تبليغاتX
کلک مهر

دختران ایرانی نازترین عکسهای ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

نازترین عکسهای خارجی

عکس های خارجی

کلیپ عکسهای خفن ایرانی های ایرانی

کلیپهای ایرانی


کلک مهر

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم

آیت‌الله العظمی منتظری با صدور پیامی، اعتراف‌گیری‌های پخش شده را دروغ، خلاف‏ ‏واقع و فاقد حجت شرعی دانست و با انتقاد از کارهایی که باعث می‌شود رهبران ایران با استالین و صدام مقایسه شوند، هشدار داد که این‌گونه اقدامات «بی‌اعتمادى مردم و خشم و عصيان‏ ‏آنان را بيش از پيش در پى دارد و بحران كنونى جمهورى اسلامى را‏ ‏عميق‌تر خواهد كرد و جايگاه آن را در دنيا ضعيف تر از پيش مى‎سازد.»

به گزارش نوروز، به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت‌الله منتظری، متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:


‏بسم الله الرحمن الرحيم ‏

( والمومنون والمومنات بعضهم اولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر )‏
(سوره توبه ، آيه 71)‏


‏با كمال تعجب و تأسف ، مردم عزيز و زجركشيده ما اين روزها‏ ‏ناباورانه شاهد پخش غير شرعى و غير قانونى و غير اخلاقى مصاحبه ‏ ‏اسيران و عزيزان در بندشان مى‎باشند; عزيزانى كه بيش از چهل روز‏ ‏است محبوسند و از بين آنان تعدادى هم مظلومانه به شهادت‏ ‏رسيده اند.


‏اين جانب در پيام هاى قبلى يادآور شدم :


‏اين گونه اقرارها و اعتراف گيرى ها كه متأسفانه سالهاست در جمهورى‏ ‏اسلامى رائج شده و در زندان هاى غير قانونى و در شرايط كاملا‏ ‏غيرعادى و با فريب و تهديد زندانى و قطع نمودن رابطه او با‏ ‏واقعيت هاى جامعه و با وارد نمودن فشارهاى روحى و جسمى گرفته‏ ‏مى‎شود، بكلى فاقد وجاهت شرعى و قانونى بوده و از منكرات و گناهان‏ ‏بزرگ به حساب مى‎آيد; و از نظر شرعى و قانونى جرم قطعى خواهد بود.‏ ‏كه مباشران و متصديان و آمران آنها بايد محاكمه و تعزير شوند، و از‏ ‏طرفى هيچ محكمه صالحى نبايد و نمى تواند كسى را بر اساس اين گونه‏ ‏اعترافات و مصاحبه ها محكوم به حكمى نمايد.


از امام صادق (ع ) نقل شده كه حضرت امير(ع ) فرمودند: "هر كس با‏ ‏تهديد و تخويف و يا در زندان به چيزى اقرار نمايد، نبايد بر او حدى‏ ‏جارى شود." (وسائل الشيعة ، كتاب الحدود). و در روايت ديگر نقل شده كه آن‏ ‏حضرت فرمودند: "هر كس در اثر ترساندن يا ضرب و كتك و يا در زندان‏ ‏به كارى كه موجب حد است اقرار نمايد، نبايد آن حد بر او جارى شود."‏ (دعائم الاسلام ، ج 2، ص 466).

‏و به استناد همين روايات است كه همه فقهاى شيعه اقرار و اعتراف با‏ ‏زور و تهديد و در شرايط غير عادى را حتى عليه خود متهم شرعا حجت و‏ ‏نافذ نمى دانند.


علاوه بر آن شكستن شخصيتهاى سابقه دار و موثر در انقلاب و تشكيل‏ ‏نظام به بهانه هاى واهى و ناجوانمردانه خود يكى ديگر از گناهان كبيره‏ ‏است كه آمران و عاملان آن را گرفتار وضعيتى خواهد كرد كه بى ترديد‏ ‏دامن خود آنها را هم خواهد گرفت. مردم مى‎پرسند اين چه نظامى است كه‏ ‏مسئولين بلندپايه قبلى آن در دولت و مجلس و غيره كه بسيارى از آنان‏ ‏در تشكيل نظام نقش موثر داشته اند، به خيانت به كشور متهم مى‎شوند؟!


اين جانب از باب امر به معروف و نهى از منكر و از باب خيرخواهى و‏ ‏نصيحت ، مجددا به تصميم گيرندگان و دست اندركاران امور تذكر مى‎دهم‏ ‏و از آنان مى‎خواهم كارى بكنند تا حقوق تضييع شده مردم در انتخابات‏ ‏جبران شود و اعتماد از دست رفته برگردد و كارى كنند تا مردم راضى‏ ‏شوند; نه اينكه پس از سركوب آنان و زندانى نمودن صدها نفر از مردم‏ ‏معترض، اقدام به انجام منكر ديگرى كرده و افراد و شخصيتهايى كه به‏ ‏خدمتگزارى به انقلاب و نظام و مردم شناخته شده اند و هر كدام سالها در‏ ‏مسئوليت هاى حساس خدمت نموده اند را زندانى نموده و آنان را در‏ ‏شرايطى قرار دهند تا مجبور شوند در دادگاه نمايشى و فرمايشى‏ ‏بر خلاف عقائد و افكار خود و مطابق ميل حاكمان صحبت كنند و به نفاق و‏ ‏خيانت و به گناهان نكرده اى اعتراف نمايند كه هيچ سنخيتى با آنان ندارد و‏ ‏هيچ انسان عاقلى آن را قبول نمى كند.


چرا كارى مى‎كنند تا مردم دادگاههاى آنها را با دادگاههاى استالين و‏ ‏صدام و ساير ديكتاتورها مقايسه نمايند؟ حاكمانى كه مدعى تشيع و‏ ‏پيروى از حضرت على (ع ) مى‎باشند چرا بر خلاف دستورات آن حضرت در‏ ‏مورد اقرار و اعتراف در زندان و با تهديد و فشار عمل مى‎كنند؟ و چرا‏ ‏چهره اصل دين و مذهب و حاكميت دينى را زير سوال برده و در داخل و‏ ‏خارج خراب و مشوه مى‎كنند؟


به يقين انجام اين مصاحبه ها و گرفتن اين اعترافات دروغ و خلاف‏ ‏واقع از اسيران در بند و پخش آنها، علاوه بر اين كه هيچ مشكلى از‏ ‏مشكلات عديده كشور را حل نمى كند، بى اعتمادى مردم و خشم و عصيان‏ ‏آنان را بيش از پيش در پى دارد و بحران كنونى جمهورى اسلامى را‏ ‏عميق تر خواهد كرد و جايگاه آن را در دنيا ضعيف تر از پيش مى‎سازد. بر‏ ‏حسب قانون اساسى ، كشور متعلق به همه مردم است و آنان حق دارند به‏ ‏وسيله تجمعات آرام و جرائد و حتى راديو و تلويزيون نظرات خويش را‏ ‏ابراز نمايند. چرا راديو و تلويزيون فقط در اختيار حاكميت است؟ و چرا‏ ‏تجمعات آرام و متين مردم، چماق و بازداشت و شكنجه و محاكمات‏ ‏كذايى را در پى دارد؟


در خاتمه اين جانب ضمن اظهار همدردى با خانواده هاى داغدار و‏ ‏مصيبت زده كه جوانان عزيز خود را در حوادث بعد از انتخابات از دست‏ ‏دادند، با قلبى محزون ديگر بار به آنان تسليت مى‎گويم و از خداوند‏ ‏بزرگ براى آن عزيزان مغفرت و رحمت الهى، و براى خانواده ها و‏ ‏بازماندگان معزز آنان صبر جميل و اجر جزيل، و براى همه زندانيان‏ ‏حوادث اخير آزادى فورى، و براى متصديان امور تنبه و بيدارى و‏ ‏انعطاف و اعتذار از ملت عزيز را مسألت مى‎نمايم.
‏ ‏والسلام على عباد الله الصالحين و رحمة الله و بركاته.

‏حسينعلى منتظرى
‏‏1388/5/13‏‏

+نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت1:13توسط یاری از یاران مصدق | |

ه

مه مستوجب عذاب افترا و تضييع آبروی مردم هستند

باسمه تعالي

«وَلاَ تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمْ النَّارُ وَمَا لَكُم مِن دُونِ اللهِ مِنْ أَوْلِياءَ ثُمَّ لاَ تُنصَرُونَ» (113/هود)

تاريخ انقلاب اسلامی پس از رفراندم قانون اساسي، حضوری باشکوهتر و با عظمت تر از انتخابات 22 خرداد را به ياد ندارد. روزها و شبهايی را به ياد داريم که پسران و دختران، مادران و پدران و حتی آنهايی که نمی توانستند در انتخابات مشارکت کنند، چنان شور و شعفی را به پا ساخته بودند و چنان از آرمانهای بزرگ معمار و بنيانگذار فقيد جمهوری اسلامی حضرت امام خمينی (سلام الله عليه) به بزرگی و خوبی ياد می کردند که انسان از آن همه عظمت ، وحدت و يکپارچگی به وجدمی آمد.

آري، همه به نام دين و به نام آزادی برخاسته از اصول تشيع و برای پاسداری از آرمانها و ارزشهای شهيدان بخون خفته آمده بودند تا بار ديگر آن هم پس از سی سال به دنيا نشان دهند که آزادی موهبتی است خدادادی و هيچ کس نمی تواند مانع و سلب کننده آن از دريای انسانها باشد. اما چه شد؟ به ناگهان فرزندان انقلاب به گوشه های زندان افتادند. جوانان عزيز طعم تلخ باتوم و گاز اشک آور را تجربه کردند و به ناگاه مجروحان و شهدايی بر جای ماند. اين همه تنها به خاطر اين بود که مشروعيت انتخابات مورد پرسش واقع شده بود. و آيا سزاوار بود که پاسخ انتقاد و اعتراض آنها را چنين بدهيم و ناخواسته ايجاد بحران نماييم و تمام آن اعتراضها را به دول خارجی نسبت داده و بی محابا از سرنوشت محتوم تمام مستبدان و ظالمان ، آنها را وابسته به دنيای غرب بپنداريم؟ ظلم و تعدی تا آنجا پيش رفت که شاهد دادگاه کسانی شديم که خود در تمام حوادث پس از انقلاب و دوشادوش تمام مسوولان حضوری فعال و چشمگير داشتند. دادگاهی که هويت و چگونگی آن از پيش مشخص بود،تا جايی که شاهديم نه تنها به مردم، بلکه به نخبگان آنان و کسانی که عمر و جوانی خويش را وقف خدمت به اسلام، انقلاب و جمهوری اسلامی نموده اند، نيز رحم نکردند و آنها را با انواع فشارهای روحی و روانی و نگه داشتن طولانی مدت در سلول های انفرادی و قطع ارتباط با خارج از سلول و بی خبر نگه داشتن از همه مسائل روبرو ساختند و مهمتر از همه، خانواده های بی گناه آنها را از سرنوشت عزيزانشان بی خبر گذاشتند.

با توجه به آيه شريفه قرآن که به طور صريح و روشن هرگونه اعتنا به ستمکاران و ظالمان و اعتماد بر آنان را به خاطر جهاتی از جمله افزايش جرأت ظالمان و سرکوبگران آزادی های خداداي، گناهی خطرناک دانسته و با عنايت به کتاب و سنت و عقل، بر خود لازم می دانم که يک وظيفه شرعی و حکم الهی را در شرائط امروز و مخصوصاً در رابطه با جلسه دادگاه حدود يک صد نفر از متهمان تذکر دهم. دادگاهی که اگر نگوييم در نظام قضايی جهان کم سابقه است، حد اقل در قضای اسلامی بی سابقه و بدعتی نو به شمار می آيد و قطعاً با گناهانی همراه می باشد.

اما آن نکته ای که بايد به آن توجه کرد، صحت اين اعترافات نيست ، مسئله ای که بی ارزش بودن آن برهمگان روشن است، آن هم تنها به اين دليل که در زندان گرفته شده و حسب فرموده امير المؤمنين (عليه السلام) اقرار در زندان و حبس اعتبار نداشته و ندارد، و نه از آن جهت که عمده اعترافات گرفته شده، اقرار در حق ديگران است، که نه تنها بی ارزش، بلکه افترا و تهمت، معصيت کبيره و بر خلاف همه قوانين، حقوق و کرامت انسان هاست و همه کسانی که به نحوی در نشر اين گونه اعتراف ها دخيل بوده اند، در گناه آن ها شريک و سهيم می باشند و همه آن ها مستوجب عذاب افترا و تضييع آبروی مردم هستند، موضوعی که در اسلام از جان انسانها بالاتر است و خواه ناخواه در زمانی نه چندان دور، قبل از جزای آخرت، کيفر و جزای عمل خائنانه خود را در اين دنيا ودر محکمه ای صالح و عادلانه خواهند ديد.لکن نکته مهمی که بايد مورد توجه قرار گيرد، عبارت از بی اعتنايی به اين اعتراف گيری ها و عدم ترتيب اثر به آن هاست که ترتيب اثر دادن به آن ها هر چند بسيار ناچيز باشد، اعتماد و اعتنا به ظالمين به حقوق ملت و کرامت انسان ها بوده و مخالفتی روشن و آشکار با قرآن و وحی و حکم الهی می باشد.

درخاتمه همگان بايد از خداوند توانا بخواهند تا استقامت همراه با مسالمت در راه احقاق حق و حاکميت بر سرنوشت خويش را به ما ارزانی دارد و از او متضرعانه بخواهيم که به برکت ايام با برکت شعبانيه و مولود منجی عالم بشريت، به ملت ما صبر و نصر و جزای خير عنايت فرمايد.

يوسف صانعی

13شعبان المعظم1430

14/5/1388

+نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت23:6توسط یاری از یاران مصدق | |

یاران من به بند
در دخمه‌های تیره و نمناک باغ شاه
در عزلت تب آور تبعیدگاه خارک
در هر کنار و گوشه این دوزخ سیاه
(ه.الف. سایه)

+نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت21:48توسط یاری از یاران مصدق | |

ریاست جمهوری احمدی نژاد غیرمشروع است

در آستانه 14 مرداد، سالروز انقلاب مشروطیت جبهه ملی مردم با صدور بیانیه ای در تهران، ضمن دعوت مردم به "ادامه مبارزه و مقاومت در برابر استبداد" آنان را به شرکت مسالمت آمیز در اعتراضات فراخواند و تاکید کرد "مردم ایران امروز باید شاهد مراسم تحلیف فردی باشند که منصوب فرایند شمارش مخدوش آرای انتخابات و احراز کننده غیر مشروع مقام ریاست جمهوری است و بدین ترتیب جو ارعاب، اخافه، خشونت و کشتار جاری با این رویداد نامیمون رقم زده می شود."

در آغاز بیانیه جبهه ملی ایران با اشاره به اینکه "صد سال بعد از گذشت انقلاب مشروطیت و مبارزه برای آزادی و عدالت، مردم ایران  هنوزبرای تحقق الفبای اولیه  دموکراسی و آزادی با نظام استبدادی مذهبی در جدال می باشند آمده است: در زمانی که که نظام های استبدادی خودکامه حاکم بر اکثر جوامع بشری بودند و ارزش های انسانی برای حاکمان معنا و مفهومی نداشت و در فرایند جنگ ها سرنوشت سکنه کشور مغلوب غالبا در کشتارجمعی، یا اسارت جمعی و بردگی خلاصه می شد، مدیران و مدبران سرزمین ایرانی ما بنیانگذار نظم و نسقی جدید مبتنی بر همزیستی اجتماعی– فرهنگی، تساهل و سازگاری نژادی و آزادی مذهبی بودند. آئینی که در حدود یک هزار سال دوام داشت. اما پس از آنکه جامعه ایران در فراز و نشیب های سیاسی و اجتماعی در معرض تهاجم های پی در پی اقوام بادیه نشین و عشیره نشین قرار گرفت و مقهور نظام های استبدادی گردید، با مبانی دو فرهنگ متفاوت و ستیزه جو روبرو گردید : یکی مبتنی بر فرهنگ تک - بعدی و خودکفا و متعارض با فرهنگ چند بعدی ایرانی و نفی کننده و عقیم کننده ارزش های متفاوت آن، دیگری مبتنی بر فرهنگی نهیلیستی ( نیست گرایی )  که با مفاهیم همزیستی و همکاری بیگانه بوده و امنیت واقعی خود را در نابودی مخالفین جستجو می کرد.گو اینکه در گذر زمان اندیشمندان ایرانی به ویژه دیوانسالاران موفق شدند تا حدودی مهاجمان را به ارزش های اجتماعی و سیاسی خود فرهیخته سازند، ولی از سوی دیگر جامعه ایرانی وارث آئین ها و قوانین شوم و غیر انسانی حکام مهاجم از لحاظ مدیریت و اداره جامعه گردید. بطوریکه رویه و تصمیمات خودسرانه آنان به ویژه در امور کیفری مانند قتل عام، شکنجه، مکحول نمودن بینایی، قطع و جرح اعضای بدن و غیره اثرات خاص خود را در رویه و روش استبدادی حکام بعدی به ارث گذاشت.تاسف بارترآنکه از آغاز قرن نوزدهم که ایران عملا در طیف دیپلماسی، سیاسی و اقتصادی غرب و مظاهراستثماری آن قرار گرفت، حکام وقت به سبب اتصاف به سرشتی ژانوسی استبدادی و استعمار پذیری، بیش از پیش در ایفای وظایف ومسئولیت های ملی و تاریخی خود ناتوان و آسیب پذیر شدند. چنانکه در طول یکصد و سی سال حکومت استبدادی آنها، ناتوانی آنان در عرصه های گوناگون نه تنها منجر به از دست رفتن سرزمین هایی در شمال ارس  و اترک، مشرق و جنوب شرقی و شمال غربی شد، بلکه در نیمه دوم قرن مزبور مجبور به پذیرش معاهدات تجاری مخرب اقتصاد داخلی و واگذاری امتیازات مشابه  و رقابتی به دو قدرت استعماری  زمان یعنی انگلستان و روسیه شدند.

در ادامه این بیانیه می خوانیم: مجموعه این ناکامی ها و نافرجامی ها در عرصه های اقتصادی، سیاسی، نظامی و اجتماعی موجب گردید که نواندیشان، آزاد اندیشان، آگاهان و فعالان سیاسی برای برون رفت از نظام استبدادی و استعمار زده وقت، تغییر وضع موجود و استقرار قانون را به معنای روز خود تبلیغ و تجویز نمایند. روندی که زمینه ساز جنبش مردم ایران برای نیل به آزادی و عدالت خواهی گردید که فرآیند آن انقلاب مشروطیت و پیروزی آن شد. بی شک این رویداد در زمانی که در دو قاره آسیا و آفریقا فقط شش کشور  ظاهرا مستقل ( ژاپن، چین، ایران، عثمانی، حبشه، لیبریا ) وجود داشت، از اهمیت خاصی برخوردار بوده واحتمالا بنحوی در انقلاب 1908 ترک های جوان و انقلاب مشروطه 1911 چین موثر بوده است .با اینکه دولت مشروطه تنها پس از یک سال با مشکلات، محدودیت ها و تحمیلات قدرت های استعماری از جمله عهدنامه 1907 ( ناظر به تقسیم ایران به دو منطقه تحت نفوذ )، استبداد صغیر، دوران فترت و بالاخره اشغال ایران در جنگ بین الملل اول مواجه گردید، ولی نمایندگان منتخب ملت ایران تا مجلس چهارم در حفظ و دفاع از منافع و مصالح جامعه ایران صادقانه کوشا بودند. دریغا که پس از اتمام جنگ بین الملل اول اگر چه نظم نوین جهانی در محدوده میثاق جامعه ملل به ویژه اصل آزادی تعیین سرنوشت مردم از یکسو و بروز انقلاب اکتبر روسیه از سوی دیگر به ویژه پس از نا فرجامی و ناکامی وقوع انقلاب کارگری در اروپا و چرخش از استراتژی انقلابی به استراتژی دفاعی و درون گرا بعد از 1919، که  فضا را برای رشد و تحقق ارزش های مشروطیت فراهم نموده بود ولی جامعه ایران با کودتای استبدادی 1921 و استقرار مجدد حکومت استبدادی مواجه گردید. گواینکه در دوره بیست ساله  نظام استبدادی اقداماتی در زمینه نوسازی جامعه انجام گرفت ولی نظام مشروطیت عملا تعطیل و آزادی مورد نظر ملت در محاق نظام استبدادی وقت قرار گرفت.اگرچه در طول جنگ بین الملل دوم و بعد از آن در مقاطعی به ویژه دوران سه ساله نهضت ملی کردن نفت، جامعه ایران از برخی اصول و مضامین آزادی از جمله آزادی بیان، قلم، مطبوعات، احزاب، تجمعات، و نقش فعال قوه مقننه بهره مند گردید اما نهضت ملی شدن صنعت نفت با تمام اثرات فراگیر داخلی و خارجی آن مقهور کودتای ننگین 28 مرداد گردید و بار دیگر استبداد در کسوت مشروطیت به حیات خود ادامه داد.دریغ و درد آنکه در زمانیکه ارزش های جهان شمول بشری مندرج در منشور ملل متحد، اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاق حقوق مدنی و سیاسی و میثاق حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی سر لوحه قوانین اساسی بسیاری ازکشورها قرار گرفته بود و در پرتو جنبش های استقلال طلبانه و آزادیخواهانه تعداد کشورهای مستقل آسیایی و آفریقایی از شش کشور به بیش از یک صد کشور افزایش پیدا کرده بود و مردم ایران که از فرایند مشروطیت استبداد زده به رنج و درد آمده بودند برآن شده بودند که در پرتو جنبش همگانی 1357 نظم نوینی را بر اساس آزادی، مردم سالاری و حکومت قانون بنا نمایند، ولی غافل از اینکه این انتظارات دولت مستعجلی بیش نبود واز درون و لابه لای حوادث پیش آمده چون گروگان گیری، جنگ تحمیلی هشت ساله و غیره استبداد مذهبی با تمام ویژگی هایش در مقام چالشگری نسبت به حقوق بشر  و آزادی های اساسی برآمد. جویندگان مردم سالاری و حکومت قانون یا به حاشیه رانده شدند و یا در زندان ها جای گرفتند و برخی نیز مجبور به جلای وطن گردیدند و اسف بارتر اینکه اصلاح طلبان و طالبان تغییرات مسالمت آمیز برخاسته از دورن همین نظام مذهبی نیز بتدریج سرنوشتی مشابه غیر خودی های اعلام شده پیدا نمودند.

این بیانیه سپس با اشاره به انتخابات اخیر ریاست جمهوری در کشور، از این سخن می گوید که:مردم ایران با صد سال تجربه پای صندوق رفتن حضور در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری را امری ضروری برای رفع نا بسامانی ها و نارسائی های موجود در امور داخلی و خارجی و پایان دادن به ادامه وضع موجود تشخیص دادند و به این امید که با شرکت درانتخابات به این مقصود مهم دست می یابند در آن شرکت نمودند.غافل از اینکه فرآیند انتخابات مورد بحث از قبل بنفع نامزد مورد نظر نظام که شکستش قطعی بنظر می رسید تنظیم و مهندسی شده بود و به طرزی ناشیانه، عجولانه و نابخردانه پیروزی کاندیدای نظام حاکم اعلام شد. وقتی حکومت انحصار طلب و تمامیت خواه با اعتراض آرام، مسالمت آمیز، قانونمند و متمدنانه میلیونی مردم  روبرو می گردد به اقتضای طبیعت استبدادی اش در مقام سرکوبی معترضان قانونمند برآمده به ضرب و شتم، زندان، شکنجه  و کشتار آنان دست می یازد. اقداماتی که نه تنها انزجار داخلی بلکه اعتراض و انتقاد جهانی را در پی داشته است. شگفت آنکه در آستانه روز 14 امرداد که یاد آور روز غرور آفرین پیروزی انقلاب مشروطیت و فداکاری های شهدای راه آزادی و عدالت است، مردم ایران پس از گذشت یک صد سال از این وریداد هنوز برای تحقق الفبای اولیه آزادی و دموکراسی با نظام استبدادی مذهبی روزدر مبارزه هستند. آنهم در شرایطی که خواست ها، درخواست ها، و استدلال های مسالمت آمیز و قانونمند آنها با واکنش های خشونت آمیز مواجه می شود. اسف بارتر اینکه درآستانه روز 14 امرداد که یاد آور پیام آزادی و آزادگی پدران آنهاست و ظاهرا می بایست با شادمانی و شادی برگزار گردد، مردم ایران باید شاهد مراسم تحلیف فردی باشند که منصوب فرایند شمارش مخدوش آرای انتخابات و احراز کننده غیر مشروع مقام ریاست جمهوری است و بدین ترتیب جو ارعاب، اخافه، خشونت و کشتار جاری با این رویداد نامیمون رقم زده می شود. غافل از اینکه مردم ایران با الهام و پیام برگرفته از ندای آزادی و عدالت خواهی پدران خود در یک صد سال گذشته و با اعتقاد و پای بندی به ارزش های جهانشمول حقوق بشر و آزادیهای اساسی و تعهدات بین المللی ناشی از آن، قویا در راه تحقق آزادی و مردم سالاری کوشا بوده و برآن هستند که جنبش آزادیخواهی را به سر منزل مقصود یعنی استقرار  دموکراسی و حقوق بشر و حکومت قانون برسانند.

در پایان این بیانیه، جبهه ملی ایران ضمن تاکید بر لزوم "همبستگی هر چه بیشتر صفوف کنشگران آزادی و مردم سالاری" آنها را به "ادامه اعتراضات آرام و مسالمت آمیز برای پایان دادن به وضع خفقان آور موجود و مظاهرغیرانسانی آن" فرا خوانده و از این باور گفته است که "رودهای کوچک و متفرق مقاومت و مبارزه مردم سرانجام چون سیل به دریای خروشان آزادی می پیوندند."

+نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت17:41توسط یاری از یاران مصدق | |

مسؤولیت مجلس در قبال انتخابات اخیر و مسائل پس از آن بسیار سنگین است. نمایندگان مردم می توانند امروز طرح تحقیق و تفحص از روند انتخابات و حوادث پس از آن را در دستور کار خود قرار دهند و مطمئنا اگر هیأت بیطرفی این مهم را عهده دار شود، نتیجه کار می تواند بسیاری مسائل را روشن کند.
سید محمد خاتمی در دیدار با اعضاء فراکسیون خط امام (ره) مجلس شورای اسلامی ضمن خوش آمد گویی به نمایندگان از تلاش های مجلس شورای اسلامی و علی الخصوص فعالیت های دلسوزانه و خیرخواهانه فراکسیون اقلیت مجلس قدردانی کرد. وی اگرچه این تلاشها را ارزشمند و اثرگذار دانست اما تأکید کرد: سؤال این است که اگر مجلس در رأس امور کشور است چرا اقدامات خیرخواهانه نمایندگان مجلس به نتیجه نمی رسد؟ چرا دست هیأت منتخب مجلس شورای اسلامی برای رسیدگی به فجایعی که رخ داده بسته شده است؟ چرا حتی هیأت منتخب رئیس محترم قوه قضائیه که چند هفته پیش خبر تشکیل آن در رسانه های عمومی اعلام شد اجازه نیافته کاری از پیش ببرد؟
دستور اخیر مقام معظم رهبری برای برخورد با مسائل و فجایع دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری موقعیت تازه ای را پدید آورده و باید ابعاد گوناگون این فجایع را بررسی و با عوامل آن به شدیدترین شکل ممکن برخورد کرد. خون هایی ریخته شده، به خانواده های فراوانی آسیب های روحی و مادی وارد آمده، ملت بزرگ ایران مورد اهانت قرار گرفته اند، رفتارهای مغایر نص صریح قانون و شرع و اخلاق با معترضین و بخصوص بازداشت شدگان صورت گرفته؛ همه این مسائل باید بی هیچ ملاحظه ای در کمال بی طرفی ریشه یابی شده و حقایق - هرچند تلخ - برای مردم روشن شود و مردم شاهد برخورد ریشه ای با خطاکاران باشند.
اینکه گفته شود یک بازداشتگاه غیراستاندارد تعطیل شده کفایت نمی کند. غیراستاندارد یعنی چه؟ یعنی هواکش آن سالم نبوده یا سرویس های بهداشتی اش تمیز نبوده است؟ خیر! متأسفانه جنایت های بی شماری در این قبیل بازداشتگاهها رخ داده و جان های عزیزی از دست رفته است؛ رفتارهایی با جوانان و زنان و مردان این مرز و بوم صورت گرفته است که وقتی مشابه آن در زندان های سایر کشورها رخ می دهد همه حق طلبان بر آشفته می شوند و فریاد دادخواهی سر می دهند. باید مشخص شود این قبیل بازداشتگاهها از سوی چه کسانی ایجاد و مدیریت شده اند و خطاکاران و قانون شکنان در هر لباس و جایگاهی به مردم معرفی شوند.
.مورد زندانیان و بازداشت شدگان هم قضیه به همین صورت است. درست است که بازداشت شدگان باید آزاد شوند ولی تنها این کافی نیست. رفتارهای مغایر با نص صریح قانون و شرع و اخلاق که به هنگام بازداشت این افراد چه در مورد خودشان و چه در مورد خانواده های عزیزشان صورت گرفته همه مسائلی است که باید بی هیچ ملاحظه ای مورد موشکافی قرار گیرد. باید به شدت با عاملان این قبیل رفتارهای قانون گریزانه و سرکشی های غیرشرعی و غیراخلاقی برخورد شود و حقوق و حیثیت های مورد تعدی واقع شده به نحوی جبران شود.
ادعاهایی از سوی برخی رسانه ها و اشخاص حقیقی و حقوقی علیه فعالان سیاسی بازداشت شده مطرح می شود. اگر واقعا جرمی واقع شده اولا باید مدارک دقیق و روشنی برای طرح آن در دست داشت و ثانیا در دادگاهی صالح و با حضور هیأت منصفه و وکیل متهم به صورت علنی صحت و سقم این اتهامات مورد رسیدگی قرار گیرد. ادعاهایی که مطرح شده یا شایعاتی که درخصوص اعترافات دستگیرشدگان می شنویم از نظر قانونی قابل پیگیرد است.
رئیس جمهوری سابق ایران سپس در مورد خونهای ریخته شده در وقایع اخیر تصریح کرد: در نظام اسلامی اگر حتی یک قطره خون ریخته شود فاجعه ای رخ داده، چه رسد به آنچه ما و جهانیان در روزهای تلخی که گذشت شاهد آن بودیم! باید با هر رفتار وحشیانه ای با قاطعیت برخورد شود.
نگرانی بزرگی که همچنان باقی است لطمه ای است که به اعتماد عمومی وارد شده است و باید برای ترمیم آن قدمهای اساسی برداشت. برای بازگرداندن اعتماد عمومی هر هزینه ای که لازم باشد باید پرداخت شود. اما در همین شرایط شاهدیم که خیرخواهانی که برای جلوگیری از ظلم مضاعف و ترمیم اعتماد عمومی پیشنهاداتی را مطرح می کنند ناجوانمردانه با سیل تهمت ها و دروغ ها و نسبت های ناروا روبرو می شوند و اتهام زنندگان و غوغاگران با امنیت خاطر به کار خود ادامه می دهند. حمله های صورت گرفته به شخصیت های نظام مایه تأسف فراوان است. ببینید در این مدت کوتاه به چه شکل علمای بزرگوار، شخصیت های موجه و نخبگان و آحاد ملت مورد اهانت قرار گرفتند. در حالی که انتظار می رفت با افراد و جریان های طراح و مجری جنایات برخورد جدی صورت گیرد.
سید محمد خاتمی سپس با اشاره به جایگاه و نقش مجلس در جمهوری اسلامی خاطر نشان کرد: براساس نص صریح قانون اساسی و بیانات صریح و متعدد امام (ره) مجلس در رأس امور کشور قرار دارد و تحقیق و تفحص در تمامی امور،استیضاح وزرا و حتی تصمیم گیری درباره صلاحیت و کفایت رئیس جمهوری از اختیارات مسلم و خدشه ناپذیر مجلس شورای اسلامی است. اما با این اوصاف در کمال تعجب شاهدیم که دستهایی در پس پرده مانع از رسیدگی و موشکافی مجلس شورای اسلامی در مسائل بسیار مهمی چون حمله وحشیانه به خوابگاه های دانشجویان و وضعیت ناگوار و نگران کننده بازداشت های انجام شده و دستگیرشدگان اعم از شخصیتها و فعالان سیاسی، اصحاب رسانه و فکر و فرهنگ و مردم عادی . می شوند. این مصداق بارز انحراف در نظام است. چه دلیلی دارد که اعتراضات و انتقادات روشن مراجع عظام، علماء بزرگوار، نخبگان و فرهیختگان، حماسه آفرینان دوران دفاع مقدس، متشرعین و میلیونها نفر از مردم بزرگوار و نجیب ایران که این روزها مدام از حماسه حضورشان دم می زنند نسبت به نحوه برگزاری انتخابات اخیر و وقایع ناگوار پس از آن اینچنین با بی توجهی مواجه می شود؟
در چنین شرایطی وظیفه مجلس شورای اسلامی به مراتب سنگین تر می شود. نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی امروز می توانند طرح تحقیق و تفحص از روند برگزاری انتخابات و حوادث پس از آن را در دستور کار خود قرار دهند و مطمئنا اگر هیأت بیطرفی این مهم را عهده دار شود، نتیجه کار می تواند بسیاری مسائل را روشن کند. ما و سایر خیرخواهانی که صدای اعتراضشان شنیده می شود دلسوز انقلاب و نظام و اصول و ارزش های والایی هستیم که متأسفانه امروز مورد تعرض قرار گرفته . ما نگران اندیشه های امام و اصول و معیارهایی هستیم که قانون اساسی به صراحت بر آنها تأکید ورزیده و معتقدیم آنچه که کردند و آنچه که عده ای هنوز بر آن اصرار می ورزند نظام و مردم را متضرر خواهد کرد..
در این دیدار نمایندگان عضو فراکسیون خط امام (ره) مجلس شورای اسلامی با تأکید بر در جریان انتخابات اخیر و حوادث و فجایع پس از آن با برخی بی تدبیری ها و شتاب زدگی های آشکار و به سبب عدم توجه به خواست مردم اعتماد عمومی نسبت به حاکمیت به شدت آسیب دیده خاطر نشان کردند همچنان تلاش این فراکسیون و بسیاری از نمایندگان حق طلب و خیرخواه مردم در مجلس شورای اسلامی بر این است که با بهره گیری از ظرفیت های قانونی موجود و به رغم عدم همکاری دستگاه های ذی ربط با قانونی گریزی ها و قانون ستیزیهای آشکار و پنهان و اقدامات و رفتارهای مغایر قانون و شرع و اخلاق و مخل حقوق اساسی مردم مقابله شود و اندک اندک اعتماد آسیب دیده مردم بازسازی و حقوق مردم اداء شود.
مهندس محمدرضا تابش، دبیر کل فراکسیون خط امام (ره) مجلس شورای اسلامی در این نشست گزارش مختصری از اقدامات مجلس شورای اسلامی و فراکسیون خط امام در مورد وقایع پس از انتخابات اخیر ریاست جمهوری ارائه کرد و تشکیل کمیته ویژه بررسی وضعیت بازداشت شدگان، طرح سؤال از وزرای ذی ربط، نشست های متعدد با رئیس مجلس شورای اسلامی، دادستان کل کشور و درخواست از رئیس قوه قضاییه برای بازدید از بازداشت گاهها و اطلاع بی واسطه از وضعیت نگهداری زندانیان و پیگیری آزادی هرچه سریع تر آنها را از جمله اقدامات اصلی این فراکسیون برشمرد.

+نوشته شده در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت17:16توسط یاری از یاران مصدق | |

سید محمد خاتمی همزمان با چهلم شهدای اعتراضات پس از انتخابات ضمن حضور در منازل شهیدان سهراب اعرابی، اشکان سهرابی، کیانوش آسا و مسعود هاشم زاده با خانواده های داغدار آنان دیدار و ابراز همدردی کرد. وی در این دیدارها با بیان اینکه ایرانیان رشید هرگز از خواست های به حق خود دست بر نخواهند داشت خواستار آن شد که مسؤولان نسبت به جفایی که به مردم شده و خون هایی که به ناحق ریخته شده و رفتارهای جنایت آمیزی که صورت گرفته بی هیچ درنگ و ملاحظه ای برخورد کرده، داد خانواده های کشته شدگان، بازداشت شدگان و آسیب دیدگان بعد از انتخابات را بستانند.
در این دیدارها خویشاوندان شهدای حوادث پس از انتخابات به تشریح دیدگاه خود نسبت به انتخابات ریاست جمهوری دهم و حوادث و فجایع پس از آن پرداخته، خواستار رسیدگی ویژه به عملکرد دستگاههایی که مسبب کشته شدن فرزندانشان هستند شده و کمترین خواسته خود را شناسایی و معرفی عوامل اصلی این جنایات و برخورد قضایی با آمران و عاملان آن شدند.
سید محمد خاتمی نیز ضمن عرض تسلیت و ابراز همدردی با خانواده های شهدا اظهار داشت: اگر اولین حادثه ای که منجر به کشته شدن عزیزانمان شد روز بیست و پنجم خرداد باشد، امروز چهلمین روز شهادت این عزیزان است؛ گرچه با کمال تأسف در این مدت مدام بر عدد شهدا و دستگیر شدگان افزوده شده است. پسندیده تر این بود که چهلم این عزیزان را در اجتماعی بزرگتر که بی شک با حضور صدها هزار نفر از هموطنانمان همراه می شد برگزار می کردیم و که متأسفانه حتی از این امر هم جلوگیری کردند. همه کسانی که امروز فرصت حضور در خانه های این عزیزان را پیدا کرده اند در واقع به نمایندگی از همه ایرانیانی که از این فجایع ماتم زده اند با شما ابراز همدردی می کنند و به روح پاک این شهیدان راه آزادی درود می فرستند و به خانواده های داغداری که عزیزان خود را از دست داده اند تسلیت می گویند.
ملت ما خواستار آزادی، استقلال و پیشرفت ایران بوده و هست و در عین حال که به جد دموکراسی و مردم سالاری را با همه مزایایش می خواهد، خواستار حاکمیت ارزشهای الهی است که مهمترین آنها در عرصه حیات اجتماعی عدالت و اخلاق است؛ دو رکن اساسی انقلاب اسلامی. اگر وضعیتی پیش آمد که بخش قابل توجهی از مردم چه به لحاظ جمعیت و چه به لحاظ جایگاه اجتماعی احساس کنند عدالت و اخلاق نادیده گرفته شده و رأیشان به حساب نمی آید، آنگاه جمهوریت لطمه بزرگی خواهد دید و در عین حال اسلامیت که نشانه بارز آن احیا عدالت و اخلاق است مورد جفایی بزرگ قرار گرفته است.
ایرانیان رشید هرگز از خواست های به حق خود دست بر نخواهند داشت. باید نسبت به جفایی که به مردم شده و خون هایی که به ناحق ریخته شده و رفتارهای جنایت آمیزی که صورت گرفته بی هیچ درنگ و ملاحظه ای برخورد شود. خانواده های داغدار جان باختگان این حوادث به خصوص کسانی که عزیزانشان در کمال صحت و سلامت دستگیر شده اند و به یک باره در کمال ناباوری پیکرهای بی جان جگرگوشه های خود را تحویل گرفته اند، بیش از همه محق هستند که به دادخواهی برخیزند و مسؤولان باید بی درنگ داد آنها را بستانند.
راه آزادی و عدالت و سربلندی راه همواری نیست و اگر به راستی به راهی که برگزیده ایم ایمان داریم، باید هزینه پیمودن آن را نیز بپردازیم و با شکیبایی و ایمان به خدا و امید به موفقیت دست یابیم

+نوشته شده در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت17:7توسط یاری از یاران مصدق | |

و باز هم تقدیم می کنم به روح  پاک و بلند معلم عشق و آزادگی و پیامبر آب و روشنی مرحوم دکتر بیژن شفقی و استوانه حیات او مرحوم دکتر پروین ضیایی

خانه متروک

دانم اکنون از آن خانه دور                  شادی زندگی پرگرفته

دانم اکنون که طفلی به زاری               ماتم از هجر مادر گرفته

هر زمانی می دود در خیالم                نقشی از بستری خالی و سرد

نقش دستی که کاویده نومید                 پیکری را در آن با غم و درد

بینم آن جا کنار بخاری                     سایه قامتی سست و لرزان

سایه بازوانی که گویی                      زندگی را رها کرده آسان

دورتر کودکی خفته غمگین                در بر دایه خسته و پیر

بر سر نقش گلهای قالی                     سرنگون گشته فنجانی از شیر

پنجره باز و در سایه آن                    رنگ گلها به زردی کشیده

پرده افتاده بر شانه در                      آب گلدان به آخر رسیده

گربه با دیده ای سرد و بی نور            نرم و سنگین قدم می گذارد

شمع در آخرین شعله خویش               ره به سوی عدم می سپارد

دانم آکنون کز آن خانه دور                شادی زندگی پرگرفته

دانم اکنون که طفلی به زاری              ماتم از هجر مادر گرفته

لیک من خسته جان و پریشان             می سپارم ره آرزو را

یار من شعر و دلدار من شعر             می روم تا بدست آرم او را

زنده یاد فروغ فرخزاد

 

+نوشته شده در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت2:12توسط یاری از یاران مصدق | |

 

+نوشته شده در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت1:31توسط یاری از یاران مصدق | |

 
قلم - میرحسین موسوی با تبریک اعیاد پیش رو، هر یک از این فرصت‌ها را به عنوان نعمتی دانست که خداوند برای نهضت سبز قرار داده است تا از آن خوب استفاده کند.

به گزارش خبرنگار قلم نیوز، مهندس میرحسین موسوی در دیدار با اعضای تشکل‌های معلمان و فرهنگیان در انجمن اسلامی معلمان ایران با تبریک ماه شعبان و اعیاد این ماه، این فرصت‌ها را نعمتی برای نهضت سبزخواند تا از آن خوب استفاده کند و گفت: این مهم‌ترین مساله است که شبکه عظیم اجتماعی و سبزی که در سراسر کشور ایجاد شده است، اگر هوشیار باشد که هست، باید از تمام این مناسبت‌ها با استفاده از خلاقیت خود استفاده کند.

وی با اشاره به اینکه این مناسبت‌ها زیاد هستند یادآور شد: ما می‌توانیم هر روز برنامه‌ای برای روشنگری و پیگیری اهداف بلند نهضت بزرگ سبز داشته باشیم.

موسوی در ادامه درباره سخنان یکی از اعضای حاضر مبنی بر اینکه جریان حاکم بعد از انتخابات غافلگیر شد و فقط تا زمان انتخابات برای خود برنامه ریزی کرده بود، گفت: فکر می‌کنم این غافلگیری به چند هفته پیش از انتخابات برمی‌گردد زیرا تمام تلاش آنها در جهتی بود که مردم در انتخابات شرکت نکنند.

وی با اشاره به عملکرد رسانه ملی و دیگر رسانه‌های دولتی نسبت به دوره‌های قبل ریاست‌جمهوری، تلاش آنها را در جهت حضور عده قلیلی در انتخابات دانست و بیان کرد: آنها فکر نمی‌کردند که در مدت کوتاهی چنین موج عظیمی ایجاد شود برای همین غافلگیر شدند و طرح‌هایشان ناشیانه اجرا شد و خلل و فرج بسیار زیادی داشت و آنها قدرت مردم را به درستی تخمین نزدند و عمق جریان را به درستی درک نکردند. دلیل برانگیختگی و حضور مردم در خیابان‌ها را درک نکردند در نتیجه کشور و خودشان را با مشکل مواجه کردند.

میرحسین با بیان اینکه مطالبی که قبل از انتخابات، مطرح و بر آن تاکید کرده است چیزی نبوده جز درخواست‌های معمولی ذکر شده در قانون اساسی که مغفول مانده و کنار گذاشته شده بود افزود: ما بخش‌های اندکی از قانون اساسی را اجرا کرده‌ایم. قسمتی از آن را خوانده‌ایم آن هم بر اساس منافع گروهی و جناحی و آن بخشی که به نفع ما نبوده، کنار گذاشته‌ایم.

وی با بیان اینکه جز حقوق مصرح در قانون اساسی چیز دیگری نگفته است، بیان کرد: ما گفتیم شعار مردم در ابتدای انقلاب این بود "در بهار آزادی جای شهدا خالی؟"، حرف ما این است که این آزادی کجاست؟ مگر مردم به خاطر این آزادی به صحنه نیامدند و 22 بهمن 57 راهپیمایی‌های میلیونی در سراسر کشور انجام نشد و شعار آزادی سر ندادند؟ مردم دنبال آزادی بودند، الان این آزادی کجاست؟

موسوی با اشاره به مغفول ماندن بخشی از حقوق مردم و کرامت انسانی زن‌ها، آزادی سخن، اندیشه و گفت‌وگو  و هویت ملی ما و طرح آنها در انتخابات بیان کرد: طبیعی است که این سخنان از دل مردم برخاسته بود که به آنها بازگشت و موج ایجاد کرد و آینده این حرکت هم بستگی به این دارد که ما تا چه اندازه این شعارها را ببینیم و پایبند به آنها بمانیم و حاضر باشیم هزینه این پایبندی را بپذیریم.

میرحسین در ادامه درباره هویت ساختارشکنان گفت: متهم می‌کنند که شما ساختارشکن هستید و از ساختارشکنی استفاده می‌کنید، ما می‌خواهیم بگوییم ما دنبال ساختارهای واقعی برآمده از دل مردم و قانون اساسی هستیم. شما ساختارشکن هستید. با بررسی جریانات یک نمونه از دستگیری‌ها از ابتدا تا انتهای آن می‌توانید ببینید چه کسانی ساختارشکن هستند. لزومی ندارد ما صدها جنایت و تیراندازی و لباس شخصی را ببینیم، فقط کافیست آقایان یک نمونه مثلا پرونده همین روح الامینی، اعرابی یا آقاسلطان را مورد بررسی قرار دهند، خواهند دید که تا چه اندازه ساختارشکنی در مجموعه نظام صورت گرفته است و این به آنچه ما از جمهوری اسلامی و نظام انتظار داشتیم، هیچ شباهتی ندارد.

وی با بیان اینکه ما چنین نظامی را نمی‌خواستیم گفت: آیا ما نظامی را می‌خواستیم که افرادی شبانه بریزند و خانه‌های دانشجویان و مردم را ویران و ماشین‌های آنها را تخریب کنند؟ و بعد همه ارگان‌های موجود از وزارت اطلاعات تا بسیج بگویند این‌ها به ما ربطی ندارند؛ این‌ها از کجا آمده‌اند آیا از کره مریخ آمده‌اند؟ وقتی قتلی رخ می‌دهد، متهم هر کجا باشد آقایان آنقدر قوی هستند که ردش را بگیرند، آن‌وقت ده‌ها و صدها نفری که این جنایت‌ها را مرتکب شده‌اند را نمی‌توانند شناسایی کنند؟ چه کسی این را باور می‌کند؟ آیا این به معنای متهم کردن کل نظام به دروغگویی نیست؟

موسوی در ادامه با اشاره گسترش پوستر دروغ ممنوع در سطح کشور گفت: مردم متوجه شدند که یک دروغ بزرگ پشت این جریانات هست که این همان ساختارشکنی و روی گرداندن از قانون اساسی و همه آرمان‌ها و ایده‌آل‌هایی بود که نظام ما و مردم به آن پایبند بودند. الان هم نظام هیچ چاره‌ای ندارد که به آنها (آرمان‌ها، ساختارها و قانون اساسی) بازگردد و به نظر من اگر برنگردد مردم آن را برخواهند گرداند و مردم خود از راهی که آمده‌اند باز نخواهند گشت.

وی ادامه داد: غافلگیری دیگری که برای آقایان اتفاق افتاد این بود که تصور می‌کردند با چند حرکت بعد از 22 خرداد مردم به خانه‌های خود بازخواهند گشت اما همین که ملتی با این گستردگی و با این همه هزینه‌های بسیار بیش از 40 روز در خیابانهاست نشان‌دهنده عمق این جریان است؛ بعد آقایان ذهنیتشان را داده‌اند به اینکه دو گروه خارج کشور بودند و تماس با سفارتخانه موضوع را حل می‌کند، اینها تصور می‌کردند که احزاب این جریان را هدایت می‌کنند برای همین شخصیت‌ها و سران احزاب را دستگیر کردند و تمام تلاش خود را برای اعتراف‌گیری به کار بردند.

موسوی در ادامه با اشاره به اظهارات آیت‌الله جنتی مبنی بر اینکه که اعترافات دارد گرفته می‌شود گفت: آیا یک روحانی و مجتهد که اصولی دارد می‌تواند این حرف را بزند؟ اعتراف گرفتن داشتیم در اسلام؟ ما آدم‌های کم سوادی هستیم شما که باسواد هستید بیایید شرح دهید کجای اسلام، کجای قرآن و کتب فقهی ما روی مساله اعتراف کردن تکیه کرده‌اند؟ ما هر چه از حضرت علی (ع) شنیده‌ایم، بر عکس این بود، در جهت تبرئه مردم بود و در این جهت بود که مردم علیه خود حرفی نزنند.

وی با یادآوری اینکه این شیوه‌ها نتیجه‌ای در بر ندارد افزود: زیرا این حرکت مردم به شکل هرمی تنظیم نشده است بلکه به صورت یک شبکه گسترده در حال سیر بود که به همه خانواده‌ها نفوذ کرده بود و راز بقای این نهضت هم همین است و هر حرکتی در آینده هم باید به این سمت برود که نمی‌شود یک حرکت گسترده مردمی را در قالب یک تشکل کلاسیک مختصر کرد و کاهش داد. این یک خطر برای این حرکت در آینده است.

موسوی با بیان اینکه هر چه افراد را بازداشت کردند این حرکت گسترده‌تر شد، گفت: قدرت این حرکت از گسترش آگاهی‌هاست و باید آن را پاس بداریم و عمیق‌تر کنیم.

وی با اشاره به اینکه عده‌ای به دولت حاکم رای دادند، بیان کرد: باید آگاهی را در میان این افراد گسترش دهیم و روش دولت تعیین کردن و وزیر عوض کردن و سیاست‌های اقتصادی و ماجراجویی سیاست‌خارجی دولت حاکم را به آنها یادآور شویم.

موسوی در ادامه بر لزوم فراگیر بودن شعارها تاکید کرد و با اشاره به فراگیر شدن نماد سبز میان همه ایرانیان و همبستگی حاصل از این نماد که با هم بودن را نشان می‌داد، گفت: باید شعاری مطرح کنیم که گستردگی آن بتواند ایرانیان داخل و خارج کشور را دربرگیرد و بر اساس آن، حرکتمان را تنظیم کنیم. آنچه من پیشنهاد می‌کنم، ایستادن بر قانون اساسی از زاویه زنده کردن اصول مغفولی است که مهم‌ترین آن آزادیهاست.

وی با اشاره به اصل آزادی برگزاری اجتماعات به درخواست خودش و مهدی کروبی برای برگزاری مراسم یابود شهدای وقایع اخیر در مصلی تهران اشاره کرد و گفت: با این کار دولت را در معرض امتحان قرار دادیم؛ ما نمی‌خواهیم کاری کنیم، سخنرانی هم نداریم،  فقط می‌خواهیم از مصلایی که با هزینه‌های صدها میلیارد تومانی ساخته شده، یک استفاده‌ای کنیم، همان 13 میلیونی که شما می‌گویید، این‌ها هم حقی دارند نسبت به این مصلی و از پول آنها ساخته شده و از بودجه عمومی صرف شده است و متعلق به آنها هم هست، اجازه دهید ما جمع شویم و فقط قرآن بخوانیم، قرآن بخوانیم .

موسوی در ادامه با یادآوری اینکه قانون اساسی می‌تواند مثل رنگ سبز ما باشد و پیوند دهنده ما باشد، افزود: باید توجه کنیم که برای ادامه این حرکت - که برای احیای ارزش‌های اصلی انقلاب اسلامی و ارزش‌هایی است که مردم به‌خاطر آن هزاران شهید دادند- مجبوریم که به قانون اساسی تکیه کنیم و از آن دفاع کنیم و آن را شعار اصلی خود قرار دهیم.

وی با اشاره به اینکه قانون اساسی بر هویت ملی تاکید دارد، از این موضوع که بسیاری از اصول قانون اساسی که می‌تواند مقوم این هویت باشد به تهدید تبدیل شده است، گفت: تکیه بر هویت ایرانی بسیار کارساز است و این هویت ایرانی جدای از هویت اسلامی نیست اما غفلتی در این زمینه صورت گرفته است.

موسوی با اشاره به تکرار فریاد "ایران"، "ایران" در یکی از سفرهایش، تاکید بر این هویت ملی و ایران را ندایی خواند که به ایرانیان خارج از کشور نیز رسید.

وی با اشاره به اینکه حضرت امام (ره) نیز در ابتدای انقلاب تلاش در جمع کردن همه اقلیت‌ها و قومیت‌ها تحت نام ایران داشتند، گفت: وسعت ملتی که تعریف کرده بودیم به حدی بود که همه مردم در آن می‌گنجیدند و بر اساس همین دید هم بود که اقلیت‌ها به مجلس راه یافتند.

میرحسین به رسمیت شناخته شدن حقوق اقلیت در کنار حقوق اکثریت را متاثر از یک گفتمان بسیار مترقی خواند که همه ما را با هم و اقلیت‌ها و قومیت‌ها را با ما و شیعه و سنی را با هم جمع می‌کرد.

موسوی در ادامه قتل‌ها و دستگیری‌های رخ داده را فاجعه خواند و گفت: ما چنین چیزی را حتی قبل از انقلاب هم شاهد نبودند. به کسانی که چنین جنایاتی را مرتکب می‌شوند یادآور می‌شوم که مردم، آنهایی را که قبل از انقلاب مرتکب جنایت شدند به یاد داشتند و آنها را به سزای عملشان رساندند؛ مردم از چنین جنایت‌هایی نخواهند گذشت. چطور می‌شود یک فردی علاقه‌مند به انقلاب، اسلام و کشور حتی یک آدم گناهکار به زندان وارد شود و بعد جنازه او بیرون آید؟ مگر ما پیرو امام علی (ع) نیستم؟ مگر توصیه‌های ایشان را درباره ابن ملجم نشنیده‌ایم؟ مگر درباره عدالت اسلامی صحبت نکرده‌ایم؟

به گزارش قلم‌نیوز، وی افزود: مگر این وضعیت قابل تحمل است؟ چطور سران کشور ما فریاد نمی‌کشند و از این فجایع گریه نمی‌کنند؟ نمی‌بینند اینها را لمس نمی‌کنند. اینها همه کشور را سیاه می‌کنند. اینها دل همه ما را سیاه می‌کنند، اگر ما سکوت کنیم همه ما را ویران می‌کند و همه ما را به جهنم می‌برد. من نسبت به این اعتراض‌ها خوشحالم زیرا این اعتراض‌ها نشاندهنده سلامت ملت ماست مردم ما راضی به جنایت نیستند؛ راضی به اینکه افراد جانی پیدا شوند و به خانه‌ها و ماشین‌های مردم حمله کنند، نیستند؛ این عدم رضایت نشاندهنده زنده بودن ملت ماست و کسانی که در مسوولیت هستند بدانند که اگر ملتی طاقت مخالفت با جنایت‌ها را دارند باید در کنار این ملت و مدافع آنها باشند.

موسوی در ادامه با بیان اینکه کشور نمی‌تواند تبدیل به یک زندان شود که 70 میلیون نفر در آن زندانی شوند، به اصل تفکیک قوا اشاره کرد و گفت: یقین دارم قوه قضاییه نمی‌تواند و حق ندارد به بسیاری از این زندان‌ها سر بزند و اطلاعات بگیرد.

وی با طرح این سوال که آیا در حال حاضر قوه قضاییه مستقل داریم، بیان کرد: آیا قوه قضاییه می‌تواند پرونده همین روح‌الامینی را بررسی کند، الان می‌گویند مریض شده و مننژیت گرفته است، قوه قضاییه بررسی کند ببیند دندان‌های وی به چه دلیل شکسته است؟ آیا زمین خورده است یا کارهای دیگری صورت گرفته است. چنین قوه قضاییه‌ای کشور ما را نجات می‌دهد و به نفع کشور و همه ماست که چنین کاری انجام دهد.

موسوی در ادامه توضیح داد که برای این روح‌الامینی را مثال زد که همه چیز درباره او روشن است، محاسن هم داشته، مذهبی و بسیجی هم بوده است و بعد به این سیل عظیم و موج سبز پیوسته و شاهدان همه می‌گویند که او، زنده دستگیر شده است و بعد در زندان، جنازه‌اش را تحویل داده‌اند.

وی با اشاره به نام امیر جوادی که سایت‌ها به تازگی نام وی را به عنوان یکی از شهدای وقایع اخیر عنوان کرده‌اند با تاسف بیان کرد: ما همه مسلمانیم، حداقل جوانمردی این است که اگر اینها را کشته‌اید، آنها اذیت شده‌اند و زجرکشیده‌اند، لااقل جنازه‌های آنها را بدهید و به خانواده‌های آنها برسید. آن دسته از افرادی که شناخته شده نیستد چه؟ آنهایی که شهرستانی هستند چه می‌شوند؟ اینها را برگردانید به خانواده‌هایشان. چرا اینقدر مردم را آزار می‌دهید؟ چرا مردم را عصبی می‌کنید؟ چرا مردم را تحقیر می‌کنید؟ مردم حق دارند از قبر فرزندان خود خبر داشته باشند.

میرحسین موسوی تاکید کرد که این مشکلات جز با بازگشت به اصول انقلاب و قانون اساسی حل نخواهد شد و ما بیش از هر زمان دیگری نیاز داریم تا به ارزش‌ها و آرمان‌های ابتدای انقلاب و دیدگاه‌های حضرت امام (ره) رجوع کنیم. این به نفع همه ما و آخرت ماست.

وی ، شورش خیابانی خواندن حرکت‌های مردمی را ناشی از اشتباه جریان حاکم در درک حرکت مردم خواند و اینکه آنها فکر کردند با ایجاد حالت امنیتی و بهم‌زدن اجتماعات، حرکت مردم جمع خواهد شد.

موسوی با اشاره به حافظه تاریخی و جمعی مردم یادآور شد که این‌طور نیست که چند ماه بگذرد و مردم همه چیز را فراموش کنند و همه چیز حل شود.

وی در پایان سخنان خود با یادآوری اینکه "نمی‌شود سر مردم را شیره مالید" بیان کرد: خداوند توفیق دهد که همه به راه اسلام و انقلاب برگردیم.

+نوشته شده در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت1:23توسط یاری از یاران مصدق | |

قلم - آیت‌الله العظمی صانعی به نامه سید محمد خاتمی، مهدی کروبی و میرحسین موسوی پاسخ داد و تاکید کرد که باید راه احقاق حق را بدون خشونت و با رعایت حفظ امنیت و رفتار مسالمت‌آمیز ادامه داد.

به گزارش قلم‌نیوز، متن نامه آیت‌الله العظمی صانعی به این شرح است:

"حضور محترم حجج الاسلام والمسلمین آقایان خاتمی، کروبی و دوست مکرم جناب آقای مهندس میرحسین موسوی و سایر امضاکنندگان محترم نامه مورخ 3/5/88
بعد التحیة و السلام؛

تظلم های کتبی شما بزرگان که گویای تعهدتان به اسلام و اهداف مقدس جمهوری اسلامی که توسط امام امت (سلام الله علیه) ترسیم گردیده، دریافت شد.

همانطور که همگان می‌دانند میزان رأی ملت است و مردم طبق منشور قانون اساسی باید بر سرنوشتشان حاکم گردند. بر این اساس باید به سمتی حرکت کنیم که منطق، آزادی بیان، صدق و راستی و دفاع از حقوق انسان ها جایگزین ظلم، ستم، دروغ و شکنجه روحی و جسمی ـ که ماحصل دولت‌های غیر مردمی، مستبد و خودخواه است ـ گردد. اما متاسفانه همانطور که در نامه شما اشاره شده، مدتی است که شاهد افتراء، دروغ و تضییع حقوق مردم، بازداشت و زندانی نمودن، ظلم و آزار و شکنجه‌های روحی و حتی کشتن مردمی که برای دفاع از حق خود تظاهرات مسالمت‌آمیزی را داشته اند، هستیم.

اینجانب به حکم لزوم جلوگیری از ظلم ظالمین به همه کسانی که سببا یا مباشرا در ضرب و جرح و قتل و زندانی کردن انسان‌ها از اقشار مختلف مردم دخالت می‌کنند و به اذیت و ایذاء آنها در زندان‌ها و سلول‌ها ـ که خود ظلم مضاعفی به آنان می‌باشد ـ می‌پردازند می‌گویم که اینگونه ظلم‌ها به کسانی که هیچ پناهگاهی جز خداوند ندارند از گناهان کبیره به شمار می‌رود و آنقدر بزرگ و خلاف انسانیت و معصیتی فوق‌العاده است که سه امام معصوم به سه فرزند خودشان (علیهم السلام) که آنها هم امام بوده‌اند و برای درس به دیگران وصیت کرده‌اند که باید از آن فاصله گرفت و به آن نزدیک نشد: «ایاک و ظلم من لایجد علیک ناصراً الا الله» لذا امیدوارم تا دیر نشده زمینه آزادی تمام زندانیان و اجازه برگزاری مراسم به خانواده شهدای حوادث اخیر داده شود و آمرین و عاملین و محرکین و همه آنها که به نحوی در بروز حوادث اخیر دخیل بوده‌اند توبه نموده و رضایت مضروبان و آسیب‌دیدگان را جلب نمایند و در یک جمله به نصایح خیرخواهانه آیت‌الله هاشمی دامت افاضاته توجه کرده و به آن عمل نمایند تا پرونده دولت بیش از مساله انتخابات و عدم مشروعیت شرعی و مقبولیت که به وسیله قانون اساسی با رأی قطعی و بدون تردید توده مردم حاصل می‌شود، سنگین‌تر نگردد و حقوق اولیه مردم تضییع نشود و به جای توجه به اعتراض توده‌های مردم در داخل و خارج، سینه و قلب جوانان را نشانه نروند که همه ظلم‌ها و اذیت‌ها و اعتراف‌گیری‌ها و دروغ‌پردازی‌ها نه تنها منجر به تقویت حکومت نمی‌شود بلکه موجب ضعف و بغض مردم نسبت به حکام خواهد شد و در نهایت ناله مظلومان، قطعا ذلت و گرفتاری ستمکاران را در زمانی نه چندان دور به دنبال خواهد داشت.

در خاتمه همانطور که قبلا گفته‌ام، بار دیگر به شما و همه ملت شریف و عزیز ایران اسلامی در داخل و خارج و همه کسانی که تلاش می‌کنند صدای مظلومین معترض به انتخابات را به گوش جهانیان برسانند عرض می‌کنم که مبادا فشارها و اذیت‌ها و حق‌کشی‌ها موجب یأس و ناامیدی شما گردد و خواسته ستمکاران تحقق یابد بلکه باید راه احقاق حق را بدون خشونت و با رعایت حفظ امنیت و رفتار مسالمت‌آمیز ادامه داد. خداوند را شاکرم که شما آقایان با حفظ وحدت، که رمز پیروزی شماست و اتحاد توده‌های مردمی را نیز به دنبال خواهد داشت، توانسته‌اید همگام و همفکر با یکدیگر به جلب و جذب مردم مخصوصا نسل جوان بپردازید و شهد شیرین دفاع از حقوق انسان‌ها و حاکمیت مردمی را به یادگار بگذارید.

یوسف صانعی"

+نوشته شده در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت1:15توسط یاری از یاران مصدق | |

قلم - آیت‌الله العظمی عبدالکریم موسوی اردبیلی در اطلاعیه‌ای، رعایت حقوق افراد بازداشت شده، و آزاد کردن هرچه سریع‌تر افرادی که ارتکاب جرمی توسط آنان احراز نشده است و دلجویی از خانواده‌هایی که عزیزان خود را در حوادث اخیر از دست داده‌اند را خواستار شد.


به گزارش قلم‌نیوز، متن نامه آیت‌الله العظمی عبدالکریم موسوی اردبیلی به این شرح است:

"و أطیعوالله و رسوله و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم

وقایع تاسف‌بار اخیر و اتفاقاتی که در شأن نظام اسلامی نبوده و زیبنده‌ی آن نیست، موجبات نگرانی تمام علاقه‌مندان به کشور و نظام جمهوری اسلامی را فراهم آورده و باعث سلب آسایش و آرامش از جامعه شده است. حرمت‌شکنی‌ها و ایراد اتهاماتی که در دادگاه‌های صالحه ثابت نشده‌اند، به بزرگان و شخصیت‌های ملی و دینی، نه تنها جامعه را آرام نمی‌سازد بلکه آتش فتنه را شعله‌ورتر می‌کند. و لا تقف ما لیس لک به علم ان السمع والبصر والفواد کل أولئک کان عنه مسوولا. ادامه این وضعیت به یقین مطلوب هیچ‌یک از دلسوزان کشور نبوده و بیم آن می‌رود که باعث تضعیف پایه‌های نظام و اعتماد عمومی به آن گشته و زمینه‌ساز فتنه‌هایی بس عظیم و بزرگ گردد.

این‌جانب از تمامی مسوولان و دست‌اندرکاران امر می‌خواهم که هرچه سریع‌تر نسبت به ترمیم شکاف‌های ایجاد شده و جبران آسیب‌های وارد آمده اقدام نمایند و در جهت بازسازی اعتماد مردم به نظام تلاش کنند. رعایت حقوق افراد بازداشت شده و برخورد همراه با عطوفت اسلامی و انسانی با آنان و آزاد کردن هرچه سریع‌تر افرادی که ارتکاب جرمی توسط آنان احراز نشده است و هم‌چنین دلجویی از خانواده‌هایی که عزیزان خود را در این حوادث از دست داده‌اند می‌تواند قدری التیام‌بخش بوده و تنش‌های موجود را کاهش دهد.

امید است که با درایت افراد کاردانی که در نظام جمهوری اسلامی مشغول خدمت می‌باشند، کشور از وضعیت بغرنج فعلی رهایی یافته و تجربیات حاصله از این اتفاقات چراغ راهی برای اداره هرچه بهتر و صحیح‌تر امورات جامعه در آینده گردد.

عبدالکریم موسوی اردبیلی

سوم شعبان المعظم ‌١٤٣٠".

+نوشته شده در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت1:13توسط یاری از یاران مصدق | |

ق

لم - مهندس میرحسین موسوی در مورد دادگاه گروهی از فعالان نهضت سبز بیانیه منتشر کرد.

در این بیانیه آمده است:

بسم الله الرحمن الرحیم

می‌گویند فرزندان انقلاب در دادگاهی که دیروز تشکیل شده بود به ارتباط با بیگانه و برنامه‌ریزی برای ساقط کردن نظام جمهوری اسلامی اعتراف کرده‌اند. اینجانب در سخنان آنان دقیق شدم و در حقیقت آن چنین چیزی نیافتم، بلکه شنیدم که با ناله‌ای عمیق از سرگذشت دردناک خود در این پنجاه روز می گفتند؛ انسان‌هایی له شده که ممکن بود به هرچیز دیگری هم که به آن الزام شود اقرار کنند به راستی چه چیز دیگری جز داستان رنج‌هایی که کشیده‌اند ممکن است بگویند. می‌گفتند محسن روح‌الامینی حق داشت که شهید شد. می گفتند که اگر 50 روز ایستادگی نکرده بودیم این نمایش هفته‌ها پیش برگزار می‌شد. می‌‌گفتند هرچه را که به آنان می‌گفتند تا گفته باشند که اینها حرف‌های ما نیست.
دندان شکنجه‌گران واعتراف‌گیران دیگر به استخوان مردم رسیده است تا جایی که اینک از میان کسانی قربانی می‌گیرند که خدمات بزرگ به کشور و نظام در کارنامه دارند و به تهدید دیگرانی سرگرمند که در نشو و نمای این نهضت و تاسیس نظام برخاسته‌ از آن برجسته‌ترین نقش‌ها را بر عهده داشته‌اند. آیا کسانی را که آرزوی شهادت در راه نورانی انقلاب اسلامی داشته‌اند به چیزی کمتر از آن تهدید می‌کنید؟ یا پس از به مسلخ بردن جمهوریت نظام، اسلامیت و آبروی آن را هم با این بی‌آبرویی‌ها هدف گرفته‌اید؟ تنها داوری قطعی وجدان بشری از مشاهدة دادگاه‌هایی اینچنین فرمایشی سقوط اخلاقی و بی‌اعتباری صحنه‌گردانان آن است.
صحنه‌هایی که دیدیم و دیدید جز تدارکی ناشیانه برای شروع به کار دولت دهم نیست. از دادگاهی که همه چیزش تقلبی است انتظار دارند عدم وقوع تقلب در انتخابات را اثبات کند. اگر شما اهل تقلب نیستید آن را در رعایت ظواهر اولیه یک دادرسی قضایی به نمایش بگذارید. با دادخواستی سخیف با طرح مطالبی بی‌ربط، با استناد به کتاب‌هایی که به خروار خمیر می‌شوند، با تکیه بر گزارش خبرنگارانی که نامشان را هم کسی نشنیده است و با استناد به اعتراف‌هایی که رنگ شکنجه‌های قرون وسطایی از آن هویداست انتظار دارند ملت را به چه چیز قانع کنند؟ آیا نخوانده‌اند که پیامبر اکرم (ص) فرمود برای کسی که بعد از شکنجه اقرار کند حدی نیست یا کسی که در زندان یا قید و بند باشد و او را تهدید کرده باشند اقراری برای او نیست (الغدیر جلد ششم).
مردم ما با فرزندان خود که دیشب پس از 50 روز بی‌خبری چهرةشان را دیدند احساس همدردی می‌کنند. برادران ما! غمگین نباشید. بدانید که مردم وضعیت شما را درک می‌کنند و می‌دانند که حفظ جان شما واجب‌تر از هر چیز دیگر است. زود خواهد بود که ملت محاکمه مرتکبین این فجایع را شاهد باشد و بازجویان و شکنجه‌گرانی که این‌گونه با جان و آبروی او بازی می‌کنند بشناسد.
وَلَوْ یُؤَاخِذُ اللّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِم مَّا تَرَکَ عَلَیْهَا مِن دَآبَّةٍ وَلَکِن یُؤَخِّرُهُمْ إلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَإِذَا جَاء أَجَلُهُمْ لاَ یَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلاَ یَسْتَقْدِمُونَ
و اگر خداوند مردم را به [سزاى] ستمشان مؤاخذه مى‏کرد جنبنده‏اى بر روى زمین باقى نمى‏گذاشت لیکن [کیفر] آنان را تا وقتى معین بازپس مى‏اندازد و چون اجلشان فرا رسد ساعتى آن را پس و پیش نمى‏توانند افکنند
میرحسین موسوی

+نوشته شده در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت1:1توسط یاری از یاران مصدق | |


سید محمد خاتمی با نمایشی خواندن آنچه که شنبه دهم مردادماه تحت عنوان دادگاه متهمان حوادث اخیر برگزار شد، اعترافات مطرح شده را فاقد اعتبار عنوان و بر محاکمه مسببان جرم ها و جنایاتی که در بازداشتگاه ها رخ داده تأکید کرد.
سید محمد خاتمی که عصر روز شنبه با جمعی از فعالان سیاسی و نمایندگان فعلی و ادوار مجلس دیدار و گفتگو می کرد تأکید کرد: نظام و دفاع از آن برای همه مهّم و معتبر است و نباید اجازه داد منحرفان به نام نظام به اصل نظام و مردم لطمه بزنند. در نظام ما كه حاصل انقلاب اسلامی است، حقّ و حرمت مردم جایگاه والایی دارد و مدافع اصل نظام کسی است كه از این حقّ و حرمت و از جمله از رأی مردم و تأثیر واقعی آن دفاع كند.
آن طور که من مطلع شدم و همگان شاهد بودند آنچه نام دادگاه متهمان حوادث اخیر بر آن نهادند مغایر با موازین قانون اساسی، قوانین عادی و حقوق شهروندی است.
در این جریان به جای ایراد اتهام جدّی به متهمان، به اصل نظام، مردم و بسیاری از شخصیت های مؤثر و معتبر كه بیش از همگان برای اسلام و نظام و ملّت ایران دلسوزی داشته اند اهانت شد و در واقع تكرار مطالبی بود كه به كرّات برخلاف موازین قانونی و شرعی از بعضی تریبون های خاص ابراز شده بود.
تكیه بر اعترافاتی كه در شرایط خاص بیان شده است، از نظر قانونی هیچ گونه اعتباری ندارد. علاوه بر آنچه در مراحل دستگیری و بازداشت این افراد شاهد آن بودیم، مخدوش بودن شرایط واقعی یک دادگاه علنی، عدم اطلاع قبلی وكلای متهمان و محاكمه شوندگان از زمان دادگاه و محتوای پرونده و موارد متعددی از این دست اشکالات مهّمی است كه به این دادگاه وارد است.
گمان نمی كنم آیت الله شاهرودی ریاست محترم قوه قضاییه نیز با این روند و اقدام موافق باشند؛ آن هم در شرایطی که افکار عمومی در انتظار برخورد با مسائل و فجایعی هستند كه در بعضی از بازداشتگاه ها در جریان دستگیریها رخ داده و در مواردی منجر به قتل شده است و رهبری هم صراحتاً دستور رسیدگی، پیگیری و برخورد جدّی در این زمینه را صادر کرده اند.
رئیس جمهور سابق ایران در پایان خاطر نشان کرد: امیدوارم نمایش هایی از این دست كه زیان آن مستقیماً متوجه اصل نظام خواهد بود و اعتماد عمومی را بیش از پیش مخدوش خواهد کرد مسؤولان را از پیگیری جرائم و جنایت هایی كه صورت گرفته است غافل نكند.
دیدار عصر روز شنبه سید محمد خاتمی با فعالان سیاسی و نمایندگان فعلی و ادوار مجلس در حالی در دفتر وی برگزار شد که مدافعان اصولگرایی در رسانه های صداقت پیشه! خود سراسیمه خبر از سفر وی به یزد به خاطر عدم حضور در مراسم تنفیذ داده بودند.

+نوشته شده در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت0:55توسط یاری از یاران مصدق | |

کوچ عاشقانه دکتر بیژن شفقی مرگ همه گل های باغچه کوچک ما و    وداع با او وداع با همه گل های زیبای باغچه بود

خداحافظ گل لادن  تموم عاشقا باختن

ببین هم گریه هام ازعشق  چه زندونی برام ساختن   

خداحافظ گل پونه  گل تنهای بی خونه

لالایی هات دیگه خوابی به چشمونم نمی شونه

یکی با چشمای نازش دل کوچیکمو لرزوند

یکی با دست ناپاکش گلای باغچه مو سوزوند

تو این شبهای تو در تو خداحافظ گل شب بو

 هنوز آوارتنهایی داره می باره از هر سو

خداحافظ گل مریم گل مظلوم پر دردم

نشد با این تن زخمی به آغوش تو برگردم

نشد تا بغض چشماتو به خواب قصه بسپارم

از این فصل سکوت و شب غم بارونو بردارم

نمی دونی چه دلتنگم از این خواب زمستونی!

تو که بیدار بیداری بگو از شب چی می دونی؟

تو این رویای سر در گم خداحافظ گل گندم

تو هم بازیچه ای بودی تو دست سرد این مردم

خداحافظ گل پونه که بارونی نمی تونه

طلسم بغضو برداره از این پاییز دیوونه

خداحافظ....

بابک صحرائی

+نوشته شده در یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت0:47توسط یاری از یاران مصدق | |

قلم - میرحسین موسوی تاکید کرد: شعار کلیدی مردم در راه سبزی که برگزیده‌اند، "جمهوری اسلامی نه یک کلمه کمتر و نه یک کلمه بیشتر" است.
مهندس میرحسین موسوی روز شنبه در گفت‌وگویی کوتاه با قلم‌نیوز، درباره شعارهای نهضت سبز در در اجتماعات اظهار کرد: شعارهایی مورد حمایت راه سبز میلیونی مردم است که فراتر از قانون اساسی جمهوری اسلامی نرود. خواسته مردم دفاع از جمهوریت نظام در کنار اسلامیت آن است و شعار جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد در بیان این جنبه از مطالبات آنان نقش راهبردی دارد. موسوی همچنین با تاکید بر ظرفیت‌های قانون اساسی افزود: ما به دنبال آزادی، عدالت و کرامت انسانی هستیم و اینها اهدافی هستند که تحققشان با اجماع و تاکید گسترده و تحول‌آفرین مردم بر چارچوب قانون اساسی و مطالبه‌شان برای اجرای کامل و دقیق آن امکان‌پذیر است. ما باید بدانیم برای آن که تغییر به سمت مطلوب صورت گیرد، اجماعی در مورد چنین چارچوبی جنبه سرنوشت ساز دارد و گرنه وارد یک دوران هرج و مرج خواهیم شد. وی درباره ماهیت مطالبات مردم افزود: سرشت جنبش مردم جنبه مسالمت‌آمیز دارد و متکی به خواست عمومی برای استیفای حقوقشان است که در انتخابات گذشته پایمال شده است. موسوی با اشاره به دروغ‌پراکنی‌های رسانه غیرملی و برخی افراد و تریبون‌ها تاکید کرد: به‌رغم ادعای مخالفان، این جنبش حق‌طلبانه و معنوی کوچکترین ارتباطی با خارج ندارد و کاملا داخلی است و ملت ما به خوبی نسبت به اهمیت این فاصله‌گذاری با بیگانگان آگاه است و بر اساس تجربیات دویست‌ساله خود نسبت به نیات اجانب با سوءظن برخورد می‌کند. وی همچنین افزود: در حرکت عظیمی که در سراسر جهان از سوی ایرانیان مقیم خارج در دفاع از مردم داخل کشور صورت گرفت، به طور محسوسی این فاصله‌گذاری نمایان بود و جا دارد از همه این هموطنان سپاس‌گزاری و تقدیر شود.
 

+نوشته شده در شنبه دهم مرداد 1388ساعت23:0توسط یاری از یاران مصدق | |

"و ان الی ربک المنتهی
گذر از معبر دنیا و نیل به جوار رحمت و کرمش، سنتی است الهی و تغییرناپذیر، و ما شاهدان حسرت‌زده عبور عزیزانمان از این گذرگاه، جز تأسف بر این داغ‌ها و دعای خیر چه می‌توانیم کرد.
سیف‌الله داد، یاری ثابت قدم از یاران انقلاب اسلامی در پیش و پس از پیروزی، هنرمندی متعهد و خلاق، مدیری دلسوز و کارشناسی صاحب‌نظر از خانواده فرهنگستان هنر به‌سوی معبود و خالق خویش پر کشید.
این ضایعه را به خانواده محترم و معززشان و به همه اصحاب فرهنگ و هنر تسلیت می‌گویم.
میرحسین موسوی
رییس فرهنگستان هنر "

+نوشته شده در شنبه دهم مرداد 1388ساعت22:24توسط یاری از یاران مصدق | |

تقدیم به روح بلند بیژن شفقی که در آزادگی و صفای باطن وحید بود:

گل مینا بخواب آروم عزیزم              که تو خوابت شب وشبنم بریزم

گل مینا بخواب آروم که دیره             دیگه کم کم داره گریه م می گیره

بخواب آروم که بیداره ستاره             دل مریم هراسونه دوباره

شاید هیچ وقت دیگه بارون نباره        بخواب آروم که شب طاقت بیاره

اگه دل رو به رویای تو بستم             اگه از بغض پاییزت شکستم

نمی دونی تو این شب گریه تلخ          هنوز مدیون چشمای تو هستم

تو معصومی مث اندوه بارون            مث تنهایی یک معبد دور

نشد قسمت کنیم تنهاییمونو                تو این فصل حریق آینه و نور

تو این دنیای دلگیر و مه آلود           کسی جز تو به فکر بغض من نیست

من از چشمای غمگین تو خوندم       که شب اینجا شب عاشق شدن نیست

گل مینا بخواب آروم که شب شد       دل من ازشکستن جون به لب شد

گل مینا بخواب آروم که دیره           دیگه کم کم داره گریه م میگیره

 

+نوشته شده در شنبه دهم مرداد 1388ساعت21:57توسط یاری از یاران مصدق | |