|
بود آیا که در میکده ها بگشایند گره از کار فروبسته ما بگشایند اگر از بهر دل زاهد خودبین بستند دل قوی دار که از بهر خدا بگشایند به صفای دل رندان صبوحی زدگان بس در بسته به مفتاح دعا بگشایند نامه تعزیت دختر رز بنویسید تا حریفان همه خون از مژه ها بگشایند گیسوی چنگ ببرید به مرگ می ناب تا همه مغبچگان زلف دوتا بگشایند در میخانه ببستند خدایا مپسند که در خانه تزویر و ریا بگشایند! حافظ این خرقه که داری تو ببینی فردا که چه زنار ز زیرش به دغا بگشایند!
واعظان کاین جلوه بر محراب و منبر می کنند چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند! مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند؟! گوییا باور نمی دارند روز داوری کاین همه قلب و دغل در کار داور می کنند بنده پیر خراباتم که درویشان او گنج را از بی نیازی خاک بر سر می کنند! یا رب این نودولتان را با خر خودشان نشان کاین همه ناز از غلام ترک و استر می کنند بر در میخانه عشق ای ملک تسبیح گوی کاندر آنجا طینت آدم مخمر می کنند حسن بی پایان او چندان که عاشق می کشد زمره ای دیگر به عشق از غیب سر بر می کنند ای گدای خانقه برجه که در دیر مغان می دهند آبی و دلها را توانگر می کنند خانه خالی کن دلا تا منزل سلطان شود کاین هوسناکان دل و جان جای لشکر می کنند صبحدم از عرش می آمد خروشی عقل گفت قدسیان گویی که شعر حافظ از بر می کنند
|
About![]()
من پرورده آزادی ام استادم علی است. مرد بی بیم و بی ضعف و پرصبر و پیشوایم مصدق مرد آزاد مردی که هفتاد سال برای آزادی نالید...دکتر علی شریعتی
Home
|