنيا و همكارانش براي نخستين بار موفق به توليد اسپرم(سلول‌هاي جنسي مردانه) نابالغ از سلول‌هاي بنيادي مغز استخوان شدند.

با پيگيري موفقيت‌آميز اين تحقيقات مي‌توان به مرداني كه‌ به دلايل مختلف از جمله ابتلا به سرطان توان‌ توليد اسپرم و باروري را از دست‌ داده‌ اند، امكان داد تا با اسپرم خود صاحب فرزند شوند.

گروه تحت‌ سرپرستي‌ دكتر كريم‌ نيرنيا‌ كه در حال حاضر در دانشگاه «نيوكاسل» انگلستان فعاليت دارد، توانسته‌ است‌ با كشت و تمايز سلول‌هاي‌ بنيادي گرفته شده از مغز استخوان‌ گروهي از مردان‌ داوطلب اين سلول‌ها را در شرايط آزمايشگاهي به گونه‌اي پرورش دهند كه تبديل به سلو‌ل هاي جنسي مردانه نابالغ شوند.

اگر محققان بتوانند اين اسپرم‌ها را تا تبديل شدن به اسپرم‌هاي بالغ رشد دهند كه البته اميدوار هستند كه اين كار طي پنج سال آينده امكان پذير شود، در نهايت اين اسپرمها براي درمان مشكلات ناباروري قابل استفاده خواهند بود. اين‌ روش‌ در موش‌ هاي‌ نر با موفقيت انجام شده‌ است.

اين خبري بود كه در اوايل امسال مورد توجه گسترده رسانه‌هاي خارجي و داخلي قرار گرفت با اين حال در بهمن ماه امسال اين پژوهشگر ايراني دانشگاه نيوكاسل انگلستان در دستاوردي قابل توجه‌تر موفق به توليد سلول جنسي نر (اسپرم) از سلول‌هاي بنيادي مغز استخوان زنانه شد. اين اسپرم ها را در اصطلاح «اسپرم زنانه» ناميده اند.

دانشمندان انگليسي مي‌گويند كه با كمك تكنيك جديد امكان دستيابي به روش هاي درماني نوين ناباروري فراهم خواهد شد و البته اين امر انتقاد گروه‌هايي را نيز برانگيخته است كه معتقدند با قابليت تبديل مغز استخوان زنانه به اسپرم، نقش مردان در فرآيند خلق حيات عملا منتفي خواهد شد.

كريم نيرنيا همچنين در گفت‌و‌گويي با ايسنا از طرح بلندپروازانه ديگر خود و همكارانش براي توليد سلول‌هاي خون‌ساز مغز استخوان از سلول‌هاي جنسي براي درمان بيماران مبتلا به سرطان خون خبر داد.

زيست‌شناس زن ايراني عنوان زيست‌شناس برتر سلولي جهان را كسب كرد

دكتر مينا بيسل، بيولوژيست ايراني آزمايشگاه ملي لاورنس بركلي از بين 30 دانشمند برجسته كه از سراسر جهان موفق به كسب جايزه «پزكولر» 2007 شد.

منابع خبري ايتاليا، جايزه «پزكولر 2007» را به مثابه جايزه نوبل در رشته غددشناسي عنوان و خاطرنشان كرده‌اند كه بيسل با كسب اين جايزه به عنوان برترين زيست شناس سلولي در جهان معرفي شده است.

اين جايزه در رشته غددشناسي از 21 سال قبل از سوي موسسه «پزكولر» و جايزه بين المللي تحقيقات در زمينه سرطان به دانشمندان در علوم مرتبط با مقابله با سرطان اعطاء مي‌شود.

دكتر بيسل در تحقيقات خود در رشته غدد شناسي موفق به كشفيات تازه‌اي در زمينه رفتار ماتريكس فراسلولي در پاسخهاي سلولي شده است.

اين دانشمند زن ايراني كه مدتي رياست انجمن بيولوژي سلولي آمريكا را برعهده داشته، اين جايزه را براي نتايج مطالعاتش در زمينه توانايي زيرمحيطهاي تغييرات سلولي، تبديل شدن آنها به تومورها و امكان استفاده از يك سلول سرطاني براي رفتارهاي عادي سلول‌ها كسب كرده است.

بيوشيميست ايراني دانشگاه «هوکايدو» موفق به كشف مكانيزم عملكرد باكتري عامل سرطان معده شد

مقاله دانشجوي ايراني دانشگاه «هوكايدو» ژاپن در خصوص مكانيزم عملكرد باكتري عامل سرطان در غير قطبي كردن سلول هاي «اپيتليال» معده در شماره هفته گذشته مجله «نيچر» ــ معتبرترين نشريه علمي جهان ــ‌ به چاپ رسيد.

ايرج سعادت، عضو هيات علمي دانشگاه شيراز و دانشجوي دكتري بيوشيمي دانشگاه «هوكايدو» ژاپن اظهار كرد: در تحقيقات اين مقاله که با همکاري گروهي از محققان ژاپني انجام شده، براي نخستين بار مكانيزم عملكرد باكتري هليكوباکترپيلوري در از بين بردن قطبيت سلول هاي «اپيتليال» معده مشخص شده كه اين پديده به التهاب و زخم معده و در نهايت بروز سرطان در آن منجر مي‌شود.

يافته‌هاي دانشجوي ايراني در خصوص قابليت جايگزيني كاكائو با فلورايد خميردندان

يافته‌هاي علمي يك دانشجوي ايراني دانشگاه «تولان» در خصوص تاثير عصاره كاكائو بر روي ميناي سطح دندان انسان و امكان جايگزيني آن با فلورايد به منظور توليد خميردندان‌هاي موثرتر مورد توجه رسانه‌هاي خارجي قرار گرفته است.

«فاكس نيوز» در گزارشي در زمينه يافته‌هاي جالب توجه «دكتر آرمان صادق پور» آورده است كه تحقيقات اين محقق نشان مي‌دهد كه عصاره پودر كاكائو كه به طور طبيعي در شكلات‌ها، انواع چاي‌ها و ساير محصولات وجود دارد، ممكن است يك جايگزين طبيعي موثر براي فلورايد موجود در خمير دندان باشد.

دانشگر ايراني مركز تحقيقات سرطان نيويورك به روشي نوين براي توقف پيشرفت سرطان سينه دست يافت

آنكولوژيست ايراني يك مركز تحقيقات سرطان در نيويورك و همكارانش از موفقيت در مهار گسترش سرطان سينه خبر داد.

به گزارش ايسنا، دكتر سهيل تواضعي محقق ايراني مركز سرطان Memorial Sloan-Kettering در اين تحقيقات كه با همكاري پروفسور جوآن ماساگو، محقق موسسه پزشكي «هووارد هوگز» انجام شده با بررسي نقش قطعات كوچكي از مولكول وراثتي RNA در روند رشد تومورهاي سرطاني به اين موفقيت نائل شده‌اند.

اين تحقيقات نشان مي‌دهد كه سلول‌هاي بافت پستان در بدخيم‌ترين و كشنده‌ترين انواع تومورهاي سرطان سينه انساني فاقد سه مولكول ژنتيكي هستند. بر اين اساس وقتي پژوهشگران اين مولكول‌ها را به تومورهاي سرطان پستان انساني كه در موش‌ها كشت داده شده بود، بازگرداندند، سرطان متوقف شد.

+نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت0:3توسط یاری از یاران مصدق | |

پژوهشگران ايراني دانشگاه «پيتزبورگ» به رهيافت جديدي در درمان مبتلايان به اسكيزوفرنيا دست يافتند

تيم محققان دانشگاه «پيتزبورگ» شامل دو پژوهشگر ايراني با كشف روش جديدي براي درمان اختلالات دركي در بيماري رواني اسكيزوفرنيا، اميدهاي تازه‌اي در پايان بخشيدن به رنج بيماران مبتلا به اين بيماري رواني ايجاد كرده‌اند.

بيتا مقدم، استاد دانشگاه پيتزبورگ در اين‌ زمينه گفت: تمركز اصلي ما در اين تحقيق بر روي آن دسته از مسيرهاي مغزي است كه در كورتكس (قشر خاكستري) قسمت مركزي استخواني اتموئید واقع هستند. اين ناحيه بخش قدامي مغز است كه فعاليت‌هاي ادراكي ذهن را كنترل مي‌كند.

بر اساس اين تحقيقات، درمان احتمالي براي اين اختلال شامل دستكاري كردن انتقال‌دهنده عصبي گلوتامات به شيوه‌اي است كه واكنش‌هاي شيميايي در كورتكس قسمت مركزي استخوان اتموئید بتوانند طبيعي و سالم شوند.

خداحافظي با «خروپف» با ابتكار دانشمند ايراني!

داريوش بازرگاني، استاد علوم رايانه دانشگاه «روستك» موفق به ابداع بالشي رايانه‌يي شد كه مي‌تواند مشكل خروپف در خواب را برطرف كند.

اين بالش به هنگام خواب بارها موقعيت سر را تغيير مي‌دهد تا صداي خروپف متوقف شود.

به گفته استاد ايراني دانشگاه «رستك»، اين بالش به رايانه‌اي به اندازه يك كتاب متصل است كه در كنار تخت جاي مي‌گيرد. اين رايانه صداها را در حين خواب كنترل و تحليل مي‌كند و بعد با افزايش يا كاهش هواي موجود در بالش با تسهيل امر تنفس صدها را به حداقل مي‌رساند.

استاد ايراني دانشگاه «آريزونا» موفق به كشف چگونگي ارتباط چاقي با بروز نارسايي‌هاي قلبي شد

محققان مركز قلب دانشگاه «آريزونا» به سرپرستي يك دانشمند ايراني در تحقيقات خود به ارتباط وزن بالاي بدن با خطر ابتلاء به بيماري قلبي پي بردند.

دكتر محمد رضا موحد از متخصصان اين مركز و دستياران وي در مطالعه گسترده‌اي دريافتند كه وزن زياد بدن با ضخيم شدن ماهيچه قلب در بطن چپ كه محفظه پمپاژ قلب است، در ارتباط است كه اين عارضه مي‌تواند به نارسايي قلب و مشكلات ضرباني منجر شود.

به گزارش ايسنا، در اين پژوهش با بررسي 17 هزار و 261 آزمايش فراصوتي قلب، محققان تصاوير متحرك قلب را براي ارزيابي ساختار و عملكرد آن مطالعه كردند كه نتايج مطالعات نشان داد كه تنگ شدن دريچه آئورت، قويترين عامل پيش‌بيني كننده عارضه هپيرتروپي بطن چپ بوده و به دنبال آن سن و شاخص توده بدني مهمترين پيش‌بيني‌كننده‌ها هستند.

پژوهشگر ايراني MIT و كشف مكانيسمي جديد در عملكرد گوش داخلي انسان

روزبه غفاري، محقق ايراني فارغ التحصيل موسسه فن‌اوري ماساچوست(MIT ) به همراه گروهي از محققان و دانشمندان ديگر اين دانشگاه موفق به كشف يك مكانيسم شنوايي شده‌ است كه درك كنوني از عملكرد گوش داخلي انسان را اساسا دگرگون مي‌كند.

اين مكانيسم جديد مي‌تواند به تشريح توانايي قابل توجه گوش انسان در حس شنوايي و تشخيص صداها كمك كند.

اين كشف مي‌تواند همچنين در نهايت به ارتقاي سيستم‌هايي در بازگرداندن قدرت شنوايي كمك كند.

استاد ايراني دانشگاه «كلمبيا» موفق به ابداع روش جديد آنژيوپلاستي با خونريزي كمتر شد

دكتر ركسانا مهران، رييس ايراني مركز هماهنگي و تحليل اطلاعات در موسسه تحقيقاتي قلبي ــ عروقي (CRF) آمريكا و گروه پژوهشي وي موفق به ابداع روش جديد درماني آنژيوپلاستي در بيماران مبتلا به سكته قلبي شدند كه خطرات و مشكلات ناشي از خون‌ريزي در اين گروه از بيماران را به نحو چشمگيري كاهش مي‌دهد.

در اين پژوهش نشان داده شد كه استفاده از ماده ضد انعقادي Anticoagulant Bivalirudin براي بيماراني كه دچار حمله قلبي شده‌اند مي‌تواند مشكلات ناشي از خونريزي‌هاي شديد در اين بيماران را تا 24 درصد در مقايسه با استفاده از روش‌هاي استاندارد رايج كاهش دهد.

پژوهشگر ايراني «MIT» و ابداع سيستم شكار و درمان سلول‌ها در جريان خون

محققان دانشگاه MIT و روچستر موفق به ابداع وسيله‌اي شده‌اند كه مي‌تواند سلول‌ها را در حالي كه در خون جريان دارند گرفته و درمان كند .

اين وسيله كه با همكاري دكتر علي خادم حسيني، استاديار جوان ايراني واحد مشترك علوم و فن‌آوري بهداشتي دانشگاه‌هاي هاروارد ــ MIT و برنده جايزه مخترع جوان سال مجله ‌Technologyreview‌ ساخته شده است مي‌تواند از گسترش سلول‌هاي سرطاني به ساير بافت‌ها جلوگيري كرده و امكان ارسال سيگنال به سلول‌هاي بنيادي براي تمايز به بافت‌هاي خاص را فراهم كند.

محققان اين وسيله را با الهام از يك پروسه بيولوژيكي طبيعي در بدن ساخته‌اند.

استاد ايراني دانشگاه «جفرسون» موفق به كشف يك عامل طبيعي موثر در درمان «ام اس» شد

براساس يافته‌هاي استاد ايراني دانشگاه «جفرسون» آمريكا، يك ملكول پيغام رسان سيستم ايمني كه به طور طبيعي به از بين رفتن التهاب كمك مي‌كند مي‌تواند و سيله‌اي مؤثر عليه بيماري ام اس باشد.

دكتر عبدالمحمد رستمي، ‌استاد و رييس دپارتمان نورولوژي در كالج پزشكي جفرسون در دانشگاه توماس جفرسون و بيمارستان اعصاب جفرسون در فيلادلفيا دريافته است كه پروتئين interkeukin-27) IL-27) به جلوگيري از بروز يا بازگشت علايم اين بيماري در حيوانات مبتلا به بيماري شبيه به ام اس كمك مي‌كند.

به گزارش ايسنا، نتايج اين تحقيق نشان مي‌دهد كه روزي مي‌توان از IL-27 به عنوان بخشي از روش درمان اين بيماري بهره گرفت.

پژوهشگر ايراني دانشگاه كاليفرنيا پاسخ داد:

مغز انسان چگونه صداها را در ميان انبوهي از اصوات تشخيص مي‌دهد؟

يك محقق ايراني در دانشگاه كاليفرنيا به همراه دستيارانش براي اولين بار توانستند از صداهاي مجازي - حقيقي اختصاصي هر فرد در يك فضاي MRI براي توليد دوباره يك تجربه صوتي طبيعت گرا براي مطالعه بر روي عملكرد مغز انسان استفاده كنند.

كوروش صابري، محقق ايراني دانشگاه كاليفرنيا در آزمايشگاه خود موفق به برداشتن گامي مهم در راستاي پاسخگويي به اين سوال شده است كه چطور مغز ما مي‌تواند يك گفت‌وگو را در فضايي پر از جمعيت حتي وقتي چندين گفت‌وگو و مباحثه ديگر همزمان در حال انجام است تشخيص دهد.

اسكن‌هاي جديد مغزي با استفاده از روش كاربردي MRI به محققان كمك مي‌كند دريابند كه چطور مغز موضوعات را در فضايي كه فردي صداهاي مختلف را مي‌شنود، از يكديگر مجزا مي‌كند بدون اينكه لزوما منابع چند گانه صداها را با چشم ببيند.

نخستين‌ موش‌هاي «فوق سريع» با همكاري يك دانشمند ايراني در آمريكا توليد شدند

ريچارد هانسون و پروين حكيمي محققان دانشگاه «كيس وسترن ريزرو» در پژوهشي موفق به پرورش «موش نيرومند» شده‌اند كه مي‌تواند شش كيلومتر بدون توقف بدود.

اين موش‌ها هفت برابر فعالتر و پرجنب و جوش‌تر از موش‌هاي عادي هستند.

اين موش‌هاي استثنايي قادر هستند كه پنج تا شش كيلومتر را با سرعت 20 متر در دقيقه روي دستگاه تردميل (دستگاه دويدن ثابت) در مدت حدود شش ساعت بدون توقف بدوند.

اين موش‌ها بيشتر از اسيدهاي چرب براي كسب انرژي استفاده مي‌كنند و اسيد لاكتيك بسيار اندكي نيز توليد مي‌كنند.

پروين حكيمي، نويسنده اصلي مقاله و محقق و همكار پروفسورهانسون كه موفق به توليد اين موشها با ويژگي خاص ژنتيكي طي پنج سال گذشته است تلاش كرده تا در اين تحقيقات عملكرد متابوليكي و فيزيولوژيكي آنزيم PEPCK-C در ماهيچه‌هاي اسكلتي و بافتهاي چربي را مورد مطالعه قرار داده و درك كند.

پژوهشگر ايراني دانشگاه «هاروارد» از تفاوت مغز بيماران ميگرني با افراد عادي پرده برداشت

براساس يافته‌هاي يك راديولوژيست ايراني و همكارانش در بيمارستان عمومي ماساچوست، نواحي حسي مغز بيماران مبتلا به ميگرن با ساير افراد متفاوت است.

مطالعات دكتر نوشين حاجيخاني و همكارانش حاكي از آن است كه بخشي از قشر حسي مخ مبتلايان به سردردهاي ميگرني ضخيم تر از قشر مخ ساير افراد است اگر چه آنها توضيحي درباره ارتباط اين تفاوت با بروز سردردهاي مزمن در اين بيماران ارائه نکرده‌اند.

محققان مرکز تصويربرداري طبي بيمارستان عمومي ماساچوست در آمريکا پس از مقايسه تفاوت هاي قشر مخ 24 تن از مبتلايان به ميگرن و 12 فرد عادي در گزارشي اعلام کردند ضخامت قشر حسي مخ بيماران ميگرني 21 درصد بيشتر از افراد عادي است.

گلاره محمدزاده، جوان‌ترين جراح مغز و اعصاب انگلستان و انجام جراحي مغز در هوشياري و ترخيص در چند ساعت!

دكتر گلاره محمدزاده، جوانترين جراح مغز و اعصاب انگلستان با بهره‌گيري از تكنيكي جديد به بيماران خود امكان مي‌دهد، تنها چند ساعت پس از جراحي تومور مغزي كه بدون بيهوشي نيز انجام مي‌شود از بيمارستان مرخص شده و عصرانه را در كنار بستگانشان در منزل صرف كنند.

اين شيوه جراحي كه امسال براي نخستين بار در انگلستان انجام شد، با استقبال محافل پزشكي و خبري آن كشور مواجه شده و روزنامه‌ها و رسانه‌هاي مختلف با انعكاس اظهارات نخستين بيمار تحت اين جراحي كه بانويي 52 ساله بود، تصويري تازه از جراحي‌هاي مغز كه سال‌هاست عملي پيچيده، دشوار و خطرناك تلقي شده‌اند، ترسيم كردند. ارائه اين تصوير تازه و آرامش بخش از جراحي‌هاي مغز و اعصاب شايد مهمترين دستاوردي باشد كه مي‌توان براي اين تكنيك نوين جراحي متصور بود و اين درست همان چيزي است كه دكتر محمدزاده جراح جوان ايراني و يكي از معدود جراحان زن مغز و اعصاب دنيا نيز در گفت‌و‌گو با ايسنا خود بر آن تاكيد كرد.

پژوهشگر ايراني با توليد شيرين‌ترين ماده طبيعي جهان به سلطه شيرين‌كننده‌هاي مصنوعي پايان داد

استاديار ايراني دانشگاه «ويسكانزين» آمريكا با ابداع روشي جديد براي نخستين بار يك شيرين‌كننده طبيعي را به عنوان رقيبي جدي براي شيرين‌كننده‌هاي مصنوعي مثل «اسپارتام» و «سوكرالوز» روانه بازارهاي سراسر جهان مي‌كند.

دكتر فريبا اسدي، استاديار ايراني و كارآموز دوره فوق دكتري بيوشيمي دانشگاه «ويسكانزين» آمريكا موفق به ابداع يك سيستم نوين و منحصر به فرد و تجزيه و پالايش براي توليد انبوه شيرين‌ترين ماده طبيعي شناخته شده در جهان شده است.

«برازيين» كه از يك گياه بومي آفريقا گرفته مي‌شود، نخستين ماده شيرين كننده طبيعي است كه با همتاهاي مصنوعي خود مانند آسپارتام و سوكرالوز رقابت مي‌كند. اين محصول كه در وزن پايه هزار بار شيرين تر از نيشكر است تا پيش از دستاورد دكتر اسري در توليد تجاري و انبوه همواره ناموفق بود و علت آن فقدان پروسه عملي توليد انبوه اين ماده براي بازار مصرف بود كه اين مشكل اخيرا به دست دكتر فريبا اسري حل شده است.

استاد ايراني دانشگاه كاليفرنيا و جست‌و‌جوي«آب حيات»در ريشه‌ گياهان!

دكتر مهتاب جعفري، ‌استاد علوم داروشناسي دانشگاه كاليفرنيا در «ايروين» موفق به افزايش طول عمر مگس‌ها با استفاده از عصاره دو گياه شد.

تحقيقات سه ساله اين استاد ايراني و همكاران آزمايشگاهش كه با بررسي بر روي مدل حيواني(مگس ميوه) انجام شده نشان مي‌دهد، عصاره گياه «رز دمشقي» - از گونه‌هاي گياهي پرورش يافته در ايران - و گونه‌اي گياه كوهي بومي مناطق قطب شمال اروپا و آسيا موسوم به Rhodiola rosea قادرست طول عمر را افزايش دهد.

دكتر جعفري اظهار داشت: در اين تحقيقات كه با هدف دست يافتن به دارويي با قابليت افزايش طول عمر و كيفيت زندگي در سنين بالا انجام شد، طي سه سال حدود 50 دارو و عصاره گياهي مختلف را مورد بررسي قرار داديم كه در نهايت در سه مورد به جواب مثبت رسيديم كه يكي از آنها يك داروي موثر در درمان مرض قند،‌ ديگري گياه Rosa damascena(رز دمشقي) كه در ايران نيز پرورش داده مي‌شود و ديگري گياه Rhodiola rosea بود كه هر سه اثر مثبتي بر طول عمر مگس‌ها داشتند.

موفقيت پژوهشگر ايراني دانشگاه «تگزاس» در بهبود بيماران مبتلا به سرطان خون حاد

پژوهشگر ايراني دپارتمان سرطان خون در دانشگاه تگزاس از دستيابي به نتايجي اميدبخش درانجام مرحله‌ اول آزمايش دارويي جديد براي بهبود بيماران مبتلا به سرطان خون پيشرفته خبر داد.

دكتر فرهاد راوندي كاشاني، استاديار پزشكي مركز سرطان «اندرسون» دانشگاه تگزاس و محقق اصلي اين پروژه درباره‌ كشف خود در بهبود بيماران سرطاني، مدعي شد: داروي VQD-002 در معاينات كلينيكي تاثير بسيار مطلوبي در بهبود اين بيماران داشته است.

اين دستاورد در چهل و نهمين نشست انجمن هماتولوژي آمريكا در آتلانتا ارائه شد.

راوندي در اين زمينه خاطرنشان كرد: مشاهده تاثير VQD-002 در بين بيماران مبتلا به سرطان خون وخيم ميلوئيد اميد بخش و تشويق كننده بوده چرا كه تاكنون هيچ رژيم درماني استانداردي براي اين بيماران وجود ندارد و در مجموع اين بيماران آينده بسيار مبهمي دارند.

استاد ايراني دانشگاه «هاروارد» نانوسامانه هوشمند ضد سرطان ساخت

دكتر اميد فرخزاد، استاد ايراني دانشگاه «هاروارد» با همكاري يكي از استادان دانشگاه MIT آمريكا با ابداع نوعي نانوبمب ضد سرطاني هوشمند به روشي جديد براي درمان سرطان دست يافته كه ضمن نابودي موثر و هدفمند سلول‌هاي سرطاني‏‏‏ عوارض روش‌هاي متداول شيمي درماني را نيز در پي نخواهد داشت.

اين گروه پژوهشي به سرپرستي اميد فرخزاد و رابرت لانگر در مرکز همکاري مشترک مؤسسه فن‌آوري ماساچوست(MIT) و دانشگاه هاروارد براي مطالعه در زمينه کاربردهاي آينده فن‌آوري‌نانو در سرطان با اضافه کردن يک ذرة کوانتومي و يک آپتامر RNA به داروي ضد سرطاني «دوکسوروبيسين» يک نانوذرة چندمنظوره را طراحي کرده‌اند که نه تنها در درمان سرطان کارايي دارد؛ بلکه، موجب مي‌شود تا بتوانيم از تومورهاي شيمي‌درماني‌شده نيز عکس‌برداري كنيم.

دانشگر ايراني با امواج صوتي به جنگ خون‌ريزي رفت!

دكتر شهرام واعظي از دانشگاه واشنگتن با همكاري دستياران خود به روش جديدي براي كنترل خونريزي با استفاده از روش درماني فراصوتي دست يافته است.

در اين روش انرژي صوتي مانند حرارت توسط بافت جذب مي‌شود كه مي‌تواند زخم را بسوزاند و در نتيجه مانع از خونريزي شود.

وي با بيان اين كه اين تكنيك هنوز در مرحله آزمايشي است، خاطرنشان كرد: استفاده از امواج فراصوت مي‌تواند روشي مفيد و بي‌خطر براي كنترل خونريزي‌هاي شديد باشد چرا كه امواج صوتي مي‌توانند به عميق‌ترين نقاط بدن كه خونريزي بروز مي‌كند، نفوذ كنند.

به گفته واعظي، در اين روش خون به دليل گرما و همچنين احتمالا به علت ايجاد اختلالات مكانيكي در بافت كه به آزادسازي فاكتورهاي لختگي منجر مي‌شود، لخته مي‌شود.

پژوهشگر ايراني دانشگاه «لوييزيانا» به روشي جديد براي مهار پيشرفت «ام اس» دست يافت

استاد ايراني دانشگاه «لوييزيانا» و همكارانش دريافتند كه استفاده از آنتي‌بيوتيك «دوكسي سيكلين» در روش‌هاي فعلي درمان بيماري ام اس، مي‌تواند پيشرفت بيماري را به تعويق بياندازد.

دكتر عليرضا ميناگر در مركز علوم بهداشتي دانشگاه ايالتي لوييزيانا و دستياران وي دريافتند كه اين آنتي بيوتيك عملكرد آنزيم تخريب كننده سلول‌هاي خاص در سيستم عصبي را متوقف مي‌كند.

در حال حاضر «اينفرتن» كه به عنوان داروي رايج براي بهبود بيماران مبتلا به ام اس مورد استفاده قرار مي‌گيرد، توانايي متوقف كردن مايعات جديد مغزي در اين بيماران را ندارد. لذا دانشمندان در پي كشف مكمل‌هاي دارويي براي كمك به اين بيماران بوده اند.

پژوهشگر ايراني با نانوربات‌هاي سه بعدي به جنگ سرطان مي‌رود

استاد ايراني دانشگاه«موناش»وهمكارانش، نانوربات‌هاي مجازي با قابليت حركت در رگ‌ها طراحي كردند

بيژن شيرين زاده و همكارانش در موسساتي تحقيقاتي در ملبورن استراليا و ايالات متحده شيوه‌ي مبتكرانه‌اي را براي ايجاد و توسعه نانوربات‌ها طراحي كردند.

شناسايي عامل اپي‌ژنتيك موثر در ناباروري مردان با همكاري پژوهشگر ايراني دانشگاه كاليفرنيا

تحقيقات سحر هوشداران، پژوهشگر ايراني دانشگاه كاليفرنياي جنوبي و همكارانش نشان داد: عوامل اپي ژنتيك‌ يا مسيرهايي را كه در پردازش و انتقال اطلاعات ژنتيكي DNA اسپرم موثرند مي‌تواند عاملي مهم در ناباروري مردان باشد.

اين اولين گزارشي است كه يك تشخيص اپي ژنتيك گسترده در ارتباط با رشد غيرطبيعي ترشحات جنسي مردانه را نشان مي‌دهد.

در آمريكا حدود چهار ميليون زوج ازدواج كرده و در سن پدر شدن، نابارور هستند و تقريبا 40 درصد از موارد علت ناباروري در مردان است.

به گفته هوشداران، متخصص بيوشيمي و بيولوژي مولكولي، شيوع موارد غيرطبيعي اپي ژنتيك نشان دهنده يك نارسايي متي‌ليشن DNA گسترده در اسپرم غيرطبيعي انسان است.

تغيير اپي ژنتيك به معني تغييرات بيشتر در توالي ژنتيكي و شامل هر فرايندي است كه فعاليت ژن را بدون تغيير در توالي مولكول DNA دگرگون مي‌كند.

+نوشته شده در جمعه نهم فروردین 1387ساعت23:22توسط یاری از یاران مصدق | |

سويه جديد واكسن «اوريون» با عوارض جانبي بسيار كمتر نسبت به نمونه وارداتي توليد شد

بعد از حدود 20 سال تلاش محققان موسسه تحقيقات واكسن و سرم سازي رازي، پروژه تحقيقاتي توليد سويه جديد واكسن اوريون با عوارض جانبي بسيار كمتر نسبت به نوع خارجي آن به بار نشست.

دكتر محمد تقويان، فارماكولوژيست و مسؤول بخش توليد واكسن‌هاي ويروسي موسسه توليد واكسن و سرم‌سازي رازي گفت: نخستين حسن اين سويه، بومي بودن آن است و دوم اين كه عوارض جنبي آن كمتر از سويه هاي ديگر است و با بالاترين سويه هايي كه در انحصار شركت‌هاي آمريكايي قرار دارد، برابري مي‌كند؛ همچنين اين سويه روي سلول‌هاي انساني تهيه شده و عوارض جانبي آن بسيار پايينتر و خطرات جزئي كه از ماهيت برخي از واكسن‌هاست كمتر مي‌شود.

وي ارديبهشت ماه اعلام كرد: كارهاي تحقيقاتي روي اين واكسن تا 99 درصد انجام شده و تنها كارهاي اداري جزئي مربوط به ثبت آن و ورود به خط توليد باقي مانده و در حال حاضر اين واكسن در سطح توليد آزمايشگاهي قرار دارد.

موفقيت پژوهشگران ايراني درجداسازي سلول‌هاي جزايرلانگرهانس براي سلول‌درماني ديابت

استفاده ازغضروف دنده براي ترميم لاله گوش وتوليد پودراستخوان براي ترميم دندان

معاون اجرايي مركز تحقيقات فراورده‌هاي پيوندي از تلاش‌هاي موفقيت آميز صورت گرفته براي جداسازي سلولهاي بتاي جزاير لانگرهانس لوزالمعده براي تزريق به بيماران ديابتي تيپ I با هدف درمان (پيوند سلولي) خبر داد و گفت: ترميم لاله گوش با استفاده از غضروف دنده اجساد، تهيه پودر استخوان براي اعمال فك و صورت و دندانپزشكي، آماده سازي پوست پيوندي براي بيماران سوختگي و آماده سازي عروق براي بيماران ديابتي و «باي پس» قلب از ديگر برنامه‌هاي تحقيقاتي اين مركز است.

نخستين نوزاد حاصل از بلوغ تخمك در خارج رحم در ايران متولد شد

دکتر کلانتري، مسوول بخش ژنتيک مرکز تحقيقات باروري و ناباروري يزد گفت: سال‌ها است که در مراکز تحقيقاتي متعدد باروري و ناباروري در کشور در زمينه بالغ شدن تخمک در خارج از رحم و در محيط آزمايشگاهي کارهاي زيادي انجام مي شد و از آنجا که اين روش نياز به محيط ويژه آزمايشگاهي واضافه کردن مواد خاصي است از اين رو هيچ کدام منجر به تولد نوزاد نشده بود كه محققان در مرکز تحقيقات باروري و ناباروري يزد موفق شدند با جداسازي تخمک نابالغ از مادر و نگهداري آن در شرايط ويژه و بالغ کردن و لقاح آن با اسپرم در خارج از رحم و انتقال آن به رحم مادر، براي نخستين بار در کشور نوزادي را به اين روش موسوم به IVM به دنيا بياورند.

پژوهشگران ايراني به فن‌آوري پيشرفته ساخت ميكروسكوپ‌هاي STM دست يافتند

با تلاش پژوهشگران مركز تحقيقات علوم و تكنولوژي در پزشكي دانشگاه علوم پزشكي تهران، ايران به جمع پنج كشور صاحب فن آوري ساخت ميكروسكوپ‌هاي تونلي روبشي (STM)، از پيشرفته ترين تجهيزات مورد استفاده در تحقيقات نانو فن‌آوري، پيوست.

دكتر سعيد سركار، رييس مركز تحقيقات علوم و تكنولوژي در پزشكي دانشگاه علوم پزشكي تهران گفت: دستگاه‌ STM توانايي ارائه تصاوير دو و سه بعدي در ابعاد نانومتر را دارد و قادر است از تمام نانوساختارها، آنتي بادي‌ها، پروتئين‌ها، مولكول‌هاي DNA و ... تصوير برداري كند كه براي آزمون كارايي اين ميكروسكوپ‌ها تصاوير تهيه شده با آن از نمونه‌هاي استاندارد با تصاوير گرفته شده از دستگاه‌هاي خارجي مطابقت داده شد كه حاكي از برابري كيفيت تصاوير دستگاه‌هاي ايراني با نمونه‌هاي مشابه خارجي بود.

ايران دومين توليد‌كننده داروي خوراكي تالاسمي در دنيا شد

متخصصان صنايع دارويي كشورمان به عنوان دومين كشور جهان موفق به توليد داروي خوراكي «دفراسيروكس» براي بيماران تالاسمي شدند.

با دستيابي صنايع دارويي كشورمان به اين دارو كه با نام قرص «اسورال» توليد شده است، بيماران تالاسمي از داروي تزريقي دسفرال بي‌نياز خواهند بود. «دفراسيروکس» جديدترين دارو براي تسهيل دفع آهن در بيماران تالاسمي است که به شکل خوراکي و يک بار در روز قابل مصرف است.

موفقيت پژوهشگران ايراني در ساخت نخستين «چسب بافتي هوشمند» جهان

رييس دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي از موفقيت پژوهشگران اين دانشگاه در ساخت نوعي چسب بافتي خبر داد كه برخلاف نمونه‌هاي ساخته شده موجود از خاصيت كشساني بسيار بالا و تمامي فاكتورهاي مورد در رشد برخوردار است.

دكتر عليرضا زالي، رييس دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي اظهار داشت: پس از قريب 60 سال كه چسب بافتي در دنيا مورد استفاده قرار گرفته و رشد آن به دليل مشكلات عديده كه چسب‌هاي بافتي براي نسوج انساني ايجاد مي‌كنند از بقيه تكنولوژي‌ها عقب مانده براي نخستين بار در دنيا محققان اين دانشگاه چسب بافتي‌اي طراحي كرده‌اند كه هيچ يك از مشكلات نسل قبل را ندارد

نخستين ناي مصنوعي جهان با استفاده از تكنيك مهندسي بافت در ايران توليد شد

پژوهشگران مركز تحقيقات سل و بيماريهاي ريوي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي از توليد نخستين ناي مصنوعي با استفاده از تكنيك مهندسي بافت خبر دادند.

دكتر علي اكبر ولايتي، رئيس مركز تحقيقات سل و بيماري‌هاي ريوي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي با بيان اين كه مطالعات توليد ناي مصنوعي از 10 سال پيش به سرپرستي دكتر غنوي با همكاري محققان دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي و بيمارستان شهيد مسيح دانشوري آغاز شده است، اظهار كرد: اين ناي مصنوعي چون با استفاده از سلول‌هاي خود بيمار ساخته شده و همان بافت ناي طبيعي را دارد، خطر رد پيوند در آن وجود ندارد.

وي گفت: ناي مصنوعي بر روي شش گوسفند آزمايش شده كه از اين تعداد چهار گوسفند با ناي پيوندي زنده ماندند كه اين به معناي كسب 70 درصد موفقيت است.

ولايتي ابراز اميدواري كرد كه تا 22 بهمن سال آينده بتوان عمل پيوند ناي مصنوعي را با موفقيت بر روي بيماران انجام داد.

يک ايراني موفق به کسب عنوان فلوي رسمي جامعه جراحان بيني آمريکا شد

دکتر «محسن نراقي» راينولوژيست به عنوان اولين ايراني، موفق به کسب عنوان فلوي رسمي جامعه جراحان بيني آمريکا شد.

اين پزشک ايراني به دليل ارائه نزديک 20 مقاله علمي در سايت رسمي جامعه جراحان بيني و چاپ مقالات بسياري در مجلات معتبر راينولوژي آمريکا موفق به کسب اين عنوان شده است.

اتمام فاز اول مطالعه باليني«انسولين خوراكي» ايراني

سرپرست مركز پژوهشي زيست‌مواد دانشگاه تهران اعلام كرد: طرح توليد انسولين خوراكي در اين مركز فاز آزمايشات حيواني را پشت سر گذاشته و مرحله اول مطالعات باليني آن نيز نزديك به اتمام است.

دكتر محمدنبي سربلوكي، سرپرست مركز پژوهشي زيست مواد گفت: طرح انسولين خوراكي كه در حال حاضر فاز آزمايشات حيواني را پشت سر گذاشته و مرحله اول مطالعات باليني آن نيز نزديك به اتمام است از ديگر طرح‌هاي اين مركز است كه اگر دو مرحله باليني ديگر را پشت سر بگذارد، پيام خوبي براي هفت ميليون ديابتي در سراسر كشور در پي خواهد داشت تا روش تزريق از ميان برداشته شود.

موفقيت محققان ايراني در ساخت سامانه پليمري جديد انتقال داروي سرطان سينه

پژوهشگران پژوهشگاه پليمر و پتروشيمي ايران با همكاري محققان دانشگاه صنعتي اميركبير موفق به تهيه‌ نوعي سامانه نوين دارورساني براي درمان سرطان سينه شدند.

دكتر حميد ميرزاده، رييس پژوهشگاه پليمر و پتروشيمي ايران گفت: اين سيستم جديد دارورساني كه براي ساخت آن از پليمر «پلي كاپرولاكتون فومارات» استفاده شده است، مي‌تواند براي بارگذاري داروي «تاموكسيفن سيترات» مورد بهره‌برداري قرار گرفته و بدين ترتيب مي‌توان با استفاده از آن يك سيستم دارويي قابل تزريق براي رهايش طولاني مدت اين دارو در بيماران مبتلا به سرطان سينه تهيه كرد.

وي كه با دكتر محمد ايماني و دكتر شهريار شريفي اجراي اين طرح را برعهده داشته‌اند، خاطرنشان كرد: اين نوع پليمر براي نخستين بار در دنيا با شفافيت بسيار بالا طي مدت چهار سال در پژوهشگاه پليمر ساخته شده و مي‌توان با تكميل طرح آن را در انتقال داروهاي مختص سرطان‌هاي ديگر نيز استفاده كرد.

پژوهشگران ايراني به شيوه نوين جراحي افتادگي پلك و پيشگيري از پس زدن چشم مصنوعي دست يافتند

پژوهشگران چشم‌پزشكي ايران به روش جديدي در جراحي افتادگي پلك دست يافتند كه ضمن رفع خطر عوارض جانبي روش‌ كنوني، فرآيند ترميم ناحيه تحت عمل در آن بسيار سريعتر صورت مي‌گيرد.

دكتر محسن بهمني كشكولي، فوق تخصص جراحي حدقه، مجاري اشكي و پلاستيك چشم و معاون پژوهشي مرکز تحقيقات چشم پزشکي دانشگاه علوم پزشکي ايران از ابداع روش‌هاي درماني جديد جراحي افتادگي پلک و پيشگيري از پس زدن چشم مصنوعي و بررسي روش‌هاي درمان مشکلات انسداد مجاري اشکي و اختلالات چشمي ناشي از تيروئيد خبر داد.

مركز ملي ذخاير ژنتيكي و زيستي ايران راه‌اندازي شد

مركز ملي ذخاير ژنتيكي و زيستي ايران با هدف خودكفايي كشور در تامين منابع زيستي مورد نياز به همت جهاد دانشگاهي تاسيس شد.

دكتر ابوالحسن شاهزاده فاضلي، رييس مركز ملي ذخاير ژنتيكي و زيستي ايران گفت: اين مركز با هدف كمك به پيشرفت كشور در حوزه‌ زيست‌فن‌آوري راه‌اندازي شده و در حال حاضر طرح مطالعاتي ايجاد بانك‌هاي مولكولي، سلولي و ميكروارگانيسم‌ها در فاز اول فعاليت مركز در حال پيگيري است.

نخستين عمل جراحي كنترل سيستم تناسلي و ادرار بيماران قطع نخاعي در ايران انجام شد

با روش ابداعي دكتر محمد نبي نعمتي، رييس ايراني بخش جراحي بيمارستان دانشگاه «بن» آلمان نخستين عمل جراحي كنترل سيستم تناسلي و ادرار بيماران قطع نخاعي در ايران انجام شد.

طراح دستگاه اينتراستيپ و جراح اين عمل در نشست خبري در ايسنا درباره روش ابداعي خود گفت: با بهره گيري از اين روش ابداعي علاوه بر رفع مشكل كنترل ادرار و مدفوع بيماران قطع نخاع، امكان برقراري روابط جنسي نيز براي آنها فراهم مي‌شود كه اين امر تاثير شاياني در ارتقاي كيفيت زندگي اين بيماران دارد.

توليد راديوداروهاي جديد در ايران

‌توليد موليبدن 99 و تكنسيم 99 ام و يد 131 به طور انبوه براي تامين نياز كشور و ارسال آن به بيمارستان‌هاي تهران و سپس سراسر كشور از اواخر شهريورماه در كشور آغاز شد.

تلاش محققان پژوهشكده «رويان» براي ترميم ضايعات استخواني با پيوند سلول‌هاي بنيادي

محققان پژوهشكده «رويان» جهاد دانشگاهي در راستاي طرح استفاده از سلول‌هاي بنيادي در ترميم ضايعات استخواني موفق به توليد و پيوند بافت‌ استخواني از سلول‌هاي بنيادي مزانشيمي در نمونه حيواني شدند.

دكتر حميد گورابي، رييس پژوهشكده رويان جهاد دانشگاهي اظهار داشت: در حال حاضر براي ترميم ضايعات و تومورهاي استخواني كه بعد از برداشتن آنها حفره‌هايي در بافت استخوان ايجاد مي‌شد از مواد خاصي براي پر كردن آنها استفاده مي‌شود كه در مواردي اثربخشي لازم را نداشته و با مشكلات متععدي همراه است. با اين حال در سال‌هاي اخير محققان به استفاده از سلول‌هاي بنيادي بالغ تمايز يافته در ترميم اين ضايعات روي آورده‌اند.

سلول‌هاي بنيادي پالپ دندان از دندان‌هاي شيري استخراج شد

محققان مرکز ترابي نژاد اصفهان، موفق به خارج کردن سلول‌هاي بنيادي پالپ دندان از دندان‌هاي شيري شدند.

دکتر اثني عشري، اندودنتيست با اشاره به اين که سلول‌هاي بنيادي در حقيقت يک رزرو براي استفاده در صورت وجود مشکلات آتي براي فرد است، افزود: قابليت سلول‌هاي بنيادي پالپ دندان اين است که هم مي‌توانند بافت سخت مثل عاج و ميناي دندان و هم بافت نرم را توليد کنند. در صورتي که سلول‌هاي بنيادي استخراج شده از ساير نقاط بدن از جمله مغز استخوان فقط قادر هستند بافت سخت را توليد كنند.

موفقيت محققان ايراني در درمان ناباروري مردان با سلول‌هاي بنيادي درمدل حيواني

رييس انجمن باروري و ناباروري ايران با اعلام تدوين و آماده سازي طرح به كارگيري سلول‌هاي بنيادي در درمان ناباروري مردان خبر داد: از نيمه دوم سال جاري اين طرح بر روي انسان آزمايش مي‌شود.

دكتر نوروزي افزود: اين طرح كه پيش از اين بر روي حيوانات اجرا شده و نتايج مطلوبي را به دست داده، در حال حاضر با همكاري متخصصان بيمارستان امام خميني (ره) و دانشگاه تربيت مدرس در مرحله آزمايش بر روي انسان قرار دارد.

وي گفت: با پيوند سلول‌هاي بنيادي به مردان نابارور قابليت به وجود آمدن نطفه در آن‌ها به وجود مي‌آيد.

رييس انجمن باروري و ناباروري ايران ياد آور شد: به كارگيري سلول‌هاي بنيادي در درمان ناباروري مردان براي اولين بار توسط دانشمندان كشورمان محقق مي‌شود.

 

+نوشته شده در پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت3:17توسط یاری از یاران مصدق | |

بر اساس يک مطالعه انجام شده رژيم غذايي مبتني بر گياه‌خواري خطر سکته قلبي و مغزي را براي افرادي که بيماري هاي قلب و عروق دارند کاهش مي دهد.

به گزارش سرويس بهداشت و درمان خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، حمله قلبي و سکته مغزي يکي از اصلي ترين علل مرگ به شمار مي روند، اما تحقيقات انجام شده نشان مي دهد افرادي که گياهخوار هستند کلسترول "بد" کمتري دارند.

بسته شدن رگ هاي قلب علت اصلي مشکلات قلبي است اما پژوهشگران موسسه کارولينسکا در استکلهم مي‌گويند خطر اين بيماري ها با خوردن غذاهايي که فاقد مواد حيواني است کاهش مي يابد.

در اين مطالعه 28 داوطلب يک رژيم غذايي مبتني بر گياهخواري گرفتند که شامل پروتئين، کربو هيدرات و مواد نشاسته اي و چربي بود.

اين رژيم غذايي شامل سبزيجات، ميوه، ذرت، تخمه آفتاب گردان و ارزن مي شد.

28 نفر ديگر نيز يک رژيم غذايي سالم گرفتند که همين ميزان پروتئين، کربو هيدرات و چربي داشت.

در اين رژيم غذايي چربي هاي اشباع شده کمتر از 10 درصد از انرژي روزانه را تامين مي کرد و از غلات سبوس دار نيز تا حد امکان استفاده مي شد.

مقايسه نتايج اين مطالعه نشان داد که گروهي که داراي رژيم غذايي گياهي بودند ميزان کلسترول به خصوص نوع "بد" يعني ال اس ال خود را توانستند به ميزان قابل توجهي کاهش دهند، اما در مقابل تغيير محسوسي در کلسترول افرادي که رژيم غذايي غيرگياهي داشتند، حاصل نشد.

پژوهشگران به "شواهد زيادي" اشاره مي کنند که نشان مي دهد اين تغييرات براي پيشگيري از گرفتگي رگ‌هاي قلبي بسيار موثر هستند.

با اين وجود کارشناسان هشدار مي دهند: "رژيم غذايي گياهي ممکن است در کاهش کلسترول موثر باشد، اما به راحتي نمي تواند همه مواد غذايي مورد نياز بدن را تامين کند."

منبع:ایسنا

+نوشته شده در پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت2:36توسط یاری از یاران مصدق | |

Abstract

Despite the well-documented effects of plasma lipid lowering regimes halting atherosclerosis lesion development and reducing morbidity and mortality of coronary artery disease and stroke, the transcriptional response in the atherosclerotic lesion mediating these beneficial effects has not yet been carefully investigated. We performed transcriptional profiling at 10-week intervals in atherosclerosis-prone mice with human-like hypercholesterolemia and a genetic switch to lower plasma lipoproteins (Ldlr−/−Apo100/100 Mttpflox/flox Mx1-Cre). Atherosclerotic lesions progressed slowly at first, then expanded rapidly, and plateaued after advanced lesions formed. Analysis of lesion expression profiles indicated that accumulation of lipid-poor macrophages reached a point that led to the rapid expansion phase with accelerated foam-cell formation and inflammation, an interpretation supported by lesion histology. Genetic lowering of plasma cholesterol (e.g., lipoproteins) at this point all together prevented the formation of advanced plaques and parallel transcriptional profiling of the atherosclerotic arterial wall identified 37 cholesterol-responsive genes mediating this effect. Validation by siRNA-inhibition in macrophages incubated with acetylated-LDL revealed a network of eight cholesterol-responsive atherosclerosis genes regulating cholesterol-ester accumulation. Taken together, we have identified a network of atherosclerosis genes that in response to plasma cholesterol-lowering prevents the formation of advanced plaques. This network should be of interest for the development of novel atherosclerosis therapies.

Author Summary

Atherosclerosis is present in the major arteries of all adults. In industrial societies, atherosclerosis progression in ~50% of adults leads to clinical manifestations such as stroke and myocardial infarction, and eventually death. Lowering circulating LDL-cholesterol levels can slow atherosclerosis progression and even cause regression. Yet, little is known about the genes in the atherosclerotic arterial wall that mediate those effects. To identify such genes, we studied genetically modified mice in which high levels of human-like LDL-cholesterol cause rapid progression of atherosclerosis; the mice also had a genetic “switch” to lower LDL-cholesterol. Lowering LDL-cholesterol at a critical point before advanced plaques developed stopped lesion progression. Analysis of gene expression in response to the lowering of plasma LDL-cholesterol revealed 37 lesion genes as possible mediators of this effect. We validated some of these genes in macrophages using siRNA incubated with acetylated-LDL to mimic foam cells, which are central to atherosclerosis progression. “Reverse engineering” of whole-genome expression data from these experiments revealed a regulatory gene network of cholesterol-responsive atherosclerosis genes that control foam cell formation. This network and the individual genes within it merit further attention as targets for drugs to prevent the transformation of early harmless lesions into advanced, clinically significant plaques.

Source:Plosgenetics

+نوشته شده در پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت2:4توسط یاری از یاران مصدق | |

محققان با انجام تحقيقات بر روي DNA توانسته‌اند زنجيره‌هاي اين مولکول را به شكل‌هاي ساختاري مؤثر مختلفي درآورند که شامل مکعب، پريسم، چهاروجهي و ساير اشکال چندوجهي است.

به گزارش سرويس فن‌آوري خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، اما اين اشکال چندوجهي که هر گوشه‌شان از يک قطعه دورشته‌يي DNA تشکيل شده‌است، معمولاً ساختاري محکم و غير قابل انعطاف دارند.

هانادي اسليمن و فايزل آلداي، دو محقق از دانشگاه مک‌گيل کانادا، يک سال پيش، نخستين تلاش را براي ساخت محفظه‌ها(بلورهاي) قابل انعطاف انجام دادند.

آنان اشکالي سه‌بعدي از مولکول DNA را به شكل سه‌گوش و چهارگوش ساختند که گوشه‌هايشان از جنس قطعات تک‌رشته‌اي DNA بود.

به گزارش ايسنا از ستاد ويژه توسعه فن‌آوري نانو، اين مولکول‌هاي تک‌رشته‌يي در داخل خود پيچ‌خوردگي‌هايي همانند گره‌هاي موجود بر روي يک نخ داشتند که با باز کردن اين گره‌ها، طول گوشه‌ها افزايش يافته و بر حجم داخل محفظه افزوده مي‌شد.

+نوشته شده در پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت1:49توسط یاری از یاران مصدق | |

نخستين عمل درمان آنوريسم‌هاي مغزي با روش ابداعي دانشيار ايراني دانشگاه سانتياگوي كاليفرنيا با همكاري تيمي مشترك از متخصصان اين دانشگاه و دانشگاه علوم پزشكي تهران در مركز تصويربرداري بيمارستان امام خميني(ره) انجام شد.

دكتر رامين پاكباز، دانشيار ايراني دانشگاه «ساندياگو» كاليفرنيا و مخترع نخستين چسب ترميم آنوريسم‌هاي مغزي در گفت‌وگو با خبرنگار پژوهشي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) اظهار كرد: اين چسب موسوم به«نوكروليت» (Nevcrylate) كه براي نخستين بار در دنيا ساخته شده براي پر كردن حباب‌هاي روي رگ‌هاي مغزي است كه باعث خون‌ريزي مغزي مي‌شود. اين كشف جديد با همكاري دكتر كربر (kerber) از بزرگان نوروراديولوژي جهان و با هماهنگي دانشگاه ساندياگو كاليفرنيا و دانشگاه علوم پزشكي تهران انجام شده است.

وي با بيان اين كه چسب «نوكروليت» درآمريكا با موفقيت تست‌هاي آزمايشگاه‌هايي را گذرانده‌ است، اظهار كرد: نخستين كاربرد اين چسب بر روي انسان امروز در ايران روي بيماري ميان‌سال كه در شريان رابط قدامي مغزي دچار آنوريسم (بزرگ شدن يا بيرون‌زدگي ديواره رگ در اثر ضعف ديواره) بود، به كار گرفته شد.

دانشيار دانشگاه ساندياگو كاليفرنيا، تصريح كرد: انجام اين عمل بر روي نخستين بيمار، عارضه‌اي به دنبال نداشت. البته موقعيت آنوريسم مغزي اين بيمار به گونه‌اي بود كه از تكنيك «دابل بالن» استفاده شد كه يكي از سخت ترين روشهاي درمان آندوواسكولار (داخل رگي) به شمار مي‌رود.

دكتر پاكباز با بيان اين كه اين روش اجازه ساخت شريان به جاي استفاده از coil يا clip را مي‌دهد، خاطر نشان كرد: در گذشته براي درمان آنوريسم‌هاي مغزي از وسيله‌اي به نام coil استفاده مي‌شد كه مانند فنر كوچك عمل مي كرد اما متاسفانه به علت گراني اين روش عموم مردم توانايي انجام آن را نداشتند اما روش جديد هزينه‌ بسيار كمتري نسبت به روش سابق دارد.

پزشك ايراني دانشگاه كاليفرنيا درباره مزايا اين روش جديد گفت: چسب نوكروليت باعث ترميم سريع تر آنوريسم شده و زمان جراحي را بسيار كوتاه مي‌كند. همچنين استفاده كمتر از اشعه ايكس از مزاياي ديگر اين روش به شمار مي رود.

دكتر حسين قناعتي مدير هماهنگ كننده تيم ايراني در بيمارستان امام خميني (ره) نيز به خبرنگار ايسنا گفت: استفاده از اين روش جديد پس از بررسي يك ساله كميته اخلاق معاونت پژوهشي دانشگاه صورت گرفت تا از ايمن بودن آن اطمينان حاصل شود.

رييس مركز تصويربرداري بيمارستان امام خميني (ره) ادامه داد: اين روش جديد براي درمان آنوريسم‌هاي مغزي در مركز تصوير برداري اين بيمارستان توسط تيم مشترك بين دانشگاه ساندياگو و دانشگاه تهران و با هدايت دكتر پاكباز انجام شد.

وي تاكيد كرد: اين پروژه جهاني نشان دهنده اعتماد مجامع بين‌المللي و دانشگاه‌هاي معتبر جهان به عملكرد پزشكان ايراني است كه پروژه اي به اين مهمي، براي نخستين بار در جهان روي انسان توسط پزشك ايراني صورت مي گيرد.

رييس مركز تصوير برداري بيمارستان امام خميني (ره) خاطر نشان كرد: با ارائه اين روش جديد توسط اين محقق ايراني، كشور ما مي‌تواند در بسياري از تحقيقات پايه‌يي دنيا در اين حوزه تخصصي شركت و با هدايت ساير پژوهشگران در پيشبرد علم نقش اساسي داشته باشد.

+نوشته شده در پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت1:15توسط یاری از یاران مصدق | |

کلام محمد   اعجاز محمد
در پاره‌اي از روزنامه‌ها و سايت‌هاي اينترنتي اخيرا آورده‌اند که دکتر سروش رسما «نزول قرآن را از جانب خدا انکار کرده و آن را کلام بشري محمد دانسته است.» آيا چنين است؟
• شايد مزاح کرده‌اند يا خداي نکرده اغراض سياسي و شخصي داشته‌اند.
حالا نظر و توضيح شما چيست؟
• انشاء الله حسن نظر و غفلت از معنا داشته‌اند و گرنه کسي که با ولايت کليه الهيه آشناست و قرب اولياي خدا با خدا را مي‌داند و از تجربه اتحادي آنان با خبر است چنين منکرانه سخن نمي‌گويد. اولياي خدا چنان به خدا نزديک و در او فاني‌اند که کلامشان عين کلام خدا و امر و نهي‌شان و حب و بغضشان عين امر و نهي و حب و بغض الهي است. پيامبر عزيز اسلام بشر بود و خود به بشريت خود مقر و معترف بود (قل سبحان ربي هل کنت الا بشرا رسولا؟)، اما در عين حال اين بشر چنان رنگ و وصف الهي گرفته بود، و واسطه‌ها (حتي جبرئيل) چنان از ميان او و خدا برخاسته بودند که هر چه مي‌گفت هم کلام انساني او بود هم کلام وحياني خدا. و اين دو از هم جدا نبود.
همچو سنگي کو شود کل لعل ناب پر شود او از صفات آفتاب
انشاءالله با تامل درين دقيقه عرفاني گره مشکل گشوده شود و سر کلام آشکار گردد.
پس نزول جبرئيل و آوردن وحي چه مي‌شود؟
• در نظر عارفان، جبرئيل به خداوند از محمد (ص) نزديکتر نيست، بل جبرئيل است که تابع پيامبر است. مگر در داستان معراج نيامده است که جبرئيل از همراهي با پيامبر بازماند و از سوختن بال و پرش هراسيد؟ معني اين حکايت چيست؟ مگر رهبر فقيد انقلاب نگفت که «جبرئيل را هم پيامبر نازل مي‌کرد؟» آيا معني اين سخن اين است که خدا جبرئيل را فرو نفرستاده است؟ يا معنايش به قول مولانا اين است که:
من نخواهم لطف حق از واسطه که هلاک خلق شد اين رابطه
من نخواهم دايه، مادر خوشتر است موسيم من، دايه من مادر است
اين که بگوييم قرآن کلام محمد(ص) است، درست مانند اين است که بگوييم قرآن معجزه محمد (ص) است. هر دو به يک اندازه به محمد(ص) و به خدا انتساب دارند. و تاکيد بر يکي به معني نفي ديگري نيست. هر چه در عالم رخ مي‌دهد به علم و اذن و اراده باري است. يک موحد در اين شکي ندارد. با اين حال همه مي‌گوييم آلبالو، ميوه درخت آلبالو است، آيا بايد بگوييم خدا ميوه آلبالو مي‌دهد تا موحد باشيم؟ اين اشعريت کهن را جامه تقدس نوين نپوشانيم. و سخن بقاعده بگوييم و معني سخنان دقيق و رازآلود را نيز نيکو دريابيم. قرآن ميوه شجره طيبه شخصيت محمد (ص) بود که به اذن خدا ثمر بخشي مي‌کرد (توتي اکلها کل حين باذن ربها) و اين عين نزول وحي و تصرف الهي است.
توصيه من به منصفان (با مغرضان نمي‌دانم چه بگويم) همان توصيه مولاناست که سوء ظن نسبت به اولياي خدا را فروگذارند و اولياي حق را از حق جدا نشمارند و آن عزيزان و محبوبان درگاه حق را از مسند رفيع قرب و ولايت پايين نياورند:
اي اولياء حق را از حق جدا شمرده گر ظن نيک داري بر اولياء چه باشد؟
از پشت پادشاهي مسجود جبرئيلي ملک پدر بجويي اي بي نوا چه باشد؟
گويا شما هم در اين باب اشعاري داشته‌ايد.
• بله در منظومه‌اي که چندي پيش به عشق پيامبر اکرم سرودم و تقديم آن فاتح آفاق تجرد کردم، آورده بودم که:
توسن تجربه‌اي فاتح آفاق تجرد در شب واقعه راندي زمداري به مداري
ز سوادي به خيالي ز خيالي به هلالي پاي پر آبله جبريل و تو چالاک سواري
بال در بال ملائک به تماشاي رسولان طاير گلشن قدسي تو و خود عين مطاري
اشاره من در اين ابيات به آن روايت شريفه نبوي است که پيامبر در سجده با خدا مي‌گفت: سجدلک سوادي و خيالي و آمن بک فوادي.
متشکريم.
• ملاحظه مي‌کنيد که «محمدي» بودن قرآن، (محمدي که کاملا بشر بود) سخني است کاملا معقول و مبرهن که خيل عظيمي از عارفان و متفکران مسلمان پشتوانه آن اند و معناي عميقي دارد که صد بار از «جبرئيلي» بودن آن عميق‌تر است (و البته منافات با آن هم ندارد که قرآن قول جبرئيل است: انه لقول رسول کريم) چرا که به تعبير آيت‌الله خميني (که تعبير همه عارفان مسلمان است) جبرئيل را هم پيامبر اکرم نازل مي‌کرد. و درين فرايند و در نسبت به خداوند، درون و برون، يکي است. همچنانکه گذشته و آينده. همچنانکه تحت و فوق.
اين دراز و کوتهي مر جسم راست چه دراز و کوته آنجا که خداست؟
لا مکاني که درو نور خداست ماضي و مستقبل و حالش کجاست؟
ماضي و مستقبلش نسبت به توست هر دو در يک چيزند و پنداري که دوست
و اگر من گفته ام در پديده وحي «درون و برون پيامبر» تفاوتي ندارند از اين روست. خدايي که موحدان راستين مي‌شناسند، در برون و درون پيامبر به يک اندازه حاضر است و چه فرقي مي‌کند که بگوييم وحي خدا از بيرون به او مي‌رسد يا از درون و جبرئيل از برون فرا مي‌رسد يا از درون؟ مگر خدا بيرون پيامبر است و مگر پيامبر دور از خداست؟ نمي‌دانم چرا قرب حق با عبد و اندکاک ممکن در واجب فراموش شده و تصوير سلطان و پيک و رعيت به جاي آنها نشسته است و توضيح آيت الله سبحاني در باب اين تصوير راهزن چيست؟
دوم. اما قصه شاعري.
سخن من اين است که براي درک پديده ناآشناي وحي، مي‌توانيم از پديده آشناتر شاعري (و بطور کلي خلاقيت هنري) مدد بجوييم و آن را بهتر فهم کنيم. اين فقط در مقام تصور است. مگر غزالي نگفت براي درک پديده وحي، مي‌توانيد از پديده وسوسه شيطاني مدد بگيريد؟ چرا که ان الشياطين ليوحون الي اوليائهم.
حضرت آيت‌الله توجه بفرمايند که امروزه مفهوم شعر به منزله يک خلاقيت متعالي هنري بسيار متفاوت است با آنچه در ذهن امثال ابوجهل و ابولهب مي‌گذشت و استفاده از نماد هنر براي تقريب معناي وحي، نه چيزي از قدر قرآن مي‌کاهد و نه بر قدر ابولهب مي‌افزايد!
علامه طباطبايي وحي را شعور مرموز مي‌خواند و به گمان من هنر مرموز مناسب‌تر مي‌نمايد.
سوم. اما از مولانا مايه گذاشتن.
خشنودم که شما هم با من هم عقيده‌ايد که استشهاد به ابيات مولانا استشهاد به تجارب و حکمت‌هاي يک عارف حکيم است که موقعيت متعالي و راسخي در عرفان اسلامي دارد و گواه آوردن از شعر او به معناي توسل به «شعريات» نيست و اصلا مولانا در مثنوي ناظم است نه شاعر. باري من اگر بخواهم درين باب سخن بگويم، مثنوي هفتاد من کاغذ شود. خواهش فروتنانه من از آيت‌الله سبحاني اين است که اين سفر شريف الهامي را به جد در مطالعه گيرند و جواهر کلام آن عارف آزاده را از درياي معارف او صيد کنند و به پاره يي از کلمات مشهوره او بسنده نکنند که در مقام داوري راهزن است. براي شيرين شدن کام حضرت آيت‌الله به اين ابيات اشاره مي‌کنم که:
چيز ديگر ماند ليکن گفتنش با تو روح القدس گويد ني منش
ني تو گويي هم بگوش خويشتن بي من و بي غير من اي هم تو من
همچون آن وقتي که خواب اندر روي تو ز پيش خود به پيش خود شوي
بشنوي از خويش و پنداري فلان با تو اندر خواب گفتست آن نهان
تو يکي تو نيستي اي خوش رفيق بلکه گردوني و دريايي عميق
مي‌بينيد که روح القدس را از مراتب وجود صدتوي آدمي مي‌شناسد و مي‌شناساند و آدمي را چون دريايي عميق مي‌بيند که لايه‌ها دارد، و لايه يي در گوش لايه ديگر راز مي‌گويد و اين را عين رازگويي روح القدس مي‌شمارد. و حتي گفتگو با ديگري در خواب را سخن گفتن خود با خود مي‌داند و از اين راه پنجره‌اي به روي درک مکانيزم وحي و الهام مي‌گشايد. گويي در تلقي وحي تلاطمي و جوششي در شخصيت پيامبر رخ مي‌دهد و خود برتر پيامبر با خود فروتر او سخن مي‌گويد و البته همه اينها به اذن الله و به عين الله صورت مي‌گيرد که او همه جا حاضر و به همه چيز محيط است. وقتي مولانا مي‌گويد:
اي هزاران جبرئيل اندر بشر اي مسيحان نهان در جوف خر
يا
احمد ار بگشايد آن پر جليل تا ابد مدهوش ماند جبرئيل

تعارف نمي‌کند و يک برتري صوري و اعتباري را مراد ندارد. حقيقتا احمد از جبرئيل برتر است؛ يعني جبرئيل در او گم مي‌شود.
چهارم. اما بشري بودن و هوا و هوس.
نمي‌دانم حضرت آيت‌الله چرا آن همه تصريحات مرا در باب «الهي بودن نفس نبي» نديده‌اند و بشري بودن را به معني هوا و هوس داشتن گرفته‌اند؟ بر اين بي‌التفاتي چه نامي مي‌توان نهاد؟
آن محمد (ص) که فاعل و قابل وحي است، بشري است مويّد و مطهّر. و لذا «از کوزه همان برون تراود که دروست» و از شجره طيبه وجود او جز ميوه‌اي طيب برنخواهد خاست. از پيامبر بگذريم. آدميان غيرمعصوم (چون شما، چون آيت‌الله بروجردي و چون بوعلي و سعدي و ناصرخسرو و کانت و دکارت و پوپر)، آيا چون پيامبر نبوده‌اند پس هر چه گفته‌اند آلوده به هوا و هوس بوده است؟ بفرض که وحي پيامبر صد در صد بشري و غير الهي باشد، باز هم نمي‌توان نتيجه گرفت که لاجرم از سر هواست. چه جاي آنکه آن وحي صد در صد بشري و صد در صد الهي است، يعني ماوراي طبيعتي است که مقدّر به اقدار طبيعت شده است و فرا تاريخي است که تاريخمند شده است و امري متعالي است که "نازل" شده است، و بحري است در کوزه و جيحوني است در خم، و نفسي است دميده در ني و از خدايي است در ميان آدميان نشسته و از آدميي است پر از خدا شده و بقول مولانا:
آب خواه از جو بجو خواه از سبو کان سبو را هم مدد باشد ز جو
...
اين نکردي تو، که من کردم يقين اي صفاتت در صفات ما دفين
"لا"شدي پهلوي "الا" خانه گير اين عجب که هم اسيري هم امير
به من حق بدهيد که بگويم متافيزيک شما متافيزيک بعد و فراق است و متافيزيک من متافيزيک قرب و وصال. تصويري که از خدا و محمد در ذهن شماست، گويا تصوير خطيب و بلندگو (يا ضبط صوت) است. خطيب مي‌گويد و بلندگو آن را پس مي‌دهد. يعني پيامبر (چون بلندگو) طريقيت و ابزاريت محض دارد و اين کجا و نزول قرآن بر قلب محمد(ص) کجا. گويا شما مي‌پنداريد قرآن بر زبان محمد نازل شده است نه بر دل او. اما تصوير من از آن رابطه (اقرب من حبل الوريد) تصوير نفس و بدن، يا ساده‌تر، تصوير باغبان و درخت است. باغبان بذر مي‌کارد و درخت ميوه مي‌دهد. و اين ميوه، همه چيزش از رنگ و عطر و شکل گرفته تا ويتامين‌ها و قندهايش مديون و مرهون درختي است که از آن بر مي‌آيد، درختي که در خاک ويژه‌اي نشسته است و نور و غذا و هواي ويژه‌اي مي‌نوشد. و البته هم کاشتنش و هم ميوه دادنش به اذن الله است و موحدان در اين ترديدي ندارند. و بلکه وجود درخت عين امر خدا و اذن خداست و اينها از هم فاصله ندارند و مانند امور اعتباري بشري نيستند که يکي فرمان بدهد و ديگري اجرا کند. و من در شگفتم که چرا دستگاه خدا در چشم شما همچون دستگاه‌هاي اجرايي و مديريتي بشري است.
روشن‌تر بگويم گرچه همه طبيعت الهي است، اما در طبيعت همه چيز طبيعي است و در بشر همه چيز بشري است و در تاريخ همه چيز تاريخي است و لذا پيامبر اسلام در فرايند وحي موضوعيت دارد نه طريقيت، و «بشر»ي است که قرآن بر او «نازل» و از جاري شده است (و هر دو تعبير در متن قرآن آمده است). دو قيد «نزول» و «بشريت» در عميق‌ترين لايه‌هاي وحي حضور دارند و بدون توجه به اين دو صفت مهم، نمي‌توان از وحي تفسيري خردپسند عرضه کرد. باز به عبارت ساده‌تر: نمي‌گوييم خدا ميوه نمي‌دهد، مي‌گوييم براي اينکه خدا ميوه بدهد، راهش اين است که درختي بيافريند و آن درخت ميوه بدهد. نمي‌گوييم خدا سخن نمي‌گويد، مي‌گوييم براي اينکه خدا سخن بگويد، راهش اين است که پيامبري سخن بگويد و سخنش سخن خدا شمرده شود.
مطابق تصوير شما، گويا خطيب مي‌تواند هر کلامي را به دهان بلندگو بگذارد (از شعر گرفته تا فلسفه تا رياضيات، از عربي تا انگليسي و چيني ...) اما مطابق تصوير من، هر ميوه‌اي از هر درختي بر نمي‌خيزد. درخت سيب فقط سيب مي‌دهد نه آلبالو. و اشعريت محض است اگر بگوئيم از هر درختي هر ميوه‌اي را مي‌توان انتظار برد.
حتي در همان تصوير خطيب و بلندگو هم، بلندگو بي کار نمي‌نشيند و محدوديت‌هاي خود را بر صداي خطيب تحميل مي‌کند.
دم که مرد نايي اندر ناي کرد در خور ناي است نه در خورد مرد
چنين است که معناي بي‌صورت از خدا و صورت از محمد است، دم از خدا و ني از محمد، آب از خدا و کوزه از محمد است، خدايي که بحر وجود خود را در کوزه کوچک شخصيتي بنام محمد بن عبدالله(ص) مي‌ريزد و لذا همه چيز يکسره محمدي مي‌شود: محمد عرب است لذا قرآن هم عربي مي‌شود، وي در حجاز و در ميان قبائل چادرنشين زندگي مي‌کند، لذا بهشت هم گاه چهره عربي و چادر نشيني پيدا مي‌کند: زنان سياه چشمي که در خيمه‌ها نشسته‌اند (حور مقصورات في الخيام، سوره الرحمن). بلاغت قرآن هم به تبع احوال پيامبر پستي و بلندي مي‌پذيرد، باران هم رحمت خدا شمرده مي‌شود (بسي بيشتر از نور خورشيد) و قس عليهذا. همين است معناي آنکه وحي و جبرئيل تابع شخصيت پيامبر بودند و همين است مدعاي حکيمانه ابونصر فارابي و خواجه نصيرالدين طوسي که قوه خيال پيامبر در فرايند وحي دخالت مي‌کند و (به تعبير مولانا) بر بي‌صورت، صورت مي‌افکند. شخصيت بشري ـ تاريخي محمد (ص) در قرآن همه جا جلوه‌گر است و اين شخصيت خداپرورده، تمام نعمتي است که خدا به مسلمانان عطا کرده است. و لذا سخني که اين وليّ مويد و فاني در خدا مي‌گويد همان سخن خداست! و اين است معني آنکه «گرچه قرآن از لب پيغمبر است/ هر که گويد حق نگفته کافرست» از لب پيامبر يعني جوشيده از شخصيت او که جبرئيل هم در او گم است.
بلي «مصحف ما مستفاد از مصطفاست» و مگر سخن گفتن خداوند راهي ديگر هم دارد. شما اگر راه حل ديگري براي تبيين معضل سخن گفتن خدا داريد بيان بفرماييد.
نه فقط عارفان که فيلسوفان هم در اينجا به مدد ما مي‌آيند و به چالش با آقاي سبحاني. مگر حکيمان (و از همه بهتر و بيشتر صدرالدين شيرازي) نگفته‌اند که کل حادث مسبوق به ماده و مده (هر حادثي در شرايط مادي ـ زماني خاصي به وجود مي‌آيد)؟ حادثه وحي محمدي هم در شرايط مادي و تاريخي ويژه‌اي قابل حدوث بوده است و آن شرايط مدخليت تام در شکل دادن به آن داشته‌اند و نقش علت صوري و مادي وحي را بازي کرده‌اند. توجه کنيد که قصه فراتر از لفظ و معناست، قصه صورت و بي‌صورت است و لفظ يکي از صورت‌هاست. خلاصه آنچه محمد (ص) به ميان مي‌آورد محدوديت‌هاي (علمي، وجودي، تاريخي، خصلتي و ...) اوست که هيچ آفريده‌اي از آنها گريز و گزيري ندارد.
از جناب آقاي سبحاني مي‌پرسم چرا قرآن به زبان عربي است؟ لاجرم مي‌گويند چون خدا از سر حکمت مي‌خواسته است چنين باشد. من اين را نفي نمي‌کنم اما مي‌گويم عرب بودن پيامبر اسلام همان «خدا مي‌خواسته است» است و بر اين قياس، امور ديگر.
پنجم. اما قصه ورود خطا در قرآن و علم پيامبر.
غرض از خطا همان مطالبي است که از ديدگاه بشري خطا محسوب مي‌شوند يعني ناسازگار با يافته‌هاي علمي بشر. نه در قرآن آمده است که خداوند همه علوم را به پيامبر خود آموخته، نه پيامبر بزرگوار خود چنين ادعا کرده، نه کسي چنين انتظاري داشته است که از الهيات و روحانيات گرفته تا طب و رياضيات و موسيقي و فلکيات پيامبر همه چيز را بداند. بر خلاف نظر آقاي سبحاني قرآن هم که مي‌گويد و علمک ما لم تکن تعلم (چيزهايي را که نمي‌دانستي به تو آموخت) نمي‌گويد «همه چيزهايي را که نمي‌دانستي ...». به قول منطقيين مهمله در قوه جزئيه است. به علاوه که به پيامبر مي‌گويد: «بگو خدايا علم مرا افزون‌تر کن».
ابن خلدون صريحا در «مقدمه» مي‌گويد سخنان پيامبر در باب طب، همان سخنان و عقايد اعراب باديه نشين بود و خود به طبيب مراجعه مي‌کرد. ابن عربي هم (همو که امام خميني خواندن فتوحاتش را به منزله گل سرسبد معارف اسلامي و عرفاني به گورباچف توصيه مي‌کرد) در فصوص الحکم، در فص شيثي، در باب اينکه کامل از همه جهات برتر از ناقص نيست، مي‌آورد که: پيامبر اکرم، اعراب را از دخالت در لقاح گياهان و از گرده افشاندن از نخل‌هاي نر بر نخل‌هاي ماده منع مي‌کرد و چون درختان کم بار شدند به اشتباه خود پي برد و گفت: «شما امور دنيايي را نيکوتر مي‌دانيد و من کار دين را نيکوتر از شما مي‌دانم.» (من خود اين روايت را قبل از ديدن در فصوص الحکم، از مرحوم استاد مطهري شنيدم)
وي روايت ديگري را هم مي‌آورد که پيامبر راي عمر را در باب اسيران جنگ بدر از راي خود بهتر يافت. قرآن هم در باب ابراهيم عليه السلام مي‌گويد فرشتگان را نشناخت و از آنان ترسيد. ابن عربي هم مي‌گويد ابراهيم تعبير رويا نمي‌دانست و لذا اسماعيل را به خطا به قربانگاه برد. لذا اگر کسي بر آن رود که دانش رياضي ـ طبيعي ـ دنيايي (نه دانش ديني و بينش ملکوتي و علم به اسرار ربوبي) پيامبر هم‌تراز دانش مردمان همروزگار وي بوده است، به خطا نرفته است، و دست کم خلاف ضروريات دين سخن نگفته است.
اما ناسازگاري‌هاي ظواهر قرآن با علم بشري:
مگر غير از اين است که همه کساني که دست به تاويل برده‌اند، به ناسازگاري‌هاي پاره‌اي از ظواهر قرآن با علوم بشري اذعان داشته‌اند؟ تاويل هم به حقيقت چيزي نيست جز پناه بردن از علمي بشري به علم بشري ديگر. استاد شما، مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبايي در تفسير الميزان با صراحت و صداقت علمي تمام، در تفسير استراق سمع شياطين و رانده شدنشان با شهاب‌هاي آسماني (سوره صافات آيات 10-1) مي‌گويد تفاسير همه مفسران پيشين که مبتني بر علم هيات قديم و ظواهر آيات و روايات بوده باطل است و امروزه بطلان آنها عيني و يقيني شده است و لذا بايد معني تازه‌اي براي آن آيات جست و آنگاه خود با استفاده از فلسفه اسلامي يوناني که علم بشري ديگري است به تاويلات بعيده‌اي دست مي‌گشايد که نمي‌دانم چه کسي را قانع مي‌کند (گرچه خود او با يحتمل و الله العالم، ترديدش را در اين تفسير تصريح مي‌کند) و مي‌گويد شايد اينها از قبيل مثالهايي است که خدا مي‌زند و غرض از آسمان، عالم ملکوت است که مسکن ملائکه است و مراد از شهاب، نور ملکوت است که شياطين را دفع مي‌کند و يا شايد مراد آن است که شياطين بر حقايق حمله مي‌برند تا آن را واژگونه کنند و ملائکه با شهاب حقيقت بر آنها مي‌تازند تا اباطيلشان را باطل کنند. ... (گويا مرحوم طباطبايي فراموش کرده است که تيرها از همين آسمان دنيا به سوي شياطين پرتاب مي‌شوند نه از ملکوت: و لقد زينا السماء الدنيا بمصابيح و جعلناها رجوما للشياطين ...)
چنين است پيچش و قبض و بسطي که در تفسير مي‌افتد و معنايي که براي پيشينيان بديهي بوده از بداهت تهي مي‌شود و ظاهر آيات (که با علم قديم سازگار بوده، و کسي در آن ترديدي نکرده) تاويل مي‌پذيرد تا با علم بشري ديگري سازگار افتد. دراين قبض و بسط تفسيري سخني، و بر مفسر ملامتي نيست. اين سرشت و سرنوشت همه تفاسير است. سخن در اين است که پيش از تاويل، منطقا اذعان به ناسازگاري وجود دارد. پس از آن است که شيوه‌اي و حيله‌اي براي رفع آن انديشيده مي‌شود. آيت‌الله طالقاني پا را فراتر مي‌نهد و در «پرتوي از قرآن» در تفسير آيه الذي يتخبطه الشيطان من المس (سوره بقره)، آشکارا مي‌گويد «ديوانگي را ناشي از تماس و تصرف جن و شيطان» دانستن، از عقايد اعراب جاهلي بوده و قرآن به زبان قوم سخن گفته است (و اين رايي است که پاره‌اي از مفسران جديد عرب هم اظهار داشته‌اند). وي اصلا کوششي در تاويل آيه نمي‌کند و «خطا» را مي‌پذيرد اما مصلحتي را براي ذکر اين خطا در قرآن پيشنهاد مي‌کند. اما اين سخن نه بديع است و نه بدعت. جارالله زمخشري معتزلي عين اين نظر را هشت قرن قبل از آيت الله طالقاني در تفسير کشاف بيان مي‌کند و آشکارا مي‌نويسد که «اين از عقايد باطل اعراب جاهلي بود که ضربه ديو موجب صرع مي‌شود ... قرآن هم بر حسب اعتقاد آنان نزول يافت». و آلوسي در تفسير روح المعاني مي‌آورد که اين عقيده همه معتزليان است.
نکته قابل تامل اين است که تفسير و کلام سيال اسلامي امروز چنان به جمود مبتلا شده که حتي آراي خودي‌ها را بيگانه مي‌پندارند و گمان مي‌کنند که مستشرقان مخترع آنها هستند و قابل تامل‌تر اينکه هيچ کس از گذشتگان معتزله را به اين دليل کافر نخواند. بل پاره‌اي از درشت گويان اشعري نوشتند که اين منکران ديو، خود ديو زده و ديوانه‌اند. مولانا هم در اين بيت اشاره به همين نزاع اشعري ـ معتزلي دارد که:
فلسفي مر ديو را منکر شود در همان دم سخره ديوي بود
ماجراي هفت آسمان از اينها هم روشن‌تر است. بدون استثنا همه مفسران پيشين، آن را به رواني و آساني بر تئوري‌هاي هيات بطلميوس تطبيق مي‌کردند (و چرا نکنند؟ همه ظواهر بر آن دلالت دارد) و فقط در قرن نوزدهم و بيستم است که مفسران جديد قرآن (عرب و غيرعرب) به فکر تفسير تازه‌اي از اين آيات، آنهم در پرتو معارف جديد، مي‌افتند و معاني مشکوک و تازه‌اي پيش مي‌نهند.
باري از قبول ناسازگاري (گاه شديد) ظواهر قرآني با علم گريزي نيست. حال، دفع آن اشکال و تخلص از آن، شيوه‌هاي گونه‌گون دارد: يا دست به تاويلات بعيده مي‌بريد (طباطبايي)، يا بر سبيل همزباني با فرهنگ عرب، تحملشان مي‌کنيد (معتزله، طالقاني) يا زبان دين و زبان علم را دوگانه و دوگونه مي‌بينيد، و همه زبان دين را نمادين و استعاري مي‌شماريد (پاره‌اي از متکلمان مسيحي)، يا چون بعضي از معاصران، فراورده‌هاي وحي را محتمل الصدق و الکذب نمي‌دانيد يا معنا را از خدا و لفظ را از پيامبر مي‌شماريد (ولي الله دهلوي).
جواب هر چه باشد، من اين‌گونه آيات را از جنس عرضياتي مي‌دانم (به تفصيلي که در کتاب بسط تجربه نبوي آورده ام) که در رسالت پيامبر و پيام بنيادين دين مدخليتي ندارند و لذا با آسانگيري از آنها در مي‌گذرم و دست کم شيوه معتزله را براي رهايي از تکلفات متکلفين بيشتر مي‌پسندم. اما تاريخي بودن قرآن معناي روشني دارد که آن را هم در کتاب بسط تجربه نبوي آورده‌ام: از جمله آنها پاسخ دادن به سوالات عاميان زمان و طرح مسائل خانوادگي پيامبر اسلام است که همه مي‌توانستند رخ ندهند و در قرآن وارد نشوند.
گمان نمي‌کنم شما هم امروزه از اصرار بر اينکه آسمانها هفت تايند يا صرع و جنون، زاده تصرف ديوانند يا شهاب‌هاي آسماني، شياطين بوالفضول را به تير مي‌دوزند و مي‌سوزند تا رازگويي فرشتگان را نشنوند، طرفي ببنديد و دل کسي را به اسلام مايل کنيد يا برتري مسلماني را بر بودايي‌گري في المثل اثبات کنيد. دلربايي وحي محمدي نه در آن متشابهات که در سوره‌اي چون حديد است که نامش حديد اما بافتش حرير است و به تعبير غزالي از «جواهر" قرآن است، و خدا و رستاخيز و ايمان و انفاق و جهاد و خشوع و زهد و ... را به صلابت و به مهرباني در کنار هم نشانده است. فقط يک بانگ "الم يان للذين آمنو ان تخشع قلوبهم لذکرالله" (آيا زمان نرم شدن دلها نرسيده است؟) آن کافي است تا جانها را بجنباند و چراغ ايمان را در خانه دلها روشن کند.
و اما اينکه فرموده‌اند که «قرآني که شما آن را کتاب بشري و خطاپذير دانسته‌ايد چه نيازي دارد که به ترجمه و تفسير آن به زبان روز بپردازيم ... شما با معرفي قرآن به عنوان کتاب خطاپذير و بشري از جامعه اسلامي فاصله گرفتيد، ديگر نيازي به نصايح شما نيست. آن کس مي‌تواند نصيحت کند که در شمار اين گروه بماند ...»
معاني خطا و بشري بودن را توضيح دادم، اکنون به عرض شما مي‌رسانم؛
اولا بفرموده قرآن "لا تقولو لمن القي اليکم السلام لست مومنا".
ثانيا بنگريد که علامه طباطبايي و طالقاني و زمخشري نيز چنين مي‌کنند .
ثالثا شما خود معياري متقن و متين عرضه کنيد و اين مشکلات را از پيش پا برداريد و چشم‌ها را روشن و دلها را قانع کنيد و راه خروج از بن بست تعارض علم و قرآن را بدست دهيد (من خود از ترجمه فرهنگي سخن گفته ام نه بزبان روز در آوردن، به تفصيلي که در مقاله «ذاتي و عرضي در اديان» در کتاب بسط تجربه نبوي آمده است).
و رابعا محققان را به تقليد دعوت نفرماييد و کساني را که با تامل و تحقيق در راهي گام مي‌نهند از سوء عاقبت و زوال سعادت نهراسانيد، که اگر سعادتي هست در تحقيق صادقانه است (ولو به زعم شما به نتيجه ناصواب رسيده باشد) نه در تقليد عاميانه.
من گرچه در نيکخواهي شما ترديدي ندارم و ارشادات و افادات نيکوي شما را ارج مي‌گذارم، دامن تحقيق و تعمق را از دست نمي‌نهم و به حبل متين تعقل و تفکر متوسل و متمسکم و از مسک اين تمسک چنان خوش بو و خوشخويم که راسته عطرفروشان را هيچ گاه ترک نمي‌گويم.
محمد رسول الله را مي‌نگرم که چون عاشق هنرمندي در تجربه‌اي روحاني سينه اش گشاده و چشمان باطنش گشوده و جانش پر از خدا شده است و از آن پس هر چه مي‌بيند و هرچه مي‌گويد خدايي است. انسان و جهانرا (هر چه که هست با هفت يا هفتاد آسمان، با چهار عنصر يا صد و چهار عنصر) آميخته از او و روانه بسوي او مي‌بيند و لبريز و شادمان از اين کشف پيامبرانه، تجربه خود را با ديگران در ميان مي‌گذارد و مغناطيس وار جان‌هاي شيفته را بسوي خود مي‌خواند و دريا صفت تيرگي هاشان را مي‌شويد.
هين بيائيد اي پليدان سوي من که گرفت از خوي يزدان خوي من
در پذيرم جمله زشتي ت را چون ملک پا کي دهم عفريت را
خود غرض زين آب جان اولياست که غسول تيرگي‌هاي شماست
من با اين «بشر بشير» مهر مي‌ورزم و اگر عطر کلام الهي را از اين گل مي‌شنوم براي آن است که با آن گل نشسته است. سالها پيش بود که با محمد (ص) سخن مي‌گفتم و مي‌سرودم:
نسخه قانون ما عين شفاست مصحف ما مستفاد از مصطفاست
اي مبارک آن گليم گل تو را وي خنک آن وصف مزّمّل تو را
نه ملک بودي نه دلخسته ز خاک اي بشير ما بشر بودي و پاک
-------------------------------------------
از اطاله کلام بيمناکم و بهمين مقدار بسنده مي‌کنم و از پاره‌اي فروع خرد در مي‌گذرم و ضمن سپاس نهادن به جهد پر شهد و خطاب بي عتاب حضرت آيت الله، از باز بودن باب اين مباحثه و مناظره استقبال مي‌کنم و خواستار تداوم آنم و مي‌افزايم که من اکنون در يکي از دانشگاه‌هاي آمريکا به تدريس اشتغال دارم و کاري را که ببرکت سعه صدر مسئولان در ايران از انجامش محرومم، در اينجا انجام مي‌دهم. مايلم که پس از بازگشت به ايران، در صورت امکان از حضرت آيت الله دعوت کنم تا محيطي امن و آرام فراهم آورند و در گفتگويي حضوري درين خصوص شرکت جويند و احقاق حق و ابطال باطل کنند. همچنين چون غايت قصواي دينداري و هدف از اين همه دقت ورزي‌هاي عرفاني و کلامي را بنا کردن جامعه‌اي پويا و اخلاقي و عادل مي‌دانم به حکم وظيفه وجداني از حضرت آيت الله مي‌طلبم تا در مقابل انحرافات عملي و اخلاقي نيز ساکت ننشينند و اگر ظلم و جفايي بر مظلومي مي‌رود آرام نگيرند و به پيمان خداوند با عالمان وفادار بمانند و با جفاکاران همسويي نکنند و در اين طريق مثال و اسوه ديگران باشند. واله المستعان.

گر نبودي زحمت نامحرمي چند حرفي از وفا واگفتمي
چون جهاني شبهت و اشکال جوست حرف مي‌رانيم ما بيرون پوست
عبدالکريم سروش
واشنگتن
اسفند ۱۳۸۶
مارس ۲۰۰۸

+نوشته شده در سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت6:51توسط یاری از یاران مصدق | |

آنچه در ذیل می خوانید بخشی از شعری از صاحب کرسی استادی فلسفه اسلامی در دانشگاه هاروارد دکتر عبدالکریم سروش است.

این شعر خطاب به خاتم رسولان حضرت محمد مصطفی-صلوات الله و سلامه علیه- سروده شده است که لازم دیدم آن را در شب میلاد آن گوهر تابناک آسمان بشریت و فخر جهان و سمبل انسانیت متعالی در این نوشتار بیاورم.

خرد آن پایه ندارد که بر او پای گذاری

بختیاری تو و بر مکتب اقبال سواری

چون توان در تو رسیدن؟به دویدن؟به پریدن؟

نور پایی که چنین با دگران فاصله داری

لیله القدر وصال تو چه فرخنده شبی بود

تا چه دیدی که چنین مستی و پرشور و شراری

شعله در خرمن تاریکی تاریخ فکندی

چشم بیدار زمان بودی و خسبیده به غاری

از اشارات تو روشن شده چشمان بشارت

طرفه فانوسی و آویخته بر طرفه مناری

نه دل من طرب آلود نگاه و نفس توست

از نگاه و نفست حق به طلب آمده آری

به شفاخانه قانون تو افتاد نجاتم

کیمیایی است سعادت ز فتوحات تو جاری

ای غزلواره پایانی دیوان نبوت

حجت بالغه شاعری حضرت باری

دولتی!اختر اقبال بلندی که بخندی

رحمتی!سینه آبستن ابری که بباری

شاه شمشاد قدان خسرو شیرین دهنانی

کوثر خلد نشان   سدره معراج تباری

مژده ای  اختر سعدی  جرسی  نعره رعدی

آفتابی سحری خنده صبح شب تاری

یوسفستان جمالی هنرستان خیالی

شکرستان وصالی ز شکر شور برآری

روح عشقی هنری خمر خرابات طهوری

نفحات شب قدری نفس سبز بهاری

همه اقطار گرفتی همه آفاق گشودی

به جهادی و مدادی و کتابی و شعاری

توسن تجربه ای فاتح آفاق تجرد

در شب واقعه راندی ز مداری به مداری

ز سوادی به خیالی ز خیالی به هلالی

پای پر آبله جبریل و تو چالاک سواری

بال در بال ملائک به تماشای رسولان

طائر گلشن قدسی تو و خود عین مطاری

به تجمل بگذشتی به جلالت بنشستی

بر چنان خوان کریمی و چنان  کباری

میهمان حرم ستر و عفاف ملکوتی

در تماشاگه رازی و تماشاگر یاری

با ظلومان و جهولان و منوعان و جزوعان

مهربان باش چو بر حمل امانت بگماری

تو بر ارکان شریعت نزدی سقف معیشت

سیر چشمی تو رسالت ز تجارت نشماری...

اسفند ۱۳۸۴

+نوشته شده در سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت5:58توسط یاری از یاران مصدق | |

عرض و مال و موجودیت من و امثال من در برابر حیات و استقلال و عظمت و سرافرازی ملیونها ایرانی و نسلهای متوالی این ملت کوچکترین ارزشی ندارد و از آنچه برایم پیش آورده اند تأسف ندارم و یقین دارم وظیفه تاریخی خود را تا سر حد امکان انجام داده ام. من به حس و عیان میبینم که این نهال برومند در خلال تمام مشقتهایی که امروز گریبان همه را گرفته، به ثمر رسیده است و خواهد رسید.عمر من و شما و هر کس چند صباحی، دیر و یا زود به پایان میرسد. ولی آنچه میماند حیات و سرافرازی یک ملت مظلوم و ستمدیده است. آری تنها گناه من و گناه بزرگ و بسیار بزرگ من این است که صنعت نفت ایران را ملی کرده ام و بساط استعمار و اعمال نفوذ سیاسی و اقتصادی عظیمترین امپراطوریهای جهان را از این مملکت برچیده ام و پنجه در پنجه مخوفترین سازمانهای استعماری و جاسوسی بین المللی درافکنده ام و به قیمت از بین رفتن خود و خانواده ام و به قیمت جان و عرض و مالم خداوند مرا توفیق عطا فرمود تا با همت و اراده مردم آزاده این مملکت بساط این دستگاه وحشت انگیز را درنوردم. من طی این همه فشار و ناملایمات، این همه تهدید و تضییقات از علت اساسی و اصلی گرفتاری خود غافل نیستم و به خوبی میدانم که سرنوشت من باید مایه عبرت مردانی شود که ممکن است در آتیه در سراسر خاورمیانه در صدد گسیختن زنجیر بندگی و بردگی استعمار برآیند.

             بخشی از دفاعیات دکتر مصدق در بیدادگاه نظامی شاه

            


+نوشته شده در پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت1:58توسط یاری از یاران مصدق | |

به نام آفریدگار آزادی

بیست و نهم اسفندماه سالروز ملی شدن صنعت نفت ایران

به رهبری پیشوای آزادی دکتر محمد مصدق 

و فرخنده سالگرد قربانی شدن منافع قدرت های پلید استعماری

شرق و غرب در پای حیثیت و عظمت ملت قهرمان ایران زمین

بر میهن دوستان آزاده گرامی باد.

   

+نوشته شده در پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت1:34توسط یاری از یاران مصدق | |

حالا که سال نوی آریایی از راه رسیده و بهاری تازه بساط مهربونی هاشو برای ما گسترده و همه کائنات نو شدن رو تجربه می کنن و جهان پوستین مندرس خودش رو از تن به در آورده و با ما از تازه شدن سخن می گه و پرنده ها سرود "تولدی دیگر" رو به آرامی زیر لب زمزمه می کنن و درختان دست در دست هم در بزم ناب عشق رقصیدنی حیرت انگیز رو آغاز کردن و صدای جاری شدن رودها و خروش آبشارها و تپش چشمه ها  ترنم یک تحول دوست داشتنی رو به همراه داره و کوه ها مثل همیشه مغرور و این بار مغرور تر از همیشه در برابر ابر ها ایستاده و از استقامت سالیان دور و دراز حیات سراسر مبارزه شون شهنامه ها می سرایند و خلاصه حالا که همه چیز در حال نوشدنه یادم اومد که بد نیست یه نگاهی به سالی که که گذشت بندازم و بعضی خاطراتم رو  دوباره مرور کنم تا در برابر موج سیل آسای این تحول تاریخی از صندوقچه ذهنم بیرون نیفتن و این سیل بنیان کن اونها رو با خودش نبره...

یکی از این خاطرات شخصی رو که به نظرم جالب اومد اینجا مینویسم تا لااقل تلنگری باشه به گوشهای کر و یادآوری باشه برای اذهان مرده و چشم اندازی باشه برای چشم های کور بعضی از ماها که صبح تا غروب تو فکر منافع و مضار شخصی خودمون به دنبال این هستیم که راههای بهتری بر ای زندگی کرم وار و انگلی مون دست و پا کنیم تا جلوی رقبای این جهانی خودمون کم نیاریم...انگار نه انگار که در همین نزدیکی خبرایی هست که اگر انسان و به میثاق انسانیت و مسوولیت دشوار و سنگین انسان بودن و جانشین خدا در روی زمین گشتن هنوز هم وفادار باشیم نمی تونیم به این صحنه ها نگاه کنیم و احساس نکنیم که موجودی زنده در اعماق سینه هامون داره از شدت غم به خودش می پیچه و ناله می کنه.اینه اون خاطره:

یه روز داشتم از دانشکده به سمت خونه می رفتم.

کلاس بعد از ظهر به دلائلی بسیار طول کشیده و هوا تاریک شده و سرمای دیماه تا مغز استخوان آدم نفوذ می کرد.

حوالی میدان ونک و در گذرگاهی که به خیابان ملاصدرا ختم می شد یه بچه دبستانی رو دیدم که کنار دیوار سرد و سنگی تنها نشسته بود و ترازویی در برابرش گذاشته و دفتر مشقش هم در برابرش باز بود و در میان انبوه جمعیت پاهای مردم سنگدلی که بی اعتنا از کنارش می گذشتن مشغول نوشتن تکلیف شبش بود.

دستاش دستکش نداشت و هر چند لحظه اونها رو به هم می مالید و از شدت سرما هر دفعه برای چند ثانیه نمی تونست بنویسه.

وقتی این صحنه رو دیدم قلبم داشت از سینه ام بیرون می زد.دلم می خواست می تونستم با خودم ببرمش خونه ولی افسوس که خودم رو هم نمی تونستم جمع کنم چه برسه به اینکه هم اتاقی جدیدداشته باشم!..دلم می خواست می تونستم مبلغی پول بهش کمک کنم ولی جز کرایه ماشین خودم تا خونه پول دیگه ای نداشتم.

خیلی ناراحت شدم.

تا مدتها به این بچه دبستانی معصوم فکر می کردم و دنبال این بودم که بفهمم مسوول این همه بدبختی و فقر چیه یا ... 

کیه؟

بگذریم که اگه بخوایم دنبال مقصر بگردیم کلی طول می کشه که هیچ تقریبا به هیچ نتیجه متقنی هم نمی تونیم برسیم!البته شاید هم برسیم ولی من فعلا نمی خوام برم سراغ این موضوع اما با این همه تا مدت ها یه موضوعی ذهنم رو به خودش مشغول کرد و هنوزم دارم بهش فکر می کنم...

راستی اگر علی-علیه السلام- در قلمرو خلافتش چنین صحنه ای رو می دید چه کار می کرد؟

اتفاقا اون روزها درست مصادف با عید غدیر خم و سالروز انتصاب حضرت امیر المومنین به خلافت رسول الله-صلوات الله علیه-بود.همه هم می دونیم که در چنین ایامی چقدر از حضرت امیر مایه گذاشته میشه ولی آیا تشیع علوی! تنها در چند تا عید و مراسم و مهمونی و بریز و بپاش و جند تا نمایش فرمالیته خلاصه میشه؟!

نمی دونم شاید هم واقعا اون دورانی که به قول حضرت امیر-علیه السلام- اسلام پوستین خودش رو وارونه می پوشه و از اسلام جز نامی و از قرآن جز خطی باقی نمی مونه همین امروز باشه و ما شیعیان!!!!! مسوول این افتضاح باشیم...ماهایی که ادعای پیروی از مکتب مترقی مولا حسین-علیه السلام- رو داریم و به شیعه علی بودن!!!!!!! می نازیم.

 

 

راستی چقدر راه تا خدا مونده؟

...

کسی میدونه؟!

 

(عکس تزیینی است)

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت1:17توسط یاری از یاران مصدق | |

بهار آمد که تا گل بازگردد

سرود زندگی آغاز گردد

بهار آمد که تا دل کام گیرد

ز درد و غصه ها فرجام گیرد

همه دور از وطن یک کوه دردیم

به سینه غصه ها انبار کردیم

چو مرغی در قفس رنجور و پیریم

در این زندان آزادی اسیریم

اسیر بازی بازیگرانیم

گهی در دست این گه دست آنیم

پر از احساس اما ساده هستیم

چه نیکو مردم آزاده هستیم

صفای آدمیت در جهانیم

خراب این دل آتشفشانیم

کنون در فصل گل بی برگ و باریم

بهار است و من و تو بی بهاریم

بهار آمد که آراید جهان را

صفا بخشد دل آزادگان را

دریغ از ما که بی برگ و بی بهاریم

به غربت در خزان روزگاریم

بهاری خوشتر از ایران من نیست

گلی خوش بو تر از خاک وطن نیست

درودم بر تو ایران زنده باشی

خزانت طی شود پاینده باشی

 

 

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت0:21توسط یاری از یاران مصدق | |